جامعه شناسی

 

 جامعه شناسی مطالعه قوانین و فرایندهای اجتماعی است که مردم را نه تنها به عنوان افراد و اشخاص بلکه به عنوان اعضاء انجمنها ،گروهها و نهادهای اجتماعی شناسانده و مورد بررسی قرار می دهد .جامعه شناسی مطالعه زندگی اجتماعی گروهها و جوامع انسانی است.مطالعه ای هیجان انگیز و مجذوب کننده که موضوع اصلی آن رفتار خود ما به عنوان موجودات اجتماعی است .دامنه جامعه شناسی بینهایت وسیع است و از تحلیل برخوردهای گذرا بین افراد در خیابان تا بررسی فرایندهای اجتماعی جهانی را در بر می گیرد.

 

مقدمه

  • انسانها بیشتر عمرشان را در گروهها زندگی می کنند؛آنها به عنوان اعضای خانواده ، ساکنان یک محله یا شهر، اعضای یک گروه خاص اجتماعی یا اقتصادی و یا مذهبی و قومی نیز به عنوان شهروندان یک ملت با یکدیگر رابطه دارند. انسانها حتی اگر خودشان هم آگاه نباشند که اعضای یک گرو هند ، باز به شیوه هایی فکر و عمل می کنند که دست کم بخشی ازآنها را عضویت در گروه تعیین می کند. نوع لباسی که آدمها می پوشند، نوع خوراک و نحوه خوردن آنها، عقاید و ارزشهایشان و رسومی که رعایت می کنند، همگی تحت تأثیر عضویت آنان در گروههای گوناگون می باشند.
  • جامعه شناسی را می توان به عنوان بررسی علمی زندگی گروهی انسانها تعریف کرد.جامعه شناسان در واقع می کوشند تا آنجا که ممکن است این نکته را به دقت و به گونه ای عینی توصیف و تبیین کنند که انسانها چرا و چگونه در گروهها با یکدیگر رابطه دارند.
  • یکی از اهداف عمده جامعه شناسی پیش بینیرفتار اجتماعی و نظارت بر آن است. این هدف در جامعه نوین بصورتهای گوناگونی تحقق می یابد. همچنین جامعه شناسی به تخفیف تعصبها و پیشداوریهایی که مانع انعطاف پذیری بیشتر انسانها در برخورد با موقعیتهای تازه می شوند، کمک می کنند.
  • سرانجام باید گفت که بررسی جامعه شناختی شیوه های نگرش و واکنش نوینی را در برخورد با سیمای پیوسته متغیر واقعیت اجتماعی، برایمان فراهم می آورد.




تاریخچه

 

فهرست مقامها و پیشه ها
پیدا شده در فارا واقع در بین النهرین

 

  • جامعه شناسی جوان ترین رشته علوم اجتماعی است. واژه جامعه شناسی را در سال 1838 اگوست کنت فرانسوی در کتاب فلسفه اثباتی اش بدعت گذاشت .کنت را عموما بنیانگذار جامعه شناسی می دانند. او معتقد بود که علم جامعه شناسی باید بر پایه مشاهده منتظم و طبقه بندی استوار گردد.
  • هربرت اسپنسر انگلیسی در سال 1876 نظریه تکامل اجتماعی را تحول بخشید که پس از پذیرش و رد اولیه ، اکنون بصورت تعدیل شده دوباره پذیرفته شده است. اسپنسر نظریه تکاملی داروین را در مورد جوامع بشری به کار بسته بود. او معتقد بود که جوامع انسانی، از طریق یک تکامل تدریجی، از ابتدایی به صنعتی تکامل می یابند. او در نوشته هایش یادآور شده بود که این جریان یک فراگرد تکاملی طبیعی استکه انسانها نباید در آن دخالت کنند.
  • لستر وارد آمریکایی کتاب جامعه شناسی پویا را در سال 1883 منتشر کرد. او در این کتاب از پیشرفت اجتماعی از طریق کنش اجتماعی با هدایت جامعه شناسان ، هواداری کرد.
  • امیل دورکیم در 1895 کتاب قواعد روش جامعه شناسی را منتشر کرد و در آن ، روشی را که در بررسی ماندگارش از خودکشی در گروههای گوناگون به عمل آورده بود، به روشنی شرح داد. دورکیم یکی از پیش گامان تحول جامعه شناسی است. او سخت بر این باور بود که جوامع بشری با باور داشتها و ارزشهای مشترک اعضایشان انسجام می یابند.
  • ماکس وِبِر (1920-1864)معتقد بود که روشهای علوم طبیعی را نمی توان درباره مسائل مورد بررسی در علوم اجتماعی بکار بست. وبر استدلال می کرد که چون دانشمندان اجتماعی جهان اجتماعی محیط زندگی خودشان را بررسی می کنند، همیشه قدری برداشت ذهنی در بررسیهایشان دخالت دارد. او معتقد بود که جامعه شناسان باید فارغ از ارزشهایشان کار کنند و هرگز نباید اجازه دهند که تمایلات شخصی شان در پژوهشها و نتیجه گیریهایشان دخالت کنند.
  • درس جامعه شناسی در دهه 1890 در بسیاری از دانشگاهها ارائه شد. در 1895، مجله آمریکایی جامعه شناسی انتشارش را آغاز کرد و در 1905 انجمن جامعه شناسی آمریکا بنیان گذاشته شد.




شاخه های اصلی جامعه شناسی

  • مکتب کارکردگرایی
  • مکتب تضاد
  • مکتب کنش متقابل نمادین



حوزه های تخصصی جامعه شناسی




مفاهیم کلیدی جامعه شناسی



روشهای تحقیق و پژوهش در جامعه شناسی

  • کار میدانی
  • پیمایش
  • پژوهش اسنادی
  • آزمایش
  • روشهای دیگر



ارتباط جامعه شناسی با علومدیگر

  • معمولا علوم را به دو شاخه عمده تقسیم می کنند که یکی را علوم طبیعی و دیگری را علوم اجتماعی می گویند. علوم طبیعی با بررسی پدیده های مادی سر و کار دارند ولی علوم اجتماعی عرصه پهناور رفتار انسانی را بررسی می کنند. جامعه شناسی یک علم اجتماعی است.
  • علوم اجتماعی دیگر عبارتند از: روان شناسی(بررسی رفتار فردی)؛روان شناسی اجتماعی(بررسی روابط افراد با گروه)؛علوم سیاسی(بررسی حکومت،فلسفه سیاسی،و تصمیم گیری دولتی)؛اقتصاد(بررسی تولید،توزیع و مصرف کالاها و خدمات در جامعه)؛و انسان شناسی(شامل باستان شناسی که به مطالعه بقایای تمدن های از بین رفته می پردازد،زبان شناسی که بررسی زبان است،انسان شناسی جسمانی که کارش بررسی تکامل انسان است و انسان شناسی فرهنگی یا اجتماعی که با بررسی شیوه های زندگی در میان اجتماعات سراسر جهان سرو کار دارد.) رشته های جامعه شناسی و انسان شناسی فرهنگی و اجتماعی مفاهیم مشترک بسیاری دارند.جغرافیا (که به بررسی نقش مشخصات اقلیمی در فراگرد های گونا گونی چون رشد،انحطاط و جنبش اجتماعات جهان می پردازد)و تاریخ(که رویدادهای گذشته را بر حسب فعالیتهای بشری ثبت و تعیین می کند)،نیز با جامعه شناسی ارتباط دارند.
  • درباره تفاوت میان علوم اجتماعی و رشته های جامعه شناسی دو نظریه مطرح می باشد:
  • نظر اول این است که هر یک از رشته های علوم اجتماعی بطورذ کلی به تحلیل امور و مسائل مربوط به موضوع خود می پردازند.
  • نظر دوم این است که هر یک از علوم اجتماعی به یکی از ابعاد مختلف واقعیت اجتماعی توجه دارد و رشته های جامعه شناسی هم همین کار را انجام میدهند ، اما با این تفاوت که در این حد توقف نمی کند بلکه سعی دارد در تحقیق و مطالعه از یک لایه اجتماعی آنرا به لایه های دیگر ارتباط دهد و بصورت یک کل واحد در نظر بگیرد و تبیین نماید.



جامعه شناسی و اسلام

  • جامعه شناسی اسلامی
  • متفکران و جامعه شناسان مسلمان
  • اسلام و نظریات جامعه شناسی
  • دین اسلام و نظریات جامعه شناسی
  • تفکر اسلامی و نظریات جامعه شناسی
  • کشورهای اسلامی و نظریات اسلامی
  • و سایر موضوعات متنوع در مورد اسلام و جامعه شناسی



متفکران و بزرگان جامعه شناسی



نظریه جامعه شناسی

جامعه شناسی در ایران

مقالات مطرح در مورد جامعهشناسی

خطوط خارجی

 




 

جامعه پذیری

جامعه پذیری به معنای همسازی و همنوایی فرد با ارزشها، هنجارها و نگرشهای گروهی اجتماعی است یا به مفهوم دیگر ، اجتماعی شدن فراگردی است که به واسطه آن ، هر فرد ، دانش و مهارتهای اجتماعی لازم برای مشارکت مؤثر و فعال در زندگی گروهی و اجتماعی را کسب می‌کند. مجموعه این ارزشها ، هنجارها ، نگرشها ، دانشها ، مهارتها ، فرد را قادر می‌سازد که با گروهها و افراد جامعه ، روابط و کنشهای متقابل داشته باشد. فراگرد اجتماعی شدن ، امری مستمر و به اعتباری مادام العمر است.

نگاه اجمالی

یکی از کارکردهای عمومی آموزش و پرورش ، اجتماعی کردن افراد جامعه است. در هر جامعه‌ای ، صرفنظر از کوچکی یا بزرگی ، سادگی یا پیچیدگی ، نوعی آموزش و پرورش یافت می‌شود که ساختار و محتوای آن از جامعه‌ای به جامعه‌ای دیگر ، متفاوت است.

آموزش قواعد و نظم با جامعه پذیری

یکی از مقاصد جامعه پذیری آموزش قواعد و نظامات اساسی ، از آداب و عادات و رفتار روزمره گرفته تا روشهای علمی ، به افراد است. رفتار نامنظم و خلاف قاعده ، معمولا از انگیزه‌های ناگهانی یا محرک آنی ناشی می‌شود. چنین رفتاری ، نتایج و خشنودیهای آتی را در مقابل لذات و رضایتمندی‌های آنی و گذرا ، نادیده می‌گیرد. برعکس ، رفتار مبتنی بر نظم و انظباط ، به منظور پذیرش اجتماعی یا برای دستیابی به یک هدف آتی ، خشنودیهای آنی و گذرا را به تعویق انداخته ، آنها را تعدیل و تحدید می‌کند.

خلاصه انظباطی که طی فراگرد اجتماعی شدن در رفتار ایجاد می شود، ممکن است چنان نافذ و عمیق باشد که حتی اعمال فیزیولوژیکی را تغییر دهد. برخی افراد ، بنا به عادت ، زود از خواب بیدار می‌شوند یا برخی افراد غالبا ، طوری بار می‌آیند که از لحاظ جسمی آمادگی ارتکاب اعمال منع شده اجتماعی را ندارند.

آموزش مهارتها توسط جامعه پذیری

هدف دیگر فراگرد جامعه پذیری ، آموختن مهارتها است (Skills). فقط با اکتساب و یادگیری مهارتهاست که افراد می‌توانند ، در جامعه ، منشأ اثر واقع شوند. در جامعه‌های سنتی ، امور زندگی ، از طریق تقلید و تکرار آموخته می‌شد. در جوامع امروز ، یادگیری مهارتهای انتزاعی خواندن و نوشتن و مهارتهای دشوار دیگر ، از راه آموزش و پرورش رسمی ، مهمترین وظیفه اجتماعی کردن است.

ایجاد امید و آرزو در افراد

فراگرد جامعه پذیری به همان میزان که عادات و رفتار فرد را مطابق هنجارهای اجتماعی ، تحت نظم و انظباط در می‌آورد، به او امید و آرزو می‌دهد. انظباط به خودی خود ، وقتی برای فرد شاق و بی‌پاداش باشد، تحمل سوز است. به تدریج ، به هر یک از اعضای خود ، خواستها و آرزوهایی ، در خور پایگاههایی که با توجه به جنس ، سن ، وابستگی گروهی یا منشأ خانوادگی اشغال خواهند کرد، القا می‌کند.

نیل به آرزوها و یا منع از رسیدن به اهداف

فراگرد جامعه پذیری از طریق برآوردن خواستها ، آرزوها ، امیدها و سوداهای فردی یا ممانعت از دستیابی بدانها برای فرد هویت(Identity) می‌آفریند. در گذشته ، هر فردی هویت خود را بنابه سابقه خانوادگی و طبقه اجتماعی به دست می‌آورد، مثلا ، بسیاری از فرزندان طبقه اشراف انگلستان ، زمانی آداب معاشرت مربوط به طبقه خود را از خدمه مخصوصی می‌آموختند. ولی دانستن این آداب معاشرت نمی‌توانست خدمه مذکور را چه از نظر خود و چه از نظر دیگران ، در شمار اشراف زادگان و نجبا در آورد.

نقش اجتماعی جامعه پذیری

فراگرد جامعه پذیری ، نقشهای اجتماعی (Social Roles) و نگرشها ، انتظارات و گرایشهای مربوط به آن نقشها را به فرد می‌آموزد. نقش‌های اجتماعی ، آمال و آرزوها ، هویتها و قواعد و نظامات رفتاری ، روابط متقابل تنگاتنگی با یکدیگر دارند، مثلا معلمی یک آرزوی معنوی و شغلی است، قواعد و هنجارهای ویژه‌ای دارد، نوعی هویت شخصی است، بالاخره ، یک نقش اجتماعی است. بنابر سنتهای جامعه ، معلم از احترام و مسئولیت معنوی خاصی برخوردار است.

مباحث مرتبط با عنوان

 

سیری در کتب زنان و خانواده

۱مسئله حجاب

نوشته شهید مطهری

انتشارات صدرا

در سال ۱۳۴۹ یکی از فضلا در حاشیۀ نسخه‌ای از چاپ سوم این کتاب، نظراتانتقادی خود را مرقوم نموده و آن را در اختیار استاد می گذارد و ایشان نیز پاسخ های خود را در ذیل آن نقدها می نگارند. از آن جا که این نقدها و پاسخ‌ها برای عموم نیز قابل استفاده بوده و اقدام به چاپ آنها شده است

۲زن در قرآن بر اساس نگاه علامه طباطبایی در المیزان

دفتر تنظیم و نشر آثار علامه طباطبایی

در این کتاب با تأکید بر تساوی بین موقعیت اجتماعی زن و مرد در دین مبیناسلام، موارد مختلف و مرتبط با زنان جامعه اسلامی، از منظر قرآن تبیین و تشریح شده است.

———————–

۳درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام

نویسندهمحمدرضا زیبایی‌نژاد

دفتر مطالعات و تحقیقات زنان

این کتاب که بررسی مقایسه‌ای دیدگاه اسلام و غرب در مورد مسأله زنان است، در دو بخش مبانی نظری و جریان‌شناسی نهضت زنان نوشته شده است.

———————–

۴الگوی جامع شخصیت زن مسلمان

به کوشش محمدتقی سبحانی

دفتر مطالعات و تحقیقات زنان

نگارنده در فصل نخست سه رویکرد اصلی میان اندیشمندان مسلمان نسبت به مسائل زنان را بررسی کرده نشان داده است که در این بین سه گرایش سنت‌گرایی، تجدیدگرایی و تمدن‌گرایی را می‌توان از یک دیگر متمایز ساخت. در فصل دوم درباره مقاهیم الگوی شخصیت زن و واژه‌هایی چون نظام، الگو، شخصیت و جامعیت بحث شده است. در فصل سوم، ساختار الگوی شخصیتی زن و مراحل رسیدن به این نتیجه بررسی گردیده است.

———————–

۵هویت و نقش‌های جنسیتی

نوشته محمدرضا زیبایی‌نژاد

دفتر مطالعات و تحقیقات زنان

این کتاب می‌کوشد با بررسی پرسش‌های اساسی در موضوع هویت جنسی و نقش‌های جنسیتی که از مهم‌ترین موضوعات حوزه مطالعات جنسیتی قلمداد می‌شوند، به تبیین دیدگاه اسلامی در این زمینه بپردازد.

———————–

۶فمینیسم و دانش‌های فمینیستی

نوشته محمدرضا زیبایی‌نژاد

دفتر مطالعات و تحقیقات زنان

این کتاب ترجمه مقالاتی از «دایرةالمعارف فلسفی روتلیج» است که از جمله کتب مرجع در اندیشه‌های معاصر به شمار می‌رود و از یک مقدمه و سیزده فصل تشکیل شده است که در انتهای هر فصل بخشی تحت عنوان «ملاحظات» بیان شده که نویسنده‌های متعدد نقدهای خویش را به نظرات فمینیست‌ها ارائه کرده‌اند.

———————–

۷خانواده در نگرش اسلام و روان‌شناسی

نویسنده: محمدرضا سالاری‌فر

انتشارات: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

این کتاب، شرایط دقیق استفاده از برخی قوانین اسلام در خانواده را به‌طورعینی بیان می‌کند، تا امکان هر‌گونه درک ناقص و سوءاستفاده از آن‌ها را به کمترین حد رساند. این کتاب به دیدگاه‌های جامعه‌شناختی و روان‌شناختی در خانواده توجه دارد که با استفاده از این دیدگاه‌ها و احتزاز از ضعف‌های احتمالی در آن‌ها، آموزه‌هایی ارائه می‌دهد که برای خانواده‌های این عصر مفید خواهد بود.

———————–

۸اسلام و تفاوت‌های جنسیتی

نویسندهحسین بستان

دفتر امور بانوان

نویسنده در این اثر می‌کوشد از یک سو مواردی را شناسایی کند که اسلام در آن‌ها برای زن و مرد، حقوق، وظایف و نقش‌های اجتماعی متفاوت تعیین کرده است و از سوی دیگر این تفاوت‌ها را با تکیه بر تحلیل‌های علمی به ویژه جامعه‌شناختی و روان‌شناختی ارزیابی و توجیه کند.

———————–

۹جنگ علیه خانواده

نوشته ویلیام کاردنر و ترجمه معصومه محمدی

دفتر مطالعات و تحقیقات زنان

نویسنده کتاب «جنگ علیه خانواده» در اثر ۶۰۰ صفحه‌ای خود، به گونه‌ایتفصیلی به بررسی علت‌های بروز بحران فروپاشی خانواده در غرب، به ویژه آمریکا و کانادا، پرداخته است.

———————–

۱۰فمینیسم؛ تاریخچه؛ نظریه، گرایش‌ها و نقد

نویسنده: نرجس رودگر

دفتر مطالعات و تحقیقات زنان

کتاب فمینیسم؛ تاریخچه، نظریات، گرایش‌ها و نقد می‌کوشد تا با ارائه گزارشی اجمالی از تاریخ و گرایش‌های فمینیستی و بیان مهم‌ترین آموزه‌های این مکتب، به نقدی اجمالی از این جنبش بپردازد.

———————–

 

11- جریان‌شناسی دفاع از حقوق زنان در ایران

نوشته ابراهیم شفیعی سروستانی

انشارات: کتاب طه

کتاب «جریان‌شناسی دفاع از حقوق زنان در ایران» حاصل تأملات جناب آقایابراهیمی شفیعی سروستانی است که با هدف تحلیل و بررسی جریان‌هایی که بعد از انقلاب اسلامی با عنوان دفاع از حقوق زنان در ایران پدید آمده‌اند نوشته شده است.

———————–

۱۲خانواده در اسلام

نویسندهحسین بستان

انشتاراتپژوهشگاه حوزه و دانشگاه

این کتاب با هدف معرفی دیدگاه اسلام در باره ابعاد گوناگون زندگی خانوادگی و با نیم‌نگاهی به مسائل جدید در حوزه مطالعات خانواده و در قالب یک منبع درسی برای دانشجویان و طلاب علوم دینی تدوین شده است.

 

َ دوم : حجاب

در گام اول جهت آشنایی اولیه با موضوع حجاب مطالعه منابع ذیل توصیه می شود.
1. 
پوشش زن در اسلام , محمد اشتهاردی.
2 . 
فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی ، غلامعلی حداد عادل، انتشاراتسروش.
3 . 
حجاب دختران: حجاب اسلامی و بهداشت خانواده ، فاطمه قاضی ، ناشر:گلستان ادب .
4 . 
حجاب دختران: آموزش پوشش، به زبان ساده (ویژه دختران جوان ونوجوان) ، محمدعلی کریمی نیا ، ناشر: کوثر ادب – 1387.
5 . 
مجله پرسمان ، مقاله چرائی پوشش, دی ماه 1380 .

در گام بعدی جهت عمق بخشیدن به مطالعات خود در زمینه حجاب مطالعه منابع ذیل توصیه می شود :
1 . 
مسئله حجاب ، پدیدآورنده: مرتضی مطهری ، ناشر: صدرا – 1388 .
2. 
فلسفه چادر، حجاب برتر: تحقیق علمی پیرامون چادر در قرآن و روایات و تاریخ ایران باستان
پدیدآورنده: اسدالله محمدی نیا ، ناشرسبط اکبر – 1386 .
3 . 
مقاله «گستره عفاف به گستردگی زندگی»، نوشته حمیده عامری،فصلنامه کتاب زنان، شورای فرهنگی اجتماعی زنان، شماره 12.
4 . 
حجاب از دیدگاه قرآن و سنت،فتحیه فتاحى‏زاده .
5 . 
حجاب میوه شناخت،سید مسعود آقایى

 

آسیب های اجتماعی چیست؟ انواع آسیبهای اجتماعی و علل و عوامل پیدایش آسیب های

آسیب شناسی  اجتماعی social-pathology مفهوم جدیدی است که از علوم زیستی گرفته شده و مبتنی بر تشابهی است که دانشمندان بین بیماری های عضوی و آسیب های اجتماعی(کجرویها) قائل می شوند. واژه آسیب شناسی از دیدگاه پزشکی به فرایند ریشه یابی بیماری ها گفته می شود

به گزارش هفت روز، آسیب اجتماعی به هر نوع عمل فردی یا جمعی اطلاق می شود که در چارچوب اصول اخلاقی و قوامد عام عمل جمعی رسمی و غیر رسمی جامعه محل فعالیت کنشگران قرار نمی گیرد و در نتیجه با منبع قانونی و یا قبح اخلاقی و اجتماعی روبرومی گردد. به همین دلیل ، کجروان سعی دارند کجروی ها خود را از دید ناظران قانون ، اخلاق عمومی و نظم اجتماعی پنهان نمایند ؛ زیرا در غیر این صورت با پیگرد قانونی ، تکفیر اخلاقی ، طرد اجتماعی مواجه می شوند.

آسیبهای اجتماعی پدیده هایی واقعی، متغیر، قانونمند و قابل کنترل و پیش گیری اند. کنترل پذیری آسیبهای اجتماعی شناخت علمی آنها را در هر جامعه ای برای پاسخ به پرسشهای نظری و عملی و کاربردی از ایده ها و یافته های علمی تولید شده در برنامه ریزی های کوتاه و بلند مدت برای مقابله صحیح با آسیبهای اجتماعی، درمان یا پیشگیری از گسترش و پیدایش آنها را ضروری و پر اهمیت می سازد.

آسیب شناسی اجتماعی

آسیب شناسی اجتماعی به بررسی انواع مشکلات می‌پردازد که در سطح اجتماعی مطرح هستند و سعی می‌کنند علل مختلف آنها را از جنبه‌های مختلف فردی ، اجتماعی و غیره مورد بررسی قرار دهد.

  آسیب های اجتماعی که به تعبیر بعضی از اندیشمندان حاصل و معلول مستقیم انقلاب صنعتی هستند، در اکثر جوامع وجود دارند و تاثیرات خود را می گذارند. اما آن چه جوامع مختلف را در این مورد از هم متفاوت می سازد، نوع نگرش این جوامع به علل به وجود آورنده آسیب ها و راهکارهای اصلاح وبهبود آن است. در مورد نگرش، آن چه مهم است این که این آسیب ها چرا به وجود آمده اند؟ آیا وجود آسیب ها در جوامع امری لازم وضروری است یا می توان جامعه ای بدون آسیب داشت؟ پاسخ به این پرسش ها مستلزم شناخت نظریه های مختلف جامعه شناسی و روان شناسی است که هرکدام سعی درتبیین مسائل ،آسیب ها وبحران های اجتماعی از نظر گاه های مختلف دارند.این دید گاه ها متاثر از باورهای سیاسی و اقتصادی هر جامعه است.

آسیب های اجتماعی از چند جنبه قابل بررسی هستند :

1-     از زوایه انسان ،که هر انسان با هر دین وآئین واعتقاد وفکر ،ومذهب وگرایش ومسلک وارتباط با جناح یا حزب خاصی یا با ترحم یا با هدایت ویا با همراهی اعتقاد دارند که به گروههای آسیب پذیر یاری نمایند مثلاً  هر انسانی دوست دارد به پیر مرد یا پیرزنی کمک کند وهر انسانی دوست دارد به نابینایی کمک کند و...

2-     از زاویه اجتماعی  اگر به این آسیب های اجتماعی بموقع رسیدگی نشود افزایش جرم وجنایت را در پی دارد که مخرب انضباط اجتماعی است

3-     از جنبه سیاسی ، که اگر توجه نشود کشوررا به دامن بیگانگان سوق می دهد وبجای فرهنگ خودی فرهنگ بیگانه در کشور پیاده می شود وبه اعتقادات دینی ومذهبی جامعه لطمه وارد می نماید ، وجود آسیب های اجتماعی ، بزرگنمایی وتبلیغات دشمنان کشور را در پی دارد ضمن آنکه وجود آسیب های اجتماعی در کشور اسلامی عامل تبلیغ منفی بر ضد اسلام است لذا لازم است که آسیب های اجتماعی ریشه یابی شود واز کلی گویی در جامعه پرهیز گردد وبا ارائه راهکارها ی مدرن به جزئیات آسیب های اجتماعی توجه شود

در برخورد با آسیب های اجتماعی تقلید کورکورانه از بیگانگان جایز نیست به دلیل اینکه آسیب های اجتماعی ارتباط کاملی با سنتهای هر جامعه دارد والگو برداری از جوامع دیگر صلاح نیست

ئوال ، وظیفه حکومت در این مورد چیست ؟ حکومت خوب حکومتی است که برای حل آسیب های اجتماعی قرمول صحیح ومنطقی همراه با نو آوری وارائه ابتکارات وخلاقیتها در جهت رسیدن به شکوفایی داشته باشد

سیاست های اجتماعی هر جامعه ای روش های مختلفی را در برخورد با آسیب های اجتماعی پیشنهاد می کند.شیوه ی برخورد با این مسائل هم چنان که پیشتر گفته شد،ارتباط مستقیمی با این سیاست ها دارد.این سیاست ها را هم نهادهایی که در تمامی جوامع وجود دارد تعیین می کند. در مورد راهکارهای اصلاح وبهبود آسیب های اجتماعی هم نظرگاه های مختلفی وجود دارد. عده ای روش انکار و پرده پوشی را تجویز می کنند وعده ای دیگر به روش های پلیسی وسرکوب اعتقاد دارند. جوامعی هم وجود دارند که به این مسائل نگرشی علمی و منطقی دارند وسعی می کنند با قبول وجود این آسیب ها، علت آن ها را با استفاده از روش های علمی بشناسند و برای حذف یا به حداقل رساندن آن ها از روش های منطقی سود ببرند.این جوامع، آنهایی  هستند که در آن ها انباشت علمی صورت گرفته و در اثر ارتباط با فرهنگ های مختلف به سطحی از آگاهی رسیده اند که به حق آزادی و برابری انسان ها و حق برخورداری تمامی انسان ها از حقوق مادی ومعنوی اعتقاد داشته باشند.

 آن چه در مورد آسیب های اجتماعی در ایران می توان گفت این است که به وضعیت خاص سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه، آسیب های اجتماعی علاوه بر این که مسئله ای اجتماعی شمرده می شوند، بار ارزشی نیز دارند. یعنی یک آسیب که در یک جامعه ی با سیاست لیبرال، فقط یک جرم محسوب می شود، در ایران علاوه بر جرم بودن، گناه به شمار می رود. این نگرش خاص به مسئله ی اجتماعی باعث می شود که مجرم یا منحرف بیشتر از آن که جامعه و روابط حاکم بر آن را عامل انحراف خود بداند، خودش را گناه کار می بیند و این می تواند یکی دیگر از آسیب های فردی و اجتماعی باشد.

در جوامع مدرن امروز تمایل بر این است که این سیاست ها هرچه بیشتر توسط نهاد آموزش و پرورش و نهاد خانواده به جامعه تزریق شده و نهاد سیاست حداقل دخالت را در این امور دارد.اما در جوامعی که در آن ها نهاد سیاست قدرتمندتر است، این سیاست ها توسط این نهاد وضع و به جامعه دیکته می شود.تجربه نشان داده است که جوامع نوع اول در مهار بحران های اجتماعی موفق تر عمل کرده اند.چون مردم راهکارهای مقابله با آسیب های اجتماعی را وضع واز آن ها حمایت می کنند.اما در جوامعی که سیاست های اجتماعی را نهاد سیاست وضع می کند،لاجرم باید ضمانت های اجرایی آن ها را هم تعیین کند که در این حال استفاده از نیروهای حافظ قوانین و حامی نظام سیاسی مثل پلیس ضرورت پیدا می کند.

حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی نیزبه سیاست های اجتماعی مربوط است.دراین مورد نیز وقتی حمایت از آسیب دیدگان به طور کامل در اختیار نهاد سیاست قرار می گیرد،این نهاد از دیدگاه منافع خود به آن ها نگاه می کند،اما وقتی مردم یک جامعه به حمایت از این آسیب دیدگان می پردازند،بسیار عمیق تر و کامل تر عمل می کنند.چون مردم در متن این آسیب ها قرار دارند،آن ها را خوب می شناسند وبرای حمایت ازافرادی که دچار بحران هستند انگیزه های قدرتمندی دارند.

  یکی از راهکارهای حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی،سازمان ها وتشکل های غیر دولتی است.این سازمان ها که در تمامی جوامع ریشه دارند در عصر کنونی کارکردهای مختلف و موثری پیدا کرده اند و نقش مهمی در حیات جوامع ایفا می کنند.سازمان های غیردولتی با تاثیرگذاری در وضع و اجرای سیاست های اجتماعی،در نقش های مختلفی مثل مشاور دولت،منتقد دولت وگاه حتی به عنوان بازوی اجرایی سیاست های اجتماعی دولتها فعالیت دارند.این سازمان ها با ویژگی های منحصر به فردی که دارند،امروزه به نماد حکومت مردم تبدیل شده اند و به نظر می رسد در هر جامعه ای که این سازمان ها فعال تر و گسترده تر عمل می کنند،آرمان حکومت مردم بر مردم دست یافتنی تر می نماید.

موضوعات مورد بحث در آسیب شناسی اجتماعی

آنچه روشن است اینکه بحث آسیب شناسی اجتماعی عمدتا با مسائل و مشکلات سر و کار دارد. پژوهشها و تحقیقات متعدد برای شناخت انواع این آسیبها و علل بروز آنها صورت می‌دهد و نظریاتی را برای حل آن مسائل پیشنهاد می‌کند.

بر این اساس زمینه‌هایی چون فرهنگ و هنجارهای یک جامعه ، ویژگیهای اقتصادی و سیاسی و جغرافیایی یک جامعه نیز در حوزه مطالعات آسیب شناسی اجتماعی قرار می‌گیرد. چرا که بررسی آسیبهای اجتماعی بدون در نظر گرفتن شرایط زمینه‌ای یک جامعه میسر نخواهد بود.

چه چیزی به عنوان آسیب شناخته می‌شود؟ حدود و شخور آن چقدر است؟ عوامل زمینه ساز و علل آشکار کننده آن کدامها هستند؟ در کدام طبقات گسترش بیشتری دارند؟ در کدام سنین گسترش بیشتری دارند؟ توانایی جامعه برای کنترل و نظارت بر آنها چقدر است؟ از چه راههایی می‌توان به کاهش آنها مبادرت کرد؟ همه اینها سوالاتی هستند که در حوزه آسیب شناسی اجتماعی مورد بررسی قرار می‌گیرند.

اهمیت آسیب شناسی اجتماعی

هر جامعه‌ای متناسب با شرایط خود ، فرهنگ ، رشد و انحطاط خود با انواعی از انحرافات و مشکلات روبروست که تاثیرات مخربی روی فرآیند ترقی آن جامعه دارد. شناخت چنین عواملی می‌تواند مسیر حرکت جامعه را بسوی ترقی و تعامل هموار سازد، بطوری که علاوه بر درک عمل آنها و جلوگیری از تداوم آن عمل با ارائه راه حلهایی به سلامت جامعه کمک نماید. به عنوان مثال مسأله اعتیاد را در نظر بگیریم. این مساله هم به عنوان یک مشکل فردی و هم یک معضل اجتماعی مطرح است. روشن است در سطح اجتماعی منجر به از بین رفتن نیروها و انرژی بارآور جامعه می‌شود. شناسایی علل اساسی و کنترل آنها می‌تواند بسیاری از نیروهای از دست رفته جامعه را تجدید نموده ، در مسیر کار سالم جامعه هدایت کند.

شیوه عمل آسیب شناسی اجتماعی

آسیب شناسی اجتماعی همچون سایر حوزه‌های اجتماعی و عللی ، از شیوه عملی برای بررسی موضوعات مورد نظر خود استفاده می‌کند. به عبارتی برای مطالعه و بررسی علل ، زمینه‌ها و راه حلها در زمینه کجرویها و آسیبها ، هم از لحاظ ذهنی به صورت شناخت مفاهیم خاص و هم به کمک ابزار وسایل تحقیق عینی به صورت پژوهشهای علمی استفاده می‌شود. چنین پژوهشهایی پیرامون انحرافات اجتماعی به صورت تحقیق علمی به حدود ۸۰  ۹۰ سال پیش باز می‌گردد. البته در آن زمان این پژوهشها کمتر جنبه واقع بینانه داشته‌اند. ولی پس از مدتی پژوهشها بر شالوده‌ای صحیح‌تر استوار شد و تلاش شد از شیوه‌هایی که دقت و اعتبار بیشتری در برآورد مشکلات اجتماعی دارند استفاده گردد.

پرسشنامه‌های مختلف تهیه شد، شیوه‌های اعتبار یابی و استفاده از روشهای معتبر معمول شد و از اصول روش تحقیق که در علوم انسانی کاربرد مفیدی دارد استفاده گردید. به این ترتیب اطلاعات لازم در زمینه انواع انحرافات و مشکلات در سطح یک جامعه جمع آوری گردید. این فعالیتها سیر تکاملی خود را سیر می‌کند و همچون پیشرفت سایر علوم شیوه‌های متکاملتری برای بررسی و ارزیابی در زمینه آسیبهای اجتماعی بدست می‌آید.

اجتماعی مطالعه بی نظمی ها و آسیب های اجتماعی همراه با علل و انگیزه های پیدایی آنها و نیز شیوه های پیشگیری و درمان این پدیده ها ، به انضمام مطالعه شرایط بیمار گونه اجتماعی است ؛ زیرا خاستگاه اصلی آسیب ها و گژ رفتاری های اجتماعی را باید در کل حیات اجتماعی و نوع خاص روابط انسانی جستجو کرد. نابسامانی های اقتصادی  اجتماعی چون : فقر ، تورم ، گرانی ، بیکاری ، فقدان امنیت مالی  و حقوقی و دیگر عواملی که باعث محرومیت» می شوند ، زمینه مساعدی را برای انواع مختلف آسیب های اجتماعی چون: خود کشی ، سرقت ، اعتیاد به مواد مخدر ، الکیسم ، فرزند آزادی ، زور گیری ، طلاق ، گدایی و ... فراهم می آورند . از این رو مفهوم آسیب شناسی گسترده وسیعی پیدا می کند و از ابعاد ارزشی و کاربردی فراوانی برخوردار می گردد.

مطالب موجود به سه بخش جداگانه و در عین حال به هم پیوسته ، تقسیم شده است.بخش اول شامل چیستی آسیب های اجتماعی ، کژرفتاری ها و جرایم و انواع آنها است و بخش دوم به تبیین سه گانه زیست شناختی ، روان شناختی  و جامعه شناختی می پردازد و بخش سوم به بررسی برخی از انواع آسیب های اجتماعی خاص اشاره دارد. در این بخش سعی شده است هریک از آسیب های اجتماعی مورد بررسی دقیق قرار گیرد و با ذکر یک یا چند "مورد" نسبت به تبیین و ریشه یابی آنها اقدام گردد.

. گونه شناسی آسیب های اجتماعی

در گونه شناسی آسیب های اجتماعی از ملاک های متفاوتی می توان استفاده نمود. این ملاک ها ، در هر جامعه ای حداقل چهار خرده نظام فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی خاص دارند که در هر یک از این حوزه ها کنشگران فردی و جمعی می توانند با رعایت اصول و قواعد عمل جمعی مورد قبول در آن حوزه ها به چهار نوع سرمایه یا منبع ارزشمند-سرمایه فرهنگی یا دانش ، سرمایه اجتماعی یا تعهد منزلت ، سرمایه سیاسی یا قدرت و سرمایه اقتصادی یا ثروت- مورد نیاز هر جامعه دست یابند. هر نوع فعالیتی که خارج از چارچوب اصول و قواعد عام عمل جمعی برای رسیدن به منابع ارزشمند صورت گیرد ، کجروی محسوب می شود. بنابر این ، در مجموع با چهار گونه کجروی روبه رو هستیم).

تعریف و هدف های آسیب شناسی

در پزشکی به مطالعه و شناخت ریشه بی نظمی های ارگانیسم( موجود زنده) آسیب شناسی

می گویند. در مشابهت کالبد انسانی با کالبد جامعه(نظریه اندام وارگی) می توان آسیب شناسی را مطالعه و ریشه یابی بی نظمی های اجتماعی تعریف کرد.

به گزارش هفت روز؛ درواقع آسیب شناسی اجتماعی  ، مطالعه ناهنجاری ها و نابسامانی های اجتماعی نظیر  بیکاری ، فقر ، اعتیاد ، خود کشی ، روسپیگیری ، رشوه خواری ، ولگردی ، زورگیری ، گدایی و ... همراه با علل و شیوه های پیشگیری و درمان آنها و نیز شرایط بیمار گونه اجتماعی است.

 هدف ها و مقاصد آسیب شناسی اجتماعی را چنین می توان بر شمرد:

1.       مطالعه و شناخت آسیب های آسیب های اجتماعی و علل و انگیزه های پیدایی آنها و نیز بررسی شخصیت کژرفتاران و ویژگی های جسمانی ، روانی ، فرهنگی و اجتماعی آنان. شناخت درست درد ها و آسیب ها ، نخسین شرط چاره جویی و بیش از نیمی از درمان است ؛ درد تشخیص ناداده را درمان نتوان کرد ؛ زیرا هر گونه ساختن بدون شناختن ، تیر در تاریکی رها کردن است.

2.      پیشگیری از آسیب های اجتماعی به منظور بهسازی محیط زندگی و جمعی خانوادگی.از آنجا که پیشگیری همواره ساده تر ، عملی تر و کم هزینه تر از درمان است ، دارای اهمیت بسیار می باشد.

3.     درمان آسیب دیدگان اجتماعی یا بکارگیری روش های علمی و استفاده از شیوه های مناسب برای قطع ریشه ها و انگیزه های آنان.

4.     تداوم درمان برای پیشگیری و جلوگیری از بازگشت مجدد کژ رفتاری و بررسی شیوه های بازپذیری اجتماعی.

در عصر ما پیشگیری مهمتر از درمان است. بسیاری از آسیب شناسان اجتماعی برآنند که برای مبارزه با کژرفتاری ها باید زمینه اجتماعی آنها را از میان برداشت و برای حصول این منظور رعایت دو اصل ضروری است

 

انواع آسیبهای اجتماعی


مقدمه

مسئله مربوط به آسیبهای اجتماعی از دیرباز در جامعه بشری مورد توجه اندیشمندان بوده است. همزمان با گسترش انقلاب صنعتی و گسترش دامنه نیازمندیها ، محرومیتهای ناشی از عدم امکان برآورده شدن خواستها و نیازهای زندگی موجب گسترش شدید و دامنه‌دار فساد ، عصیان ، تبهکاری ، سرگردانی ، دزدی و انحراف جنسی و دیگر آسیبها شده است

هر چند اکثر مشکلات اجتماعی انواعی تکراری در طول نسلهای مختلف هستند، اما چنانکه مشاهده می‌شود برخی از این انواع در برخی نسلها اهمیت بیشتری پیدا کرده است و حتی برخی انواع این آسیبها در نسلهای بعدی زاده شده‌انداز سوی دیگر از آنجایی که یکسری علل غالب در هر جامعه وجود دارند که نسبت به سایر علل اهمیت بیشتری در بروز آسیبها دارند، هر چند از انواع متمایز آسیبها سخن می‌رود، اما عمدتا همپوشیهایی بین آنها دیده می‌شود.

وابستگی دارویی یا اعتیاد

اعتیاد به معنی تمایل به مصرف مستمر یا متناوب یک ماده برای کسب لذت یا رفع احساس ناراحتی اطلاق می‌شود که قطع آن ناراحتیهای روانی یا اختلالات جسمانی ایجاد می‌کند. در گرایش به اعتیاد عوامل مختلفی شناسایی و مطرح شده‌اند. این عوامل هر چه باشند (که البته در مباحث مربوط به علت شناسی حائز اهمیت هستند.) سرچشمه بسیاری مشکلات فردی ، خانوادگی و اجتماعی هستند. اعتیاد به سبب ویژگیهای ذاتی خود ، اغلب با سایر آسیبها همراه می‌شود و موجب هدر رفتن نیروهای ثمربخش جامعه می‌شود.

انحرافات جنسی

غریزه جنسی هم می‌تواند منشأ بروز عالیترین نمودارهای ذوقی و هنری باشد و هم منشأ تشکیل بنیاد یک خانواده و هم منشأ بسیاری از جرائم. عوامل مختلف محیطی و خانوادگی و اجتماعی سر منشأ بروز انواع انحرافات جنسی هستند. هر چند برخی از این نوع انحرافات مشکلاتی فردی هستند، ولی اکثر آنها به آن جهت که در ارتباط با فرد دیگر معنی پیدا می‌کنند عوارض اجتماعی را در بر خواهند داشت

از سوی دیگر مبارزه با این دسته از آسیبها در برخی موارد نیازمند تغییرات اساسی اجتماعی است و لازم است تحولاتی کلی و برنامه ریزی‌های دقیقی جهت رفع آنها صورت گیرد و این تغییرات با ارائه آموزشهای وسیع اجتماعی برای افراد و خانواده‌ها و رفع عوامل بنیادی امکانپذیر خواهد بود. این دسته از انحرافات نیز اغلب با سایر آسیبها در ارتباط نزدیک هستند و گاهی حتی موجب بروز مشکلات جدی می‌شوند. مثل بیماری ایدز که با انحرافات جنسی ارتباط نزدیک دارد.

سرقت و دزدی

بطور کلی سرقت و دزدی هم از لحاظ عرفی و هم از لحاظ قانونی به عنوان یک آسیب جدی محسوب می‌شوند. هر چند عوامل متعددی در بروز این مشکل شناخته شده‌اند، مثل فقر و بیکاری ، اعتیاد و شیوه‌های تربیتی ، اما باید توجه داشت مبانی شخصیت اهمیت ویژه در ارتکاب دزدی دارند. این افراد معمولا از لحاظ رشد اخلاقی در سطح خیلی پایین و ضعیف هستند و بطور کلی ثبات و استواری و قدرت تحلیل و تفکر درباره پیامدهای رفتار خود را به قدر کافی ندارند. در مباحث مربوط به علل زردی به علل تربیتی تأکید فراوان می‌شود. الگوهای رفتاری خود والدین ، واکنشهای آنها درباره دزدیهای کوچک دوران کودکی ، مسأله پول توجیهی و کمک به شناخت مسأله مالکیت در دوره کودکی در ارتباط نزدیک با رفتارهای دزدی بزرگسالی و نوجوانی دارند.

خودکشی

خودکشی هر چند در وهله اول یک مشکل فردی به شمار می‌رود ولی از آنجایی که فرد در اجتماع زندگی می‌کند و تأثیرات متقابلی همواره بین آنها برقرار است، به عنوان یک معضل اجتماعی مورد بررسی قرار می‌گیرد. آمار خودکشی معمولا با سایر جرایم و آسیبها ارتباط پیدا می‌کند، بطوری که در میان گروههای مبتلا به اعتیاد خودکشی بیشتر دیده می‌شود. همچنین در آسیبهای مربوط به انحرافات جسمانی بویژه در میان قربانیان این انحراف خودکشی پدیده شایعی است. در میان بیماران روانی بویژه افسردگیهای شدید نیز اغلب خودکشی مسأله قابل توجهی است

به هر حال خودکشی پیوندهایی با متغیرهای اجتماعی دارد بطوری که علاوه بر تأثیری که از شرایط اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. ارائه راهکارهای مناسب در بررسی مشکلات گروههای در معرض خطر مثل معتادین و خانواده‌های آن ، بیماران روانی و خانواده‌های آنها ، خانواده‌های نابسامان و آموزشهای فردی در مواجهه با تغییرات اساسی روشهایی سودمند خواهد بود. در این راستا توجه به گروههای سنی که در معرض خطر بیشتری هستند و خودکشی در میان آنها رواج بیشتری نسبت به سایر گروههای سنی دارد، مثل نوجوانان و جوانان اهمیت زیادی دارد.

مهاجرت

مهاجرت علاوه بر مشکلات اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی که دارد مستلزم تغییراتی خاص است که مطابقت و سازگاری با آنها اغلب مشکلاتی را برای فرد و جامعه ایجاد می‌کند. به عبارتی علاوه بر اینکه مهاجرت در برنامه ریزیهای کلان اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی مشکلاتی را ایجاد می‌کند، مثل مهاجرت روستاییان به شهرها که خالی شدن روستاها از سکنه ، کاهش کشاورزی ، افزایش مشاغل کاذب و ... را به دنبال دارد موجب می‌شود، تا فرد برای سازگاری با تغییرات حاصل فشار زیادی را متحمل شود

شوک فرهنگی یکی از عوارض حاصل از مهاجرت است که با اضطراب وافسردگی ، احساس جدا شدن و مسخ واقعیت و مسخ شخصیت مشخص است. تحقیقات نشان می‌دهد شیوع مشکلات روحی و روانی بین مهاجرین بخصوص در بین مهاجرینی که شرایط مقصد بسیار متفاوت از شرایط مبدأ یا محل سکونت قبلی آنها بوده است شیوع بیشتری دارد. رایجترین اختلال علائم پارانوئید یا سوء ظن است که به احتمال قوی به دلیل تفاوتهای آنان از نظر زبان ، عادات و آداب و رسوم ، چهره ، نوع لباس و غیره است.

بی ‌خانمانی

منابع فزاینده‌ای وجود مسائل ویژه‌ای را در افراد بی خانمان تأیید می‌کنند. چنین کسانی ممکن است در خیابانها سرگردان باشند یا به علل برخی بزهکاریهای دیگر که معمولا توأم با بی خانمانی آنهاست مثل دزدی ، اعتیاد و... در زندانها یا کانونهای اصلاح و تربیت بسر برند. در بین افراد بی خانمان دسته‌های مختلفی از افراد دیده می‌شود، یک دسته شامل بیماران روانی شدید هستند که اغلب یا مدتهاست از خانواده خود دورند یا بطور موقتی از خانه خارج شده‌اند. معتادین گروه دیگری از این افراد را شامل می‌شوند که معمولا مراحل عمیق اعتیاد خود را می‌گذرانند

کودکان خیابانی و دختران و زنانی که با بی خانمانی به انحرافات جنسی نیز مبتلا هستند دو دسته دیگر را در بین افراد بی خانمان تشکیل می‌دهند.بسته به مکان جغرافیایی محله فقیر نشین شهر ، پارک شهر ، حومه شهر و نواحی روستایی خصوصیات این جمعیت فرق می‌کند. برخی در محدوده جغرافیایی نسبتا ثابتی می‌مانند در حالیکه عده‌ای از یک قسمت کشور به بخشهای دیگر یا از منطقه شهر به مناطق دیگر مسافرت می‌کنند.

فقر

فقر در واقع مادر تمام آسیبهای اجتماعی است. فقر با بسیاری مسائل زیر پا از جمله ضعف تندرستی و افزایش مرگ و میر ، بیماری روانی ، شکست تحصیلی ، جرم و مصرف دارو رابطه دارد. هر چند خود فقر بطور ذاتی یک مشکل و آسیب است، اما این لزوما به این معناست که تمام افرادی که زیر خط فقر زندگی می‌کنند. افرادی نابسامان و مشکل ساز برای اجتماع هستند. مشکلات اقتصادی ، عدم تأمین نیازهای جسمی و روانی اغلب زمینه‌ای برای بروز و ظهور مشکلات اجتماعی دیگری است.

بیکاری

بیکاری معضل اجتماعی دیگری است که هم آسیبهای جدی فردی و هم آسیبهای قابل ملاحظه اجتماعی را در دامن دارد. بیکاری بویژه در نسل پر انرژی و جوان که انرژی و قدرت و نیروهای آنها راکد و بی‌مصرف باقی می‌ماند نمود بیشتری پیدا می‌کند و زمینه را برای انوع انحرافات اجتماعی فراهم می‌سازد. وجود فرصتهای همیشه خالی ، عدم تحمل بیکاری ، فقدان قدرت تأمین نیازها به دلیل نداشتن درآمد، زمینه‌هایی آماده برای کاشت بذر جرم و انحرافات می‌باشند.

علل و عوامل پیدایش آسیب های اجتماعی و راه‌های پیشگیری از آن

خبرگزاری فارس: به طور مشخص می توان عوامل عمده زیر را به عنان بسترها و زمینه های پیدایش انحرافات اجتماعی و یا هر رفتار نابهنجار نام برد; عواملی که نقش بسیار تعیین کننده ای در پیدایی هر رفتاری، اعم از بهنجار و یا نابهنجار، ایفا می کنند. در عین حال، مهم ترین عامل یعنی خود فرد نیز نقشی تعیین کننده ای در این زمینه بازی می کنند.

پیشگفتار

مطالعه انحرافات و کجروی های اجتماعی و به اصطلاح، آسیب شناسی اجتماعی (Social Pathology) عبارت است از مطالعه و شناخت ریشه بی نظمی های اجتماعی. در واقع، آسیب شناسی اجتماعی مطالعه و ریشه یابی بی نظمی ها، ناهنجاری ها و آسیب هایی نظیر بیکاری، اعتیاد، فقر، خودکشی، طلاق و...، همراه با علل و شیوه های پیش گیری و درمان آن ها و نیز مطالعه شرایط بیمارگونه و نابسامانی اجتماعی است.1 به عبارت دیگر، مطالعه خاستگاه اختلال ها، بی نظمی ها و نابسامانی های اجتماعی، آسیب شناسی اجتماعی است; زیرا اگر در جامعه ای هنجارها مراعات نشود، کجروی پدید می آید و رفتارها آسیب می بیند. یعنی، آسیب زمانی پدید می آید که از هنجارهای مقبول اجتماعی تخلفی صورت پذیرد. عدم پای بندی به هنجارهای اجتماعی موجب پیدایش آسیب اجتماعی است. 
از سوی دیگر، اگر رفتاری با انتظارات مشترک اعضای جامعه و یا یک گروه یا سازمان اجتماعی سازگار نباشد و بیشتر افراد آن را ناپسند و یا نادرست قلمداد کنند، کجروی اجتماعی تلقّی می شود. سازمان یا هر جامعه ای از اعضای خود انتظار دارد که از ارزش ها و هنجارهای خود تبعیت کنند. اما طبیعی است که همواره افرادی در جامعه یافت می شوند که از پاره ای از این هنجارها و ارزش ها تبعیت نمی کنند. افرادی که همساز و هماهنگ با ارزش ها و هنجارهای جامعه و یا سازمانی باشند، «همنوا» و یا «سازگار» و اشخاصی که برخلاف هنجارهای اجتماعی رفتار کنند و بدان ها پای بند نباشند، افرادی «ناهمنوا» و «ناسازگار» می باشند. در واقع، کسانی که رفتار انحرافی و نابهنجاری آنان دائمی باشد و زودگذر و گذرا نباشد، کجرو یا منحرف نامیده می شوند. این گونه رفتارها را انحراف اجتماعی یا (
Social Devianced) و یا کجروی اجتماعی گویند.

حال سؤال این است که چگونه تشخیص دهیم رفتاری از حالت عادی و ـ به اصطلاح ـ نرمال خارج شده و به حالتی غیرنرمال و نابهنجار تبدیل شده است؟ ملاک ها و معیارهایی وجود دارد. با این معیارها و ملاک ها می توان تشخیص داد که رفتاری در یک سازمان، نهاد و یا جامعه ای عادی و مقبول و نرمال است، یا غیر عادی، غیرنرمال و نابهنجار. عمدتاً چهار معیار برای این امر وجود دارد:

1.   ملاک آماری: از جمله ملاک های تشخیص رفتار نابهنجار، روش توزیع فراوانی خصوصیات متوسط است که انحراف از آن، غیر عادی بودن را نشان می دهد. کسانی که بیرون از حد وسط قرار دارند، افراد نابهنجار تلقّی می شوند و رفتار آنان رفتاری غیرنرمال و انحرافی تلقی می شود. برای مثال، از نظر آماری وقتی گفته می شود که لباسی مُد شده، یعنی بیشتر افراد جامعه آن را می پوشند. بنابراین، صفتی که بیشتر افراد جامعه نپذیرند، خارج از هنجار تلقّی شده و غیر طبیعی و نابهنجار تلقّی می شود.

2.    ملاک اجتماعی: انسان موجودی اجتماعی است که باید در قالب الگوهای فرهنگی و اجتماعی زندگی کند. اینکه تا چه حد رفتار فرد با هنجارها، سنّت ها و انتظارات جامعه و یا نهاد و سازمان خاصی مغایرت دارد و جامعه چگونه درباره آن قضاوت می کند، معیار دیگری برای تشخیص رفتار نابهنجار و بهنجار است. یعنی رفتاری که مورد قبول افراد نباشد و مثلا با پوشیدن لباس خاصی از سوی افراد جامعه با عکس العمل آنان مواجه شویم، این گونه رفتارها نابهنجار تلقّی می شود. البته، این معیار هم در همه جوامع امری نسبی است.

3.    ملاک فردی: از جمله ملاک های تشخیص رفتار نابهنجار، میزان و شدت ناراحتی است که فرد احساس می کند. یعنی اگر این رفتار خاص، با ارزش ها و هنجارهای اجتماعی سازمان خاصی مثلا فرهنگیان و یا کل افراد جامعه ناسازگار باشد، یعنی به سازگاری فرد لطمه بزند و با عکس العمل افراد آن جامعه یا آن نهاد مواجه گردد، چنین رفتاری نابهنجار تلقّی می شود.3

4.    ملاک دینی: علاوه بر این، در یک جامعه دینی و اسلامی، معیار و ملاک دیگری برای تشخیص رفتارهای بهنجار از نابهنجار وجود دارد; چرا که معیارهای مزبور، معیارهایی است که توسط افراد یک جامعه با قطع نظر از نوع اعتقادات، مورد پذیرش واقع می شود; یعنی افراد جامعه در خصوص ارزش یا هنجاری بودن موضوع خاص توافق نموده، در عمل به آن پای بندند و متخلفان را بسته به نوع و اهمیت هنجار، تنبیه می کنند. امّا در یک جامعه دینی و اسلامی معیارهای فوق برای ارزش های اجتماعی است و در آنجا کارایی دارد. معیار تشخیص ارزش ها و هنجارهای دینی به وسیله آموزه های دینی تعیین می شود. ممکن است رفتاری خاص در همان اجتماع هنجار تلقّی نشود و مرتکبان را کسی توبیخ و یا سرزنش نکند ولی در شرایطی خاص ارتکاب چنین عملی در یک جامعه دینی هنجارشکنی تلقّی شود. برای مثال، خوردن و آشامیدن در روزهای عادی و حتی در یک جامعه دینی هنجار شکنی تلقّی نمی شود. ولی اگر همین عمل در جامعه مذکور و در ماه مبارک رمضان و در ملأ عام صورت گیرد، تخطی از هنجارهای دینی تلقّی شده، مجازات سختی هم از نظر دینی و شرعی و هم از نظر اجتماعی در انتظار مرتکب چنین عمل ناپسندی می باشد.

بنابراین، معیار دیگر تشخیص رفتارهای نابهنجار و بهنجار در جامعه دینی، تطبیق و سازگاری و یا عدم تطبیق و ناسازگاری با آموزه ها و هنجارهای دینی است. اگر عمل و رفتاری با هنجارها و آموزه های دینی سازگار باشد، عملی بهنجار و اگر ناسازگار باشد، عملی نابهنجار تلقّی می شود.

حال سؤال این است که آسیب ها و انحرافات اجتماعی چگونه پدید می آیند و عوامل پیدایش آسیب ها و انحرافات اجتماعی کدامند؟ بررسی و ریشه یابی انحرافات اجتماعی از اهمیّت زیادی برخوردار است. انحرافات و مسائل اجتماعی امنیت اجتماعی را سلب و مانعی برای رشد و توسعه جامعه محسوب می شود. به طور کلی، هر رفتاری که از آدمی سر می زند، متأثر از مجموعه ای از عوامل است که به طور معمول در طول زندگی سر راه وی قرار دارد و وی را به انجام عملی خاص وادار می کند.

هر چند بررسی عمیق انحرافات اجتماعی مجال دیگری می طلبد، اما به اجمال، به چند عامل مهم پیدایش انحرافات اجتماعی اشاره می گردد.

عوامل به وجودآورنده انحراف و کجروی در جوامع مختلف یکسان نیست و مناطق از نظر نوع جرم، شدت و ضعف، تعداد، و نیز از نظر عوامل متفاوتند. این تفاوت ها را می توان در شهرها، روستاها و حتی در مناطق مختلف و محله های یک شهر مشاهده کرد. در هر جامعه و محیطی سلسله عواملی همچون شرایط جغرافیایی، اقلیمی، وضعیت اجتماعی، اقتصادی، موقعیت خانوادگی، تربیتی، شغلی و طرز فکر و نگرش خاصی حاکم است که هر یک از این ها در حسن رفتار و یا بدرفتاری افراد مؤثر است.

شهرنشینی لجام گسیخته، گسترش حاشیه نشینی و فقر، اتلاف منابع و انرژی را به دنبال دارد. حاشیه نشینی در شهرها، با جرم رابطه مستقیم دارد. تنوع و تجمل، اختلاف فاحش طبقات اجتماعی ساکن شهرهای بزرگ، تورّم و گرانی هزینه های زندگی، موجب می شود تا افراد غیر کارآمد که درآمدشان زندگی ایشان را کفاف نمی دهد، برای تأمین نیازهای خود، دست به هر کاری هر چند غیر قانونی بزنند. از دیگر عوامل محیطی جرم، می توان فقر، بیکاری، تورّم و شرایط بد اقتصادی نام برد که بر همه آحاد جامعه، اقشار، گروه ها و نهادها تأثیر گذاشته و آنان را تحت تأثیر قرار می دهد.

در پیدایش انحرافات اجتماعی و رفتارهای نابهنجار و آسیب زا عوامل متعددی به عنوان عوامل پیدایش و زمینه ساز می تواند مؤثر باشد:

عوامل فردی: جنس، سن، وضعیت ظاهری و قیافه، ضعف و قدرت، بیماری، عامل ژنتیک و....

عوامل روانی: حساسیت، نفرت، ترس و وحشت، اضطراب، کم هوشی، خیال پردازی، قدرت طلبی، کم رویی، پرخاشگری، حسادت، بیماری های روانی و...

عوامل محیطی: اوضاع و شرایط اقلیمی، شهر و روستا، کوچه و خیابان، گرما و سرما و....

عوامل اجتماعی: خانواده، طلاق، فقر، فرهنگ، اقتصاد، بی کاری، شغل، رسانه ها، مهاجرت، جمعیت و... .

از آنجا که ممکن است در پیدایش هر رفتاری، عوامل فوق و یا حتی عوامل دیگری نیز مؤثر باشد، از این رو، نمی توان به یک باره فرد بزهکار را به عنوان علت العلل در جامعه مقصر شناخت و سایر عوامل را نادیده گرفت. 
اگر فرد، هر چند برای سرگرمی و تنوع و تفرّج دست به بزهکاری بزند، این کار وی کم کم زمینه ای خواهد بود تا به سمت و سوی بزهکاری سوق یابد. دلیل عمده این کار، چگونگی شروع به انجام عمل بزهکارانه و کشیده شدن فرد به این راه است. افراد بزهکار افرادی هستند که همه زمینه ها و شرایط لازم برای انحراف در آنان وجود دارد. مهم ترین عامل در انحراف افراد و ارتکاب عمل نابهنجار، فردی است که موجب سوق یافتن وی به سمت بزهکاری می شود; چرا که فردی که می خواهد اولین بار دست به بزهکاری بزند، نیازمند فردی است که او را راهنمایی کرده و به این سمت هدایت نماید.

دومین عامل، امکانات و شرایطی است که فرد در اختیار دارد و زمینه ارتکاب وی را برای اعمال خلاف اجتماع فراهم می آورد.

فقر در خانواده، عدم تأمین نیازهای اساسی خانواده، دوستان ناباب، محیط آلوده و...نیز از عوامل روی آوری فرد به بزهکاری است.

در عین حال، به طور مشخص می توان عوامل عمده زیر را به عنوان بسترها و زمینه های پیدایش انحرافات اجتماعی و یا هر رفتار نابهنجار نام برد; عواملی که نقش بسیار تعیین کننده ای در پیدایی هر رفتاری، اعم از بهنجار و یا نابهنجار، ایفا می کنند. در عین حال، مهم ترین عامل یعنی خود فرد نیز نقشی تعیین کننده ای در این زمینه بازی می کنند.

اجمالا، علل و عوامل پیدایش آسیب های اجتماعی، به ویژه در میان نوجوانان و جوانان را می توان به سه دسته عمده تقسیم نمود: 1. عوامل معطوف به شخصیت; 2. عوامل فردی; 3. عوامل اجتماعی.

 

الف. عوامل شخصیتی

این دسته از عوامل معطوف به عدم تعادل روانی، شخصیتی و اختلال در سلوک و رفتار است که به برخی از آن ها اشاره می شود:

ویژگی های شخصیتی افراد بزهکار و کجرو

معمولا ویژگی های شخصیتی افراد بزهکار، بی قاعدگی رابطه و ارتباط میان فرد و جامعه و ارتکاب رفتارهای نابهنجار و خلاف مقررات اجتماعی است، ولی معمولا از نظر مرتکب و عامل آن در اصل و یا در مواقعی خاص، این گونه رفتارها ناپسند شمرده نمی شود. افراد روان رنجور و روان پریش نسبت به ارزش ها، هنجارها و مقررات اجتماعی بی تفاوت بوده و کمتر آن ها را رعایت می کنند. اعمال و شیوه های رفتاری این گونه افراد نظام اجتماعی را متزلزل و گاهی نیز مختل می کند و موجب می شود که رعایت ارزش های اخلاقی و هنجارها در جامعه و نزد سایر افراد زیرسؤال رفته و آن را به پایین ترین سطح عمل تنزل دهد.

برخی از مشخصه های بارز و برجسته شخصیتی این گونه افراد، خودمحوری، پرخاشگری، هنجارشکنی، فریبندگی ظاهری و عدم احساس مسئولیت می باشد. این گونه افراد به پیامد عمل خود نمی اندیشند، در کارهای خود بی پروا و بی ملاحظه هستند و در پند گرفتن از تجربیات، بسیار ضعیف بوده و در قضاوت های خود یک سویه می باشند. این نوع شخصیت ها عمدتاً از محیط اجتماع، خانه و مدرسه فرار کرده، پای بند قواعد، مقررات و هنجارهای اجتماعی نیستند و به دنبال هر چیزی می روند که جلب توجه کند. حتی در پوشش و سبک و شکل ظاهری خویش، به ویژه در شیوه لباس پوشیدن، آرایش مو و صورت به گونه ای که خلاف قاعده و خلاف سبک مرسوم سایر افراد اجتماع باشد، عمل می کنند تا جلب توجه نمایند.

گروهی از افراد بزهکار و کجرو نیز ویژگی های شخصیتی دیگری دارند; خودمحور و پیوسته به تمجید و توجه دیگران نیازمندند و در روابط خود با مردم به نیازها و احساسات آنان توجه نمی کنند. این افراد اغلب با رؤیاهایی در مورد موفقیت نامحدود و درخشان، قدرت، زیبایی و روابط عاشقانه آرمانی سرگرم اند. اغلب این افراد والدینی داشته اند که از نظر عاطفی نسبت به آنان بی توجه اند یا سرد و طردکننده بوده و یا بیش از حدّ به آنان محبت کرده و ارج می نهند.

آنان به علت سرکوب خواسته ها و فقدان ارضای تمایلات درونی، از کانون خانواده بیزار شده و به رفتارهای نابهنجار نظیر فرار از خانه، ترک تحصیل، سرقت و اعتیاد گرایش پیدا می کنند.

گروهی نیز افرادی برون گرا و به دنبال لذت جویی آنی هستند، دَم را غنیمت می شمارند، دوست دارد در انواع میهمانی ها و جشن ها شرکت کنند، تشنه هیجان و ماجراجویی اند، به همین دلیل برای لذت جویی دست به اعمال خلاف و بزهکارانه می زنند.

سرانجام گروهی از افراد بزهکار نیز مشخصه بارزشان، پرجوش و خروشی و بیان اغراق آمیز، هیجانی، روابط طوفانی بین فردی، نگرش خودمدارانه و تأثیرپذیری از دیگران است. این گونه شخصیت ها برای آنکه «خود»ی نشان دهند، هر تجربه ای را حتی اگر برای آنان گران تمام شود، انجام می دهند. هیجان طلبی، ماجراجویی، تنوع طلبی، کنجکاوی، استقلال طلبی افراطی، خودباختگی احساسی و غلبه کنش های احساسی بر کنش های عقلانی از جمله مشکلات رفتاری است که فرد را به سوی موقعیت های خطرزا و ارتکاب اعمال بزهکارانه رهنمون می کند.

از دیگر مشکلات روحی ـ روانی که منجر به رفتارهای ضداجتماعی می شود، می توان به ضعف عزّت نفس، احساس کهتری، فقدان اعتماد به نفس، احساس عدم جذابیت، افسردگی شدید، شیدایی و اختلال خلقی اشاره نمود. چنین افرادی معمولا مستعد انجام رفتارهای نسنجیده و انحرافی هستند.

 

ب. عوامل فردی

در حوزه عوامل فردی، می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1.       آرزوهای بلند;

2.        خوش گذرانی و لذت طلبی;

3.        قدرت، استقلال و عافیت طلبی;

4.        زیاده خواهی;

5.        بی بندوباری و لاابالی گری;

6.        بی هویتی و بی هدفی در زندگی.

افراد گاهی اوقات برای رسیدن به آمال و آرزوهای بلند و دست نیافتنی و مدینه فاضله ای که رسانه های ملی و یا ماهواره ها تبلیغ می کنند، مرتکب جرایم می شوند. گاهی اوقات هم ارتکاب جرایم را فقط یک کار تفنّنی و به عنوان گذران اوقات فراغت می دانند با اینکه ممکن است در خانه و محیط اطراف خود مشکل حادی هم نداشته باشند که آنان را مجبور به ارتکاب رفتار نابهنجار نماید، ولی فقط به خاطر اینکه در چند روز زندگی خوش باشند، دست به ارتکاب اعمال خلاف عرف و اجتماع می زنند.

گاهی نیز افراد از نعمت خانواده و والدین عاطفی برخوردارند، اما به خاطر شکست در تحصیلات و ناتوانی در ادامه تحصیل، تحقیر معلمان و فشارهای بی مورد والدین مجبور می شوند خود را به گونه ای دیگر نشان دهند و ـ به اصطلاح ـ «خودی» نشان دهند. و این حکایت از میل به استقلال طلبی، قدرت طلبی و یا عافیت طلبی در نوجوانان و جوانان دارد که به دلیل عدم ارضای صحیح آن دست به ارتکاب اعمال ناشایست می زنند.5 
عده ای از نوجوانان نیز به دلیل روحیه تنوع طلبی و زیاده خواهی و عدم تربیت صحیح و عدم هدایت درست این غریزه طبیعی، دست به اعمال خلاف می زنند.

گاهی هم عده ای ممکن است دارای زندگی مرفهی باشند و هیچ گونه کمبود مالی و عاطفی نداشته باشند، ولی به دلیل این که روحیه فاسدی دارند و ـ به اصطلاح ـ بی بند و بار و بی هویت اند و یا هدفی در زندگی ندارند، میل به بزهکاری پیدا می کنند.

 

ج. عوامل اجتماعی

در بررسی آسیب ها و انحرافات اجتماعی، به عنوان یک پدیده اجتماعی، به علل اجتماعی انحرافات می پردازیم. به هر حال، عوامل متعددی در این زمینه نقش دارند که در اینجا به برخی از آن ها اشاره می گردد:

1.     عدم پای بندی خانواده ها به آموزه های دینی

مطالعات و تحقیقات نشان می دهد تا زمانی که اعضای جامعه پای بند به اعتقادات مذهبی خود باشند، خود و فرزندانشان به فساد و بزهکاری روی نمی آورند. در پژوهشی که توسط مرکز ملی تحقیقات اجتماعی کشور مصر در سال 1959 صورت گرفته است، 72 درصد نوجوانان بزهکار، که به دلیل سرقت و دزدی توقیف و یا زندانی شده بودند، نماز نمی گزاردند و 53 درصد آنان در ماه رمضان روزه نمی گرفتند.6 به هر حال، این اندیشه که کاهش ایمان مذهبی یکی از علل عمده افزایش نرخ جرم در جوامع پیشرفته و غربی است، نظری عمومی است. تحقیقات صورت گرفته در کشور نیز مؤید همین نظریه است.

بنابراین، افزایش انحرافات اجتماعی می تواند ناشی از عدم پای بندی خانواده ها به آموزه های دینی باشد.

 

2. آشفتگی کانون خانواده

از دیگر مؤلفه های مهم در سوق یافتن نوجوانان و جوانان به سمت و سوی بزهکاری و انحرافات اجتماعی، گسسته شدن پیوندهای عاطفی و روحی میان اعضای خانواده است. هر چند در بسیاری از خانواده ها، پدر و مادر دارای حضور فیزیکی هستند، اما متأسفانه حضور وجودی و معنوی آنان برای فرزندان محسوس نیست. در چنین وضعیتی، فرزندان به حال خود رها شده، ارتباط آنان با افراد مختلف بدون هیچ نظارت، ضابطه و قانون خاصی در خانوده صورت می گیرد. روشن است که چنین وضعیتی زمینه را برای خلأ عاطفی فرزندان فراهم می کند.

در برخی از خانواده ها پدر، مادر و یا هر دو، بنا به دلایلی همچون طلاق و جدایی، مرگ والدین و... نه حضور فیزیکی دارند و نه حضور معنوی. در این گونه خانواده ها که با معضل طلاق و جدایی مواجه هستند، فرزندان پناهگاه اصلی خود را از دست داده، هیچ هدایت کننده ای در جریان زندگی نداشته، در پاره ای از موارد به دلیل نیافتن پناهگاه جدید، در دریای موّاج اجتماع، گرفتار ناملایمات می شوند.

علاوه بر طلاق، مرگ پدر و یا مادر نیز بسان آواری سهمگین بر کانون و پیکره خانواده سایه افکنده، و در برخی موارد به دلیل بی توجهی یا کم توجهی به فرزندان و جایگزین شدن عنصر نامناسب به جای فرد از دست رفته، ضعیف شدن فرایند نظارتی خانواده، افزایش بیمارگونه بحران های روحی و روانی فرزندان و... موجب روی آوری فرد به ناهنجاری ها و انحرافات اجتماعی می شود.

بر اساس نتایج یک پژوهش، 47 نفر از جامعه آماری به نحوی از انحا از جمله عوامل کلیدی و مهم بزهکاری خویش را والدین، خانواده، بی توجهی، بی موالاتی و عدم نظارت آنان دانسته اند; به عبارت دیگر، از نظر آنان والدین ایشان در بزهکاری شان نقش داشته اند.

بر اساس نظریه «کنترل» دورکیم که معتقد است ناهمنوایی و هنجارشکنی و کجروی افراد ریشه در عدم کنترل صحیح و کارای آنان دارد، به طوری که هرچه میزان کنترل اجتماعی بیشتر باشد و نظارت های گوناگون از راه های رسمی و غیررسمی، بیرونی و درونی، مستقیم و غیرمستقیم توسط والدین و جامعه وجود داشته باشند و حساسیت مردم و مسئولان افزایش یابد، میزان همنوایی مردم بیشتر خواهد بود، نیز بیانگر همین مسئله است که آشفتگی کانون خانواده یکی از عوامل مهم سوق یافتن فرزندان به سوی انحرافات اجتماعی است.

همچنین با توجه به پژوهش های صورت گرفته در این زمینه، سارقان عمده عوامل سارق شدن خویش را «بد رفتاری، بداخلاقی، بی تفاوتی، بدزبانی و عدم برآورده شدن انتظارات از سوی همسر، خانواده و والدین» دانسته اند.

در یک پژوهش، حدود 68 درصد سارقان معتقدند که والدینشان در گرایش آنان به سرقت نقش داشته اند. 
با توجه به همین پژوهش، عدم رضایت از رفتار والدین، تربیت ناصحیح، عدم کنترل و نظارت بر فرزندان، مشکلات عاطفی ناشی از فوت یکی از والدین، بی تفاوتی والدین، بی سوادی آنان و... جملگی حکایت از عدم امکان و یا عدم کنترل و نظارت فرزندان توسط والدین داشته و از آن رو که ارتباط صمیمانه والدین با فرزندان در این پژوهش به میزان قابل توجهی کم بوده و والدین نسبت به فرزندان خویش بی توجه بوده اند، این گونه رفتارها موجب سرخوردگی فرزندان شده، زمینه ساز بروز مشکلات رفتاری برای آنان شده است.

روی آوری به سرقت یکی از راه های برون رفت از نظر جوانان در این پژوهش تلقّی شده است.

 

3.  طرد اجتماعی

چگونگی برخورد دوستان، افراد فامیل و همسایگان با فرد بزهکار، در نوع نگاه متقابل وی با دیگران تأثیر بسزایی دارد. در مجموع، اگر این برخوردها قهرآمیز و به صورت طرد فرد از محیط اجتماعی باشد، جدایی وی از جامعه سرعت بیشتری می یابد. این نوع برخورد، همواره به عنوان هزینه ارتکاب هر جرمی مدّنظر است. علاوه بر این، افرادی که دارای منزلت و پایگاه اجتماعی پایینی هستند و یا از نقص عضو، بیماری جسمی، روحی، و مشاغل پایین خود یا والدین شان رنج می برند، نیز از سوی افراد جامعه مورد بی مهری قرار گرفته و ناخواسته طرد می شوند. این گونه افراد برای جبران این نوع کمبودها، و شاید هم برای رهایی از این گونه بی مهری ها و معضلات، دست به ارتکاب جرایم و انواع انحرافات اجتماعی می زنند.

 

4.     نوع شغل

از دیگر متغیرهایی که در مطالعات و تحقیقات صورت گرفته در زمینه ارتکاب بزهکاری و انحرافات اجتماعی نقش بسزایی دارد، و مورد تأکید قرار گرفته است، ارتباط نوع شغل افراد با انحراف و بزهکاری است. همواره رابطه ای بین وضع فعالیت و شغل فرد با نوع رفتارهای وی وجود دارد. گرچه بین بی کاری و سابقه جرم و زندانی و دفعات ارتکاب جرم، رابطه معناداری مشاهده می شود، ولی این امر بدین معنا نیست که لزوماً بیکاری علت تکرار جرم باشد; زیرا ممکن است این رابطه به صورت معکوس باشد; یعنی کسانی که بیشتر مرتکب جرم می شوند، بیشتر شغل خود را از دست داده و بیکار می شوند. در یک مطالعه، 79 نفر، که بر اثر زندان شغل خود را از دست داده بودند، دارای دلایل متفاوتی بودند. از جمله، بی اعتماد شدن مدیریت، (38 نفر)، مقررات مربوط به کارکنان دولت (19 نفر)، غیبت طولانی از محیط کار (12 نفر) و از دست دادن سرمایه (10 نفر).

از جمله نکات مهم در نوع شغل، حساس بودن و اهمیت شغل است. هر چه شغل فرد مهم تر و از حساسیت بیشتری برخوردار باشد، هزینه ارتکاب جرم نیز افزایش می یابد. این مهم در خصوص مشاغل دولتی حایز اهمیت است. در حالی که، بیشتر مشاغل مستقل چنین حساسیتی ندارند و مجازات زندان موجب از دست دادن شغل مذکور نمی شود. بر اساس نتایج یک تحقیق، با افزایش مدت زندان و حبس، دفعات از دست دادن شغل افراد نیز افزایش می یابد.

علاوه بر این، مشاغل دارای اعتبار و منزلت اجتماعی پایین و کم درآمد نیز موجب می شود که فرد صاحب چنین شغلی برای جبران هزینه های زندگی و افزایش اعتبار و یا منزلت خویش به شغل های دوم و سوم روی آورده، و ناخواسته از خانه، کاشانه، زن و فرزندان و تربیت آنان غافل شده، موجبات گسست، تلاشی خانواده و انحرافات آنان را فراهم آورد. در یک پژوهش از میان سارقان، بالاترین تراکم مشاغل افراد سارق، مربوط به مشاغل کارگری، رانندگی و دامداری بوده است. عموماً مشاغل افراد سارق، از نوع مشاغل سطح متوسط به پایین جامعه است. این نوع مشاغل عموماً پرزحمت و کم درآمد می باشد.

 

5.     بی کاری و عدم اشتغال

از دیدگاه جامعه شناسان و روان شناسان بی کاری یکی از ریشه های مهم بزهکاری و کجروی افراد یک جامعه است. بی کاری موجب می شود که افراد بیکار جذب قهوه خانه ها و مراکز تجمع افراد بزهکار شده، به تدریج، به دامان انواع کجروی های اجتماعی کشیده شوند.

علاوه براین، چون بی کاری زمینه ساز بسیاری از انحرافات اجتماعی است، افراد با زمینه قبلی و برای کسب درآمد بیشتر دست به سرقت می زنند; چرا که فرد به دلیل نداشتن شغل و درآمد ثابت برای تأمین مخارج زندگی مجبور است به هر طریق ممکن زندگی خود را تأمین نماید. از نظر چنین فردی، بزهکاری به ظاهر معقول ترین و بهترین این راه هاست. حاصل تحقیقات صورت گرفته نیز حکایت از تأثیر قاطع بی کاری و فقر بر افزایش بزهکاری دارد.

 

6.     فقر و مشکلات معیشتی

در میان علل و عوامل پیدایش بزهکاری و ارتکاب انحرافات اجتماعی، عامل فقر و مشکلات معیشتی و اقتصادی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. عدم بضاعت مالی مکفی خانواده ها و ناتوانی در پاسخگویی به نیازهای طبیعی و ضروری مانند فراهم ساختن امکان ادامه تحصیل حتی در مقطع متوسطه، تأمین پوشاک مناسب، متنوع و متناسب با سلیقه و روحیه آنان و... زمینه ساز بروز دل زدگی، سرخوردگی، ناراحتی های روحی، دل مشغولی، افسردگی و انزواطلبی را در فرزندان فراهم می سازد.

این امر موجب می شود تا این افراد برای التیام ناراحتی های ناشی از مشکلات خود از طریق مستقیم و یا غیرمستقیم، به اقداماتی دست بزنند و خود درصدد حل مشکل خویش برآیند. در نتیجه، بسیاری از این افراد برای رهایی از بند گرفتاری ها، دست به ارتکاب اعمال ناشایست می زنند.

از سوی دیگر، امروزه فشارها و مشکلات اقتصادی، احتمال دو شغله بودن یا اشتغال نان آوران خانواده در مشاغل کاذب یا غیر مجاز را افزایش داده است. همین مسئله منجر به کم توجهی آنان نسبت به نیازهای جوانان، رفع مشکلات روحی و روانی و تربیت صحیح و شایسته آن ها گردیده است. در این زمینه، انعکاس شرایط افسانه ای برخی زندگی ها و نمایش فاصله های طبقاتی توسط رسانه ها نقش مؤثری در ازدیاد این مشکل دارند.

در یک پژوهش صورت گرفته در استان قم در ارتباط با علل و عوامل سرقت در میان جوانان قمی، سارقان مورد مطالعه چنین پاسخ داده اند:

«اگر شغل مناسبی داشتم»; «اگر از نظر مالی بی نیاز بودم» و «اگر مسکن مناسبی داشتم» دست به سرقت نمی زدم.

از سوی دیگر، بر اساس یافته های همین پژوهش، حدود 47 درصد افراد یا بی کارند و یا فاقد درآمد و حدود 69 درصد افراد سارق و خانواده های ایشان در این پژوهش، زیر خط فقر قرار دارند! در حالی که، به گزارش بانک جهانی میانگین شهروندان ایرانی که زیر خط فقر زندگی می کنند از 47 درصد در سال 1357 (1978) به 16 درصد در سال 1378 (1999) کاهش یافته است.

علاوه بر این، پژوهش های نظری نیز مؤید این دیدگاه است که فقر زمینه ساز بسیاری از معضلات اجتماعی است. برای نمونه، از نظر مرتون هنگامی که افراد نتوانند وسایل لازم را برای رسیدن به هدف های موردنظر در اختیار داشته باشند (و یا جامعه در اختیار ایشان قرار ندهد)، و هدف اصلی فراموش شود، افراد اهداف و آرمان های موردنظر جامعه را نمی توانند با پیروی از راه های مجاز و نهادی شده تعقیب کنند، از این رو، دزدی، فریب کاری، فساد، رشوه، و ارتکاب انواع جرایم در جامعه افزایش می یابد.

 

7.     دوستان ناباب

گروه همسالان و دوستان الگوهای مورد قبول یک فرد در شیوه گفتار، کردار، رفتار و مَنِش هستند. فرد برای اینکه مقبول جمع دوستان و همسالان افتد و با آنان ارتباط و معاشرت داشته باشد، ناگزیر از پذیرش هنجارها و ارزش های آنان است. در غیر این صورت، از آن جمع طرد می شود. از این رو، به شدت متأثر از آن گروه می گردد، تا حدّی که اگر بنا باشد در رفتار فرد تغییری ایجاد شود یا باید هنجارها و ارزش های آن جمع را تغییر داد یا ارتباط فرد را با آن گروه قطع کرد. تأثیر گروه همسالان، همفکران، همکاران و دوستان در رشد شخصیت افراد کمتر از تأثیر خانواده نیست; چرا که فرد پس از خانواده، منحصراً زیر نفوذ گروه قرار می گیرد. بدین روی، اگر فردی با گروهی از معتادان رابطه برقرار کند و با آنان دوست شود، به تدریج تحت تأثیر رفتار آنان قرار می گیرد و معتاد می شود; چون از سویی، ملاک پذیرش و قبول فرد توسط یک گروه و جمع، پذیرفتن فرهنگ آن هاست و از سوی دیگر، معتادان هم علاقه مندند که مواد مخدّر را به طور دسته جمعی استعمال کنند که هم در موقع استعمال مصاحبی داشته باشند و هم از شدت فشار سرزنش اجتماع بر خود بکاهند. از این رو، معتادان علاقه مندند که دوستان و همسالان خود را به جرگه اعتیادشان بکشانند. در این صورت، اگر نوجوانی از تعلیم و تربیت مقدّماتی و صحیح خانوادگی محروم باشد و خانواده اش او را از مضرّات اعتیاد مطلع نکرده باشند و در محیط اعتیاد زندگی کند و با دوستان معتاد نیز سر و کار داشته باشد، احتمال اینکه معتاد شود زیاد است.20 همین فرایندِ تأثیر گروه بر فرد در سایر انواع بزهکاری به غیر از اعتیاد نیز صادق است.

ساترلند در نظریه «انتقال فرهنگی کجروی» خود بر این نکته مهم تأکید می کند که رفتار انحرافی همانند سایر رفتارهای اجتماعی، از طریق معاشرت با دیگران ـ یعنی منحرفان و دوستان ناباب ـ آموخته می شود و همان گونه که همنوایان از طریق همین ارتباط با افراد سازگار، هنجارها و ارزش های فرهنگی آن گروه و جامعه را پذیرفته، خود را با آن انطباق می دهند، افراد در ارتباط با دوستان ناباب و هنجارشکن، به سمت و سوی ناهمنوایی سوق داده می شوند.

این نظریه تأکید می کند که فرد منحرف تنها با هنجارشکنان، و فرد همنوا تنها با افراد سازگار ارتباط ندارد، بلکه هر انسانی با هر دو دسته این افراد سر و کار دارد. اما اینکه کدام یک از آن دو گروه، فرهنگ خود را منتقل می کنند و تأثیر می گذارند، معتقد است که به عوامل دیگری نیز بستگی دارد که این عوامل عبارتند از:

1.  شدت تماس با دیگران: احتمال انحراف فرد در اثر تماس با دوستان یا اعضای خانواده منحرف خود، به مراتب بیشتر است تا در اثر تماس با آشنایان یا همکاران منحرف خود;

2.  سن زمان تماس: تأثیرپذیری فرد از دیگران در سنین کودکی و جوانی بیش از زمان های دیگر و سایر مقاطع سنی است;

3.  میزان تماس با منحرفان در مقایسه با تماس با همنوایان: هرچه ارتباط و معاشرت با کج رفتاران نسبت به همنوایان بیشتر باشد، به همان میزان احتمال انحراف فرد بیشتر خواهد بود.

علاوه بر این، پژوهش های میدانی نیز مؤید همین سخن است. در یک پژوهش، 50 درصد بزهکاران و سارقان اظهار کرده اند که دوستان ایشان توسط پلیس دستگیر شده اند و نیز حدود 47 درصد از آنان، تیپ دوستانشان نوعاً افراد خلافکار بوده اند! 5/87 درصد از آنان نیز اظهار کرده اند که دوستان ناباب نقش زیادی در سارق شدن افراد دارند. و 53 درصد از همین افراد اظهار کرده اند که به خاطر جلب توجه دوستانشان دست به سرقت زده اند.

در این خصوص سخنان رهبران دینی نیز شنیدنی است. در سخنان پیامبرگرامی(صلی الله علیه وآله) آمده است: «المرءُ علی دین اخیه»;24 هر انسانی بر شیوه و طریقه دوست و رفیق خود زندگی می کند. 
از این رو، رهبران دینی ما را از ارتباط و معاشرت با افراد منحرف و بزهکار و دوستان ناباب باز می دارند. حضرت علی(علیه السلام) در نهج البلاغه می فرمایند: «مُجالسةُ اهل الهوی منساةُ للایمان و محضرة للشیطان.»;25 همنشینی با هواپرستان ایمان را به دست فراموشی می سپارد و شیطان را حاضر می کند. 
همچنین امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «لاتصحبوا اهل البدع و لاتجالسوهم فتصیروا عند النّاس کواحد منهم»;26 با افراد منحرف همنشینی و معاشرت نداشته باشید; زیرا همنشینی با آنان موجب می شود که مردم شما را یکی از آنان به شمار آورند.

 

8.     محیط

محیط نیز از جمله عوامل تأثیرگذار در پیدایش رفتارهای شایسته و یا ناشایست است. اگر در منزل و خانه، کوچه، خیابان و مدرسه، و محیط پیرامون زمینه و شرایط مساعدی برای بزهکاری وجود داشته باشد، فردی را که آمادگی انحراف در او وجود دارد، به سوی جرم و ارتکاب رفتار بزهکارانه سوق می دهد.

در پیدایش هر جرمی، با تحلیل دقیق، به این نتیجه می رسیم که محیط اجتماعی بستر کاملا مناسبی برای فرد بزهکار فراهم آورده و عامل مهمی برای پیدایش رفتار مجرمانه توسط وی بوده است. اگر فساد و تباهی و بی بند و باری بر جامعه حاکم باشد، افراد مستعد در گرداب تباهی های آن اسیر می شوند و اگر نظام اجتماعی بر معیارها و الگوهای ارزشی استوار باشد و برنامه های هدف دار و مشخصی طرح ریزی گردد، امکان انحراف اجتماعی در جامعه و در میان افراد بسیار ضعیف خواهد بود. به گفته یکی از محققان، محیط در شکل گیری شخصیت و منش انسان نقش بسیار تعیین کننده و مؤثری ایفا می کند و رفتار انسان که نشانه ای از شخصیت و منش اوست، تا حد زیادی، ناشی از تربیت اکتسابی از محیط است.27بنابراین، محیط آلوده، افراد را آلوده و محیط سالم و با نشاط، زمینه ساز رشد و شکوفایی و شادابی و نشاط افراد است.

 

9.     فقر فرهنگی و تربیت نادرست

از دیگر عواملی که موجب سوق یافتن جوانان به سوی انحرافات اجتماعی است، فقر فرهنگی و محدودیت ها و تبعیض های ناشی از فقر فرهنگی می باشد. از عوامل مهم پیدایش بزهکاری، سطح و طبقه اجتماعی و فرهنگی خانواده هاست. چنان که سطح تحصیلات (بی سوادی و یا کم سوادی اعضای خانواده)، سطح پایین و نازل منزلت اجتماعی خانواده، ناآگاهی اعضای خانواده به ویژه والدین از مسائل تربیتی، اخلاقی و آموزه های مذهبی، عدم همنوایی خانواده با هنجارهای رسمی و حتی غیررسمی جامعه، هنجارشکنی اعضای خانواده و اشتهار به این مسئله و مسائل دیگری از این دست مؤلفه هایی هستند که در قالب فقر فرهنگی خانواده در ایجاد شوک های روانی و روحی بر فرزندان نوجوان و جوان مؤثر است و انگیزه ارتکاب انواع جرایم آنان را دوچندان می کند.

تبعیض جنسیتی و یا تبعیض بین فرزندان نیز از جمله عوامل مهم فقر خانوادگی است. بسیاری از والدین آگاهانه یا ناآگاهانه با تبعیض بین فرزندان، موجب اختلاف بین آنان و دلسردی آنان از زندگی می شوند. تبعیض در برخورد با خطاها و اشتباهات فرزندان دختر و پسر و عدم اتخاذ رویه منطقی برای برخورد با خطاهای فرزندان و تنبیه تبعیض آمیز بر اساس برتری پسر بر دختر یا به عکس، موجب سلب اعتماد به نفس و بدبینی فرزندان نسبت به والدین می شود. 
تبعیض در خانه با روحیه حساس و عزّت نفس فرزندان منافات دارد و خسارات جبران ناپذیری را بر روح و روان آنان وارد می کند و با ایجاد بحران های روحی و سرخوردگی، آنان را به سوی عکس العمل های منفی نظیر سرقت، اعتیاد و فرار از خانه سوق می دهد.

همان گونه که عدم توجه به نیازهای عاطفی فرزندان می تواند عامل بروز ناهنجاری های رفتاری در فرزندان شود، توجه بیش از حدّ متعارف و در اختیار قرار دادن امکانات رفاهی زیاد هم می تواند زمینه بروز ناهنجاری های رفتاری در آنان شود.

در شیوه فرزندسالاری، اغلب تمایالات و خواسته های فرزندان محقق می شود، از این رو، به محض ایجاد مشکلات و بحران ها و فشارهای زندگی، که در آن امکان تحقق برخی از نیازها سلب می شود و یا در شرایطی که خواسته های فرزند به افراط می گراید و والدین با آن مخالفت می نمایند، فرزند به دلیل تربیت شدید عاطفی، روحیه عدم درک منطقی شرایط، نازپروری و بی تحملی در برابر مخالفت والدین، عصیان و طغیان نموده و همین امر موجب دوری او از والدین و اعضای خانواده می گردد و سرانجام می تواند زمینه ارتکاب انواع جرایم را فراهم سازد.

 

10.              رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی

رسانه های دیداری، شنیداری و مکتوب می توانند از جمله مؤلفه های در خور توجه در ایجاد انگیزه روی آوری جوانان به سمت و سوی بزهکاری و رفتارهای انحرافی باشند. بررسی ها نشان داده اند در ظرف چند سال اخیر و در پی ورود برخی مطبوعات زرد (= مبتذل، عامه پسند و جنجالی) به عرصه رسانه های کشور و استفاده این نشریات از عناوین جنجالی و هیجانی و همچنین بهره گیری از شخصیت های سینمایی و هنری و درج اخبار بی محتوا و توأم با بزرگ نمایی، انعکاس بیش از حدّ اخبار مربوط به بازیگران سینما و توجه مفرط به اخبار و حوادث، توجه تعداد قابل توجهی از نوجوانان و جوانان به مطالب مندرج در آن ها جلب شده است. این مسئله موجبات فراهم آوردن زمینه های آسیب های اجتماعی مختلف شده است.

از سوی دیگر، پخش شمار قابل توجهی از سریال های تلویزیونی، از طریق صدا و سیما و یا شبکه های ماهواره ای خارجی، با مضامین زندگی های مجردگونه غربی توأم با جذابیت، نشاط، رفاه، موفقیت و به طور کلی با تصویرسازی مثبت از این نوع زندگی های از هم گسیخته، نقش مؤثری در تقویت انگیزه گریز از قید و بندهای خانوادگی و هنجارها، و ارتکاب جرایم اجتماعی ایفا کرده است.

نقش رسانه های جمعی، به ویژه ماهواره و اینترنت در رواج بی بند و باری اخلاقی، مقابله با هنجارهای اجتماعی، عدم پای بندی مذهبی و بلوغ زودرس نوجوانان در مسائل جنسی حایز اهمیت است.

 

نتیجه گیری

نوجوانی و جوانی یکی از مهم ترین مراحل زندگی آدمی محسوب می شود و آخرین مرحله تحوّل شناختی و گذار از مرحله «پیرو دیگران بودن» به دوره «مستقل بودن» است; دوره ای که نوجوان به هویّت واقعی خویش دست می یابد. نوجوان با خود می گوید: «اکنون من دیگر کودک نیستم، یک بزرگ سالم.» در این مرحله، دیگر والدین نمی توانند به او کمک چندانی بکنند; چه اینکه وی الگوهای خود را در جای دیگری جستوجو می کند. میل به اظهار وجود و اثبات خود یکی از طبیعی ترین حالات روانی دوره نوجوانی و جوانی است.

نوجوان و جوانی که دوره کودکی را پشت سر گذارده، باید خود را برای زندگی مستقل اجتماعی آماده نماید. تحقق این موضوع، پیش از هر چیز، مستلزم یافتن هویّت خویشتن است. اینک او خود را یافته است. اگر بزرگ سالان ویژگی های این دوره زندگی او را بشناسند و با آنان برخوردی مناسب داشته باشند، هم نوجوانان به هویّت خویش دست می یابند و هم بزرگ سالان کمتر احساس نگرانی می کنند. از این رو، می توان گفت: بیشتر انحرافات نوجوانان و جوانان ریشه در ناکامی های اولیه زندگی دارد.

امام صادق(علیه السلام) با بیان حکیمانه ای به این دوره از زندگی نوجوان اشاره می کنند و می فرمایند: «اَلْوَلَدُ سَیِّدٌ سَبْعَ سنین وَ عَبْدٌ سَبْعَ سنین وَ وَزیرٌ سَبْعَ سنین.» کودک هفت سال اول، سیّد و فرمان رواست. او را آزاد بگذارید تا استقلال در عمل پیدا کند. در هفت سال دوم، آمادگی خاصی برای الگوپذیری دارد; چه اینکه هنوز در مرحله دیگر پیروی قرار دارد و الگوپذیر است. از این رو، سعی کنید در این دوره، الگوهای مناسبی در اختیارش قرار دهید و محیط تعلیم و تربیت او را هرچه بیشتر غنی و اصلاح کنید تا از طریق مشاهده الگوهای مفید و جذّاب، رشد کند. اما در مورد دوره نوجوانی می فرماید: «وزیرٌ سبع سنین»; یعنی دوره «پیروی دیگران بودن» او سپری شده و با آغاز نوجوانی، دوره دست یابی به هویّت خویشتن آغاز شده است. او را آزاد بگذارید تا خود انتخاب کند و حتی در مورد مسائل گوناگون زندگی با او مشورت کنید و از او نظرخواه باشید.

اگر با نوجوان این گونه برخورد شود و به او شخصیت و هویت و اعتبار اعطا شود، طبیعی است که هم اعتماد به نفس او تقویت می شود و هم احساس امنیت و آرامش می کند. این اساسی ترین راه برای تربیت نوجوان است.

بنابراین، هر رفتاری که از آدمی سر می زند، نشئت گرفته و متأثر از مجموعه ای از عوامل است که هرگز نمی توان نوجوان و یا جوان را یکسره مقصر و مجرم اصلی دانست و دیگران را بی گناه. با نگاه فوق، اساساً زمینه پیدایش جرم از بین می رود. از این رو، در پیدایش بزهکاری و رفتارهای نابهنجار و آسیب زا عوامل متعددی به عنوان عوامل پیدایش و زمینه ساز مؤثر هستند که فرد مرتکب شونده، تنها بخشی از قضیه می باشد.

در واقع، باید با این نگاه به مجرم نگریست که مجرم یک بیمار است. به تعبیر پریودو داریل: «بزهکار یا مریض است و یا نادان. باید به درمان و آموزش او پرداخت، نه اینکه او را خفه کرد.»

اصولا اسلام به پیش گیری جرم بیش از اصلاح مجرم اهتمام دارد. به همین دلیل پیش از هر چیز به عوامل به وجود آورنده و زمینه های گناه و جرم توجه ویژه دارد و برای مقابله با آن چاره سازی کرده است. اسلام، آگاهی، علم و تفکر را مایه اساسی هر نوع پیشرفت و سعادت دانسته، آن را بسیار می ستاید و از جهل و نادانی که مایه بدبختی و گناه است، نهی می کند. به امر رعایت بهداشت و نظافت عنایت ویژه داشته و برای سلامت روح و روان، نیز به اقامه نماز و دعا امر فرموده و گذشت، مهربانی و صبوری. حق شناسی، سپاسگزاری، رعایت حرمت دیگران، عدل و احسان، توصیه نموده و از نفاق، ریا، دروغ، افترا و تحقیر به شدت بیزاری جسته است. همه افراد را در برابر اعمال خویش مسئول دانسته و می فرماید: هر کار ریز و درشتی در اعمال افراد ثبت و عمل هیچ کس ضایع نخواهد شد.

علاوه بر این، به امر به معروف و نهی از منکر به عنوان وظیفه همگانی توجه کرده و انجام عبادات روزانه فردی و جمعی را به عنوان عوامل پیش گیرانه مطرح کرده است. البته، در جای خود پس از وقوع جرم و علی رغم آن همه التفات و توجه به امر پیش گیری و اصلاح و بازپروری، اسلام برای مجازات نیز ـ به عنوان اهرمی برای جلوگیری از تکرار وقوع جرم ـ تأکید فراوان دارد. در واقع، مجازات ها در اسلام نیز برای امر پیش گیری است.

 

 

 

 

 

پیشنهادها

الف. اقدامات پیشگیرانه

در اینجا برای پیشگیری از ارتکاب عمل بزهکارانه توسط افراد به ویژه نوجوانان یا جوانان پیشنهاداتی ارائه می شود:

1.   هماهنگ کردن بخش های عمومی و خصوصی که در زمینه پیش گیری از وقوع جرم فعالیت دارند; مانند نیروی انتظامی، کار و امور اجتماعی، آموزش و پرورش، شهرداری ها، شوراها، امور جوانان، بهزیستی و... به منظور اجرای برنامه عملی پیش گیرانه و هماهنگی بیش تر;

2.    آگاهی دادن به خانواده ها برای نظارت و کنترل بیشتر آنان بر فرزندان و گوشزد کردن میزان مجازات جرایم در صورت ارتکاب جرم توسط آنان;

3.    اتخاذ تدابیر امنیتی بیش تر توسط دولت در محل های جرم خیز و اقداماتی به منظور کمک به خانواده ها، بخصوص نوجوانان و جوانانی که در معرض آسیب قرار دارند;

4.    اطلاع رسانی شفاف رسانه های جمعی برای تشویق جوانان درباره تسهیلات و فرصت هایی که جامعه برای آنان قرار داده است;

5.        تجهیز پلیس برای مقابله جدّی با باندهای مخوف انواع گوناگون بزهکاری اجتماعی در جامعه;

6.        اقدامات امنیتی برای مراکز حساس تجاری، بانکی و... .

 

ب. راهکارهای شناسایی مشکلات نوجوان و جوانان

علاوه بر اقدامات پیش گیرانه، شناسایی راهکارهایی برای شناخت مشکلات نوجوانان و جوانان امری لازم و ضروری است. مواردی چند در این زمینه مطرح است:

1.   شناخت نیازهای روانی و کیفیت ارضای این نیازها در شادابی و نشاط فرد بسیار مؤثر است و ارضا نشدن آن و یا ارضای ناقص آن، اثرات نامطلوب بر جای گذاشته و زندگی را به کام فرد تلخ می کند و فرد را به انحراف می کشاند.

2.       توجه به مشکلات جسمانی فرد، مشکلاتی همچون اختلال در گویایی، بینایی، شنوایی، جسمانی و عقب ماندگی ذهنی.

3.   توجه به مشکلات آموزشی، مانند ناتوانی در یادگیری، ترک تحصیل، افت تحصیلی، بی توجهی به تکالیف درسی و تقلب در درس.

4.   توجه به مشکلات عاطفی، روانی، همچون افسردگی، خیال بافی، بدبینی، خودکم بینی، خودبزرگ بینی، زود رنجی، خودنمایی، ترس، اضطراب، پرخاشگری، حسادت، کم حرفی و وسواس.

5.   توجه به مشکلات اخلاقی، رفتاری همچون تماس تلفنی و نامه نگاری با جنس مخالف، معاشرت با جنس مخالف، شرکت در مجالس، خود ارضایی، چشم چرانی، فرار از منزل، غیبت از مدرسه، اقدام به خودکشی، سرقت، دروغگویی، اعتیاد، ولگردی و...

 

ج. وظایف خانواده

خانواده ها نیز وظایفی در مقابل پیش گیری از جرم و بزهکاری فرزندان دارند که به برخی از آن ها اشاره می گردد:

1.       دوستی با فرزند و حذف فاصله والدین با فرزندان، به گونه ای که آنان به راحتی مشکلات و نیازهای خود را به والدین بگویند;

2.       تقویت اعتقادات فرزند، به ویژه در کودکی و نوجوانی، در کنار پای بندی عملی والدین به آموزه های دینی;

3.        ایجاد سازگاری در محیط خانه;

4.       ایجاد بستر مناسب برای احساس امنیت، آرامش، صفا و صمیمیت و درک متقابل والدین و فرزندان;

5.       تلاش در جهت تأمین نیازهای مادی و معنوی فرزندان توسط والدین;

6.       توجه به نیازهای روحی و عاطفی اطفال و نوجوانان و ایجاد فضای مطلوب و آرام در خانواده;

7.       مراقبت والدین نسبت به اعمال و رفتار فرزندان خود;

8.       برنامه ریزی مناسب برای تنظیم اوقات فراغت نوجوانان و جوانان;

9.       نظارت جدّی والدین نسبت به دوست یابی فرزندان.

 

 

 

د. وظایف سایر نهادها

علاوه بر خانواده، سایر نهادها از جمله مجموعه حاکمیت، آموزش و پرورش، نهاد قضایی، بهزیستی و... نیز در این زمینه وظایفی دارند که به برخی از آن ها اشاره می گردد:

1.       تقویت ارتباط میان والدین دانش آموزان با مربیان و عدم واگذاری مسئولیت تربیت فرزندان به مدرسه یا خانواده به تنهایی;

2.       تقویت مراکز مشاوره ای مفید و کارامد در مدارس;

3.        بها دادن به مسئله ترک تحصیل و یا اخراج دانش آموزان از مدرسه و ضرورت ارتباط با خانواده های آنان;

4.        ضرورت آشنایی نیروهای نظامی و انتظامی با انحرافات اجتماعی و نحوه برخورد با آنان;

5.       اعمال مجازت های سنگین، علنی و جدی (در ملأ عام) برای باندهای فساد، اغفال و...;

6.   تقویت نظارت های اجتماعی رسمی و دولتی و نیز نظارت های مردمی و محلی از جمله امر به معروف و نهی از منکر برای پاکسازی فضای جامعه و تعدیل آزادی های اجتماعی;

7.    برنامه ریزی اصولی و صحیح برای اشتغال در جامعه، رفع بی عدالتی، و پی گیری منطقی نیازهای جوانان، تأمین امنیت و نیاز شهروندان;

8.   جلوگیری از مهاجرت های بی رویه به شهرهای بزرگ و جلوگیری از پرداختن جوانان به اشتغال های کاذب مثل کوپن فروشی، سیگار فروشی، نوارفروشی و...;

9.       ایجاد مراکز آموزشی، ورزشی، تفریحی، مشاوره ای برای گذران اوقات فراغت نوجوانان و جوانان;

10.   ایجاد تسهیلات لازم برای جوانان و نوجوانان از قبیل وام ازدواج، وام مسکن، وام اشتغال، و...;

11.   ایجاد بستر مناسب برای ایجاد بیمه همگانی، بیمه بی کاری، و برخورداری نوجوانان و جوانان از تسهیلات اجتماعی و...;

12. فراهم کردن موقعیت ها و بسترهای لازم در جامعه تا زندانیان پس از آزادی از زندان مورد پذیرش جامعه واقع شوند و شغل آبرومندانه ای به دست آورند; در غیر این صورت، مجدداً دست به اقدامات بزهکارانه خواهند زد;

13. از آن رو که از جمله عوامل مؤثر در ارتکاب جرم، بی کاری و فقر می باشد، می بایست با برنامه ریزی دقیق، که نیاز به عزم ملی دارد، نسبت به اشتغال در

جامعه و ریشه کنی فقر و بی کاری اقدام لازم و بایسته صورت گیرد.

10 استراتژی برای داشتن یک شروع خوب

 

 

 

Successfully Meeting and Greeting- Ten Strategies For Getting Off To A Good Start

 

 

در زندگی هر شخص صاحب کسب وکار، یک روز ، با یک سری از ملاقاتها واحترامات تحت الفظی پرشده است .وقتی شما اولین برخورد با مشتری یا هم قطار خود را داشته باشید می خواهید که در مسیر درستی گام بردارید . انجام این عمل ، اولین برخورد وملاقاتهای پس از آن را به خوبی وآسانی میسر می سازد. قدمهای نادرست ، تلاش سختی جهت جبران احتیاج دارد. انرژی خود را برای بعد حفظ کنید واین استراتژی های آسان را جهت یک شروع موفق بکار برید .

 

 

 

 

1-هر گاه شخصی را ملاقات می کنید، بایستید.

این مورد به شما اجازه می دهد که با شخص مخاطب در یک حد برابر قرار بگیرید. با باقی ماندن در صندلی خود ، پیغامی با مضمون اینکه " تصور نمی کنید که شخص مقابل به اندازه کافی توجیهی جهت زحمت ایستادن داشته باشد " انتقال می دهید .اگر خود را در موقعیتی می بینید که نمی توانید بایستید ، ( مانند زمانی که پشت گلدانی با شاخه های بزرگ هستید !!) عذر خواهی کنید وتوضیح دهید .برای مثال می توانید بگویید : مرا ببخشید نایستادم . برگهای این گلدان مانع دید من می شوند .

2- لبخند بزنید .

احساسات ظاهری شما گویا تر از کلمات می باشند . به نحوی نگاه کنید که شما از ملاقات دیگران ، بدون توجه به آن چیزی که در ذهن دارید خرسند هستید . برای شخصی که زودتر از شما می ایستد ، لبخندی روی صورت بیاورید .

3- تماس چشمی داشته باشید .

نگاه کردن به اشخاصی که شما ملاقات می کنید ، بیانگر توجه وجلب نظر شما به آنهاست . اگر نگاه شما در جای دیگری باشد ، بیان می کنید که به دنبال شخص دیگری جهت پیشبرد میل تان هستید .

4- بی درنگ خودرامعرفی نمایید .

5- وقتی لازم است ، شرحی شامل اینکه که هستید بیان کنید .

کافی نیست که به فرض بگویید: " سلام .من ماری جونز هستم ." اطلاعات بیشتری بدهید :"سلام من ماری جونز هستم .من برای شرکت ... فعالیت می کنم ."

6- استوار دست بدهید .

بعنوان احترام دستخود را دراز کنید. شخصی که ابتدا دست خود را دراز می نماید احساس آسودگی واطمینان  می نماید . مطمئن باشید که بخش احترامات فیزیکی شما حرفه ای است . به نحوی دست ندهید که استخوان مچ خرد شود یا خیلی شل دست ندهید . اگر در دست دادن با خانمها وآقایان دستپاچه شدید از آن صرفه نظر کنید .

7- یاد بگیرید که چگونه یک معارفه روان داشته باشید .

در کسب وکار شما همیشه اشخاص با اهمیت کم را به اشخاص مهم معرفی می کنید . روش این کار به این ترتیب است که ابتدانام افراد مهم را ذکر کنید ، به دنبال آن با کلمات :" میل دارم معرفی کنم ..." وسپس نام افراد دیگر را ذکر کنید. مطمئن شوید که مطالبی درباره هر شخص بگویید تا دیگران بدانند چرا آنها رامعرفی می نمایید ومقداری اطلاعات خواهید داشت که با کدام شخص شروع به گفتگو نمایید .

8- تشخیص دهید که کدام شخص مهمتر است .

مشتری یا دورنمای کسب وکار مهمتر از رئیس شماست .فقط به خشنودی رئیس خود چشم نداشته باشید .

9- به اسامی در ملاقاتها توجه نمایید .

بسیار متعارف است که فکر کنید چه چیزی می خواهید بگویید وبه دیگران تمرکز نکنید . اگر شما تمرکزداشته باشیدوهنگامی که نامی را می شنوید ، تکرار کنید شانس بالاتری از قبل دارید .

10- اسامی کوچک اشخاصی را که برای دفعه دوم می بینید با اجازه خودشان بکار برید .

همه اشخاص نمی خواهند در جلسات ابتدایی به صورت غیر رسمی نامیده شوند .بهتر است در مسیر رسمی اشتباه کنید تا اینکه دیگران را با چوب وچماق بزنید .هدف شمادر بین چند دقیقه ابتدایی ملاقات با اشخاص دیگر دادن احساس راحتی به آنها وسهولتی است که آنها بخواهند با شما کار کنند .

 

وقتی شما برای آن برخوردهای بحرانی ابتدایی قوانین دلگرم کننده ای را رعایت کنید شما یک شروع محکم برای یک ارتباط سود بخش در دراز مدت را خواهید داشت .  

 

 مرجع : خانه کارآفرینی

موانع اجتماعی خلاقیت

با تغییر و تحولات شتابان و همه جانبه ی جهانی، سازمانها برای حفظ خود در محیط رقابت جهانی همواره باید راه ها و نگرش های نو برای اقدامات خود بیابند. یافتن این راه و نگرش نو نیاز به خلاقیت و نوآوری مدیران و کارکنان دارد. خلاقیت به معنای پدید آوردن فکر و اندیشه نو، امروزه مورد توجه بسیاری از سازمان ها و مدیران است. 
سازمانی که مدیرش اهمیتی به خلاقیت و نوآوری و پیشنهادهای خلاقانه کارکنان خود ندهد، قطعاً راهی جز خارج شدن از میدان رقابت ندارد. بنابراین شناخت و آگاهی از تغییرات و تأثیرات آن بر سازمان و راه های همسویی با این تغییرات از ویژگی های یک مدیر برتر است. مدیران در پرورش خلاقیت و نوآوری باید توانائی های ایجاد فضای مناسب، ترکیب ایده های نو با روشی مناسب و با حفظ پیوستگی جهت آفرینش و تحقق آرمان ها و اهداف و خواسته های سازمان را دارا باشند.
خلاقیت و آفرینندگی به طور بالقوه و به صورت فطری و ذاتی در وجود انسان به ودیعه نهاده شده است و همانطور که می تواند بر اثر محرک ها و عوامل محیطی و خانوادگی و فردی افزایش یابد، شرایط و عوامل منفی هم می تواند باعث محدود شدن آن شود. این شرایط و عوامل منفی می توانند به صورت مستقیم و غیر مستقیم خلاقیت فرد را تحت تأثیر قرار داده و سبب تضعیف و یا تخریب آن گردد.
این عوامل منفی و موانع در دو گروه کلی موانع فردی و موانع اجتماعی دسته بندی و تقسیم می گردند.
یک مدیر کارا بایستی این عوامل و موانع را کاملاً شناخته و راههای برطرف کردن آن را بداند، تا با غلبه بر این موانع بستر ظهور و رشد و توسعه خلاقیت و روحیه مشارکت کارکنان را افزایش دهد.
در شماره قبل نشریه به موانع فردی پرداخته شد و حال موانع اجتماعی را مورد بررسی قرار می دهیم.

 

 

قوانین:
ضرورت اجرای قوانین و عدم انعطاف آنها در بسیاری از مواقع مانع رشد افراد می شود. برای نمونه، قوانین آموزشی بدون توجه به تفاوتهای فردی برای تمام دانش آموزان اجرا می گردد، یا مقررات و ضوابط سازمانی در اغلب موارد شرایطی ایجاد می کند که زمینه های بروز خلاقیت را در سازمان از بین می برند.

شغل:
بسیاری مواقع شغل افراد مانع بزرگی در جهت رشد خلاقیت آنهاست، وقتی افراد کاری را انجام می دهند که علاقه ای به آن ندارند، یا شرایط کاری به گونه ای است که رضایتمندی کارکنان از بین می رود، طبیعی است که افراد هنگام اشتغال به کار خود ایده ی تازه ای نداشته باشند.

آداب و رسوم:
هر جامعه ای آداب و رسوم و سنتهای خاصی دارد. بعضی مواقع رفتارهای اجتماعی، به قدری با این سنتها و گرایش ها گره می خورد که افراد به خود اجازه نمی دهند به الگوهای تازه ای بیندیشند، یا جامعه ممکن است پذیرای حرکت نو نباشد و اگر فردی خلاف آداب و رسوم و علایق معمول قدم بردارد و کار خلاقی ارائه دهد او را طرد می کنند و عملش را غیر اخلاقی و حتی جرم تلقی می کنند.

البته لازم به ذکر است این نوع نگرش و تفکر تقریبا از بین رفته و خلاقیت جایگاه ویژه ای را بدست آورده است ولی باز هم بعضی مواقع یکی از موانع محسوب می گردد.

مطابقت:

مطابقت به علت ترس از متفاوت بودن با دیگران پدید می آید. افراد برای همخوانی با دیگران سعی می کنند در چارچوبی عمل کنند که دیگران عمل کرده اند. پایبندی از آداب و رسوم و قوانین نمونه ای از مطابقت است.
چنانچه فرد احساس کند در مسیری قدم بر می دارد که دیگران آن را طی نکرده اند و به همین دلیل کار نادرستی می کند، نمی تواند فکر یا اندیشه ای نو ارائه دهد. هرچند رعایت قوانین و ضوابط اجتماعی ضروری است، اما این موارد نباید مانع از ابراز عقیده وخلاقیت گردد.

ترس از عدم استقبال اجتماعی:
ممکن است کارها و دیدگاههای خلاق ابتدا مورد توجه قرار نگیرد اما پس از مدتی ارزش آن شناخته شود و گاهی سالها طول می کشد تا اهمیت اختراع و اکتشاف و خلاقیت فردی کشف شود. اما اگر چنانچه فرد خلاق به عقیده خود اهمیت بدهد، از عدم پذیرش ایده و دیدگاهش نگران نمی شود و خلاقیت و ابتکار خود را قربانی انتظارات دیگران نمی کند.

 

راهنمای نگارش گزارش درس کاربینی

هدف از تهیه این راهنما ارائه یک الگوی عمومی  و جامع جهت نگارش گزارش درس کاربینی می باشد .

مسئولیت رعایت قواعد نگارشی و سرفصل های مشخص شده در این راهنما به عهده دانشجو و نظارت بر صحت و مناسب بودن اطلاعات بر عهده استاد می باشد .

الف  ) سر فصل های گزارش درس کاربینی

      مطالب شامل عناوین اصلی و فرعی مطابق بندهای الف ، ب ،پ،ت و ث فرم گزارش کاربینی

و نگارش گزارش کاربینی به ترتیب ذکر شده و حاوی مطالب زیر می باشد:

  • ·         جلد گزارش   شامل  جدول عنوان شغل و مشخصات کار بین ( دانشجو )
  • ·         جدول مشخصات محیط واقعی کار مورد بازدید ( صفحه اول گزارش )
  • ·         فهرست مطالب
  • مقدمه و خلاصه مدیریتی ( شرح مختصری از محیط واقعی کار،مطالب گزارش ،افراد ی که از آنها مصاحبه شده و با شما همکاری کرده اند)
  • ·         توصیف فرآیند انجام کار
  • 1-تشریح فرایند جریان کار(تعریف شغل،شرح وظایف،جایگاه و سلسله مراتب شغلی و نحوه انجام کار)

    2-ماشین آلات و دستگاهها و ابزارها (عناوین وظایف و عملکرد آنها، میزان و نحوه آشنایی ،اقدامات تامین،

    تعمیر و نگهداری،اصول کاربرد و مشخصات فنی)

    3-محصولات تولید شده (کالا و خدمات) و نحوه ارایه خدمات پس از ولید و تحویل

    4-نحوه کنترل کیفیت انجام فعالیتها

    • ·         توصیف توانمندی‌ها و مهارت‌های مورد انتظار برای احراز شغل موردنظر

    1-ویژگیهای مهارتی (توانمندیهای مورد نیاز برای انجام وضایف محوله مطابق زمان و نتایج مورد انتظار)

    2-دانش و استعدادهای مورد نیاز(مدارک تحصیلی و دوره های آموزشی مورد نیاز و گواهی از سایر سازمانها

    3-ویژگی های جسمانی(میزان بینایی، شنوایی،سلامت جسمی و حرکتی، قدرت بدنی،سرعت عمل،ابتکار،صبر

    • ·         توصیف شرایط انجام وظایف مربوط به شغل موردنظر

    1-سختی و پیچیدگی کار(شرایط محیطی، ساعات کارو....)

    2-نکات مربوط به قوانین و مقررات کار

    3- نکات مربوط به ایمنی و بهداشت

    4- نکات مربوط به فرهنگی و اجتماعی (جاذبه و انگیزه های شغلی)

    5-وظعیت درآمدی و مباحث اقتصادی

    • ·         تحقیق، توصیف و مقایسه ویژگی‌های شغل موردنظر در داخل و خارج   از کشور
    • ·         ارایه نظرات و پیشنهادات کاربین در خصوص موقعیت فعلی و آینده شغل موردنظر
    • ·         نتیجه گیری نهایی شامل میزان علاقمندی به شغل مورد مطالعه و تصمیم های اتخاذ شده برای اشتغال در آینده    

    ب ) شیوه نگارش

    • کلیه شماره ها در پایین صفحه و با فاصله 1 سانتی متر از زیر صفحه درج می شوند .
    • صفحات گزارش دارای 3 سانتی متر فاصله از بالا ، 5/2 سانتی متر از پایین ، 3 سانتی متر فاصله از سمت راست و 2 سانتی متر از سم چپ
    • تایپ مطالب در ارتفاع ورق A4 صورت می گیرد ( حالت Portrait)
    • نو ع قلم مورد استفاده در متن اصلی گزارش یکنواخت و با فونت نازنین ( Nazanin ) و با اندازه 14 تایپ گردد . اندازه فونتها در سر فصلها ، زیر بخش ها و متن اصلی رعایت شود .
    • شماره گذاری : شماره کلیه صفحات گزارش باید با عدد مانند 1، 2، 3و..........شماره گذاری شوند . شماره گذاری صفحات شامل صفحه های محتوی شکل ، جدول ، منابع و پیوست نیز می گردد . شماره صفحه در پایین و در وسط قرار می گیرد . جلد گزارش بدون شماره صفحه می باشد
    • تعداد صفحات گزارش حدود 10 صفحه می باشد . در صورت برگزاری همایش و بازدید توسط دانشگاه ، گزارشی از همایش در حدود 2 صفحه ضمیمه شود.

    تذکرات مهم:

    • ·         شرکت در کلاسهای حضوری و مراجعه به محل کاربینی الزامی می باشد.
    • فرم معرفی به محل کاربینی را از دفترمدیر گروه تحویل بگیرید.
    • هرگونه اقتباس باید با ذکر منبع باشد . کپی مستقیم و استفاده از گزارش سایر دانشجویان ممنوع می باشد .
    • گزارش نهایی به صورت الکترونیکی تهیه و به استاد مربوطه ارسال نمائید .
    • فرم گزارش کاربینی و شیوه نگارش آن آدرس پست الکترونیک استاد در سایت دانشگاه موجود میباشد.

راهکارهای روانشناختی در مداخله در بحران ها

مدلهای مداخله بحران راهبردهای کلی را فراهم می کنند. اما لازم است کاربران روش مداخله، انعطاف لازم را در توجه به موقعیت ناگهانی و نیازهای خاص درمانجویان داشته باشند.از آنجا که هیچ دو موقعیت بحرانی همانند نیستند، لازم است کاربران با شرایط هماهنگ شوند. بیشتر مدلها بر اساس مدل بنیادین کاپلان (1964) بنا نهاده شده اند. این مدل بخصوص به مراحلی تقسیم می شود که برای پاسخگویی بحران عمومی ضروری است. در هر صورت باید محتاط بود تا از الگو بعنوان راهنما استفاده شود و نه کنترل کننده درمانگر.

یک موقعیت بحران مشابه در افراد مختلف می تواند در بعضی از درمانجویان تنها نیاز مداخله کمتر از یک ساعت را ایجاب کند و در سایرین نیاز به درمان درازمدت را.

تاکید بر این است که مدل مداخله در جهت رفع سریع مشکل درمانجو با حداقل جلسات ممکن عملی باشد (مک جی 1976 به نقل از دونالد ویگر و کتی. هاروسکی2003) به قانون هنسل اشاره می کند که : تاثیر مداخله بحران متناسب است با شرایط زمان و مکان وقوع بحران. لذا سرویس های مداخله باید به گونه ای آماده شوند که به راحتی قابل دسترسی باشند.

بنا بر فوریت کمک های مورد نیاز، مددکاران بحران، نقشی متفاوت را نسبت به روان درمانگران  سنتی ایفا می کنند.

 در ادامه توصیف خلاصه ای از مدلهای مداخله ای بحران ارائه می شود.لازم به ذکر است که این توضیحات بصورت کامل نیستند..

برخی از مدلهابراساس حداقل تعدادملاقات با درمانجو برنامه ریزی شده ،در حالی که بقیه مدلها یک بخش درمانیرا شامل میشوند.

مدل 6 گامی مداخله بحران گرایلیلاند

گیلی لاند (1982) این مدل را یک مدل موثر و کامل مداخله بحران ارزیابی کرد که می تواند برای مددکاران بحران مناسب باشد. اساس این مدل، یک فرآیند حل مساله است که برای هر دو ،کاربران غیر حرفه ای و حرفه ای و همچنین برای استفاده در موقعیت های بحران گوناگون طراحی شده است.

رویه این مدل 6 گامی به دو فعالیت شنیدن (گام 1 تا 3) و عمل کردن (گام 4 تا6)تقسیم می شود.

در واقع این مدل ارزیابی یک بخش جداگانه نیست بلکه یک روند فعال و سیال در طول دوره می باشد.

مدلهای مداخله بحران بطور مداوم  روی اهمیت مداخله سریع تاکید دارند. کسانی که در مجاورت مکان بحران قرار دارند نیازمند سریعترین کمک ها هستند.

گام یکم تا سوم؛ (شنیدن)

این گامها شامل رسیدگی و توجه کردن، مشارکت ،مشاهده ، فهمیدن و پاسخ با یکدلی، خلوص، احترام ، پذیرش، بدون قضاوت و توجه می باشند.

گام اول: توصیف کردن مشکل

سوالهای نا تمام از دیدگاه درمانجو ابراز میشود با گوش کردن فعال.به پیامهای کلامی و غیر کلامی توجه کنید.

موارد کلیدی : مشکل را از دیدگاه درمان جوبیینید.

مهارت شنیداری درونی را تمرین کنید (Cormier&Cormier 1991,21-39)مانند یکدلی، صراحت و پذیرش یا احترام مثبت.

گام دوم: اطمینان از امنیت درمانجو

مرگبار بودن، وخامت، ساکن بودن و یا جدیت تهدید را در برابر امنیت فیزیکی و روانی درمانجو ارزیابی کنید. هم مسائل درونی درمانجو و هم موقعیت بیرونی که او را احاطه کرده را ارزیابی کنید، در صورت لزوم مطمئن شوید که آیادرمانجو نسبت به راهکار خود ویرانگر اعمال پیش رانشی (هوسی)آگاه شده است.

موارد کلیدی: خطر فیزیکی و روانی درمانجو را نسبت به خود و بقیه به حداقل برسانید. این کار را به طور مداوم انجام دهید. این گام بعنوان یک عملکرد بنیادین می باشد.

گام سوم: شرایط حمایتی فراهم کنید

به درمانجو اطمینان دهید که مددکار بحرانی یک حمایتگر معتبر است ( با کلمات، صدا و زبان بدن). به او اطمینان دهید که این ارتباط کاملا در جهت حمایت از او، مثبت، پذیرا و بدون قضاوت و سلطه گری خواهد بود.

موارد کلیدی: یک حمایت واقعی و بی ریا را به فرد نشان دهید وساده اندیشانه فکر نکنید که درمانجو احساس می کند که به منظورینسبت به او توجه  شده است. بتوانید به او پذیرش بی قید و شرط بدهید، حتی اگر او متقابلا این کار را انجام ندهد. ممکن است کس دیگری نباشد که به این صورت مورد  پذیرش درمانجو  قرارگیرد.

گام چهارم تا ششم:  عمل کردن

با توجه به نیازهای ارزیابی شده درمانجو و در دسترس بودن حمایت های محیطی، این گامها شامل در ارتباط بودن در مداخله به صورت مراحل غیر مستقیم، مشارکتی و مستقیم می باشد.

گام چهارم: آزمودن راهکارها

به درمانجو در کشف گزینه های در دسترس  او کمک کنید. . با کپی کردن مکانیزم ها و افکار مثبت، جستچو را برای حمایت های موقعیتی فوری میسر کنید.

موارد کلیدی: فرصت های گوناگون زیادی را کشف و پیشنهاد کنید. اجازه دهید تا درمانجوبفهمد که ممکن است انتخاب های متعددی وجود داشته باشد.

انواع راهکارها شامل این موارد می باشند: 1-حمایت های موقعیتی: افراد آشنای درمانجو که می توانند کمک باشند. 2- مکانیزم سازگار شدن: اعمال، رفتار، یا منابع محیطی که ممکن است درمانجو برای کمک در طول دوره بحرانی استفاده کند. 3- الگوهای فکری مثبت و سازنده: روشهای فکری که ممکن است به درمانجوبرای متفاوت دیدن موقعیت و کم کردن استرس و نگرانی کمک کنند.

گام پنجم: طرح کردن نقشه ها

به درمانجو در طرح نقشه هایی که در گام 4 کشف شدند کمک کنید. جستجو را برای حمایت های موقعیتی فوری، مکانیزم سازگاری، و تفکر مثبت میسر کند.

موارد کلیدی: (با همکاری درمانجو) نقشه ای طرح کنید که: 1- مردم و منابعی که به بازیابی تعادل عاطفی اوکمک می کنند را شناسایی کند. 2- مکانیزم سازگاری را فرآهم آورید، همانند یادگیری و اجرای رفتار مثبت و مقتدرانه ای که درمانجو می تواند کسب کند.3- کنترل و استقلال را افزایش دهید.

گام ششم

 به درمانجو کمک کنید که خود را نسبت به انجام اعمال مثبت که می تواند بدست آورد متعهد کند . و واقع گرایانه بپذیرد و به نتیجه برساند.

موارد کلیدی: این در ادامه گام پنچم است که در آن درمانجو متعهد می شد که نقشه را به سرانجام برساند. مددکار پیشرفت درمانجو را دنبال می کند.

مدل مداخله بحران هفت مرحله ای رابرت

مدل رابرت (2000-1991)به گونه ای طراحی شده است که به مردمی که در بحرانهای موقعیتی و روانی حساس قرار دارند و یا هنگامی که از اختلال های استرس عاطفی رنج می برندکمک کند. این مدل به هفت مرحله و یا مجموعه های استراتژیک روشها تقسیم شده است.

مرحله اول: یک کمک همه جانبه را برنامه ریزی و هدایت کنید ( که شامل مرگبار بودن، خطرناک بودن برای خود یا بقیه و نیازهای روانی فوری می شوند).

موارد کلیدی: 1- سطح خطر فوری فرد را ارزیابی کنید. 2- مشخص کنید آیا فرد قربانی یک واقعه می باشد، اگر اینطور بود مشخص کنید که آیا موقعیت بحران احتمال برگشت دارد و یا خیر و همچنین میزان صدمه و تاریخچه این رویداد را نیز ارزیابی کنید. 3- آیا بقیه اطرافیان(مانند فرزندان درمانجو) هم اکنون در معرض خطر هستند؟ 4- آیا وسیله حمل و نقل مورد نیاز است؟ 5- آیا فرد تحت تاثیر مواد مخدر و یا الکل است؟ 6- آیا احتمال رفتار خود آسیبی وجود دارد؟ 7- تاریخچه فرد و سطح فعلی عملکرد سلامت روانی فرد را ارزیابی کنید ( مثلا گرایشات به افسردگی، خود کشی، PTSD، نگرانی، خشونت، و توهم).

مرحله دوم: ارتباط روانی ایجاد کنید، ارتباط برقرار کنید، به سرعت ارتباط خود را تقویت کنید ( با احترام به درمانجو، پذیرفتن، اطمینان دادن و رفتار بی قضاوت).

موارد کلیدی: 1- جوی احترام آمیز و پذیرا را بوجود بیاورید. 2- به وی اطمینان دهید که به او کمک می شود.

مرحله سوم: ابعاد مشکل را اندازه گیری کنید ( که شامل آخرین واقعه ناگهانی نیز می شود).

موارد کلیدی: 1- مشخص کنید چه اتفاقی افتاد که منجربه این گردید که فرد در جستجوی کمک باشد. 2- درباره آخرین سازگاری درمانجو تحقیق کنید. 3- خطرناک یا مرگبار بودن وضعیت را شناسایی کنید. 4- روی زمان حال و مکان حاضر متمرکز باشید و نه روی آینده و مکان دیگر.

مرحله چهارم: کاوش  احساسات و عواطف را تشویق کنید

موارد کلیدی: 1- اجازه دهید که درمانجو احساسات خود را بیرون بریزد. 2- تکنیک های گوش دادن فعال را که یکدلی و بازخورد دیدگاه درمانجو را از موقعیت بحران نشان می دهد، با هم ترکیب کنید. 3- با درمانجو با رفتاری بی قضاوت، حمایتگر و پذیرا روبرو شوید.

مرحله پنجم:استراتژیهای سازش کارانه قبلی رابوجود آورید، کشف و ارزیابی کنید.

موارد کلیدی: 1- در یک بحران، استراتژیهای سازگار معمول مردم که ممکن است سازگار یا ناسازگار شده باشند، نمی توانند بازگشت کاربردی مناسبی داشته باشند. 2- شناختن و به اعتدال رساندن (از راه معلومات علمی) مکانیزم های ناسازگاز ناخود آگاه و نیمه خود آگاه درمانجو. 3- یکپارچه سازی درمان بر اساس راه حل ها در این بخش. 4- تمرکز روی انعطاف پذیری درمانجو که توانایی فرد را تقویت می کند تا مشکل را حل کند، یک شبکه اجتماعی را یکپارچه سازد، مشارکت کند و با تجربه رشد کند. 5- خاطرات درمانجو را تقویت کنید که بیاد آورد چگون قدرت هایش درگذشته به او کمک کرده اند. 6- راه چاره و یا کم کاری مکانیزم مشارکتی را کشف کنید. سپس نتایج هر کدام از راه حل های مکانیزم مشارکتی را مرور کنید. 7- با باز اندیشی، مکانیزم های مشارکتی را مشخص کنید و بوجود آورید.

مرحله ششم: در اجرای نقشه عملکرد، کارکرد اجرایی را ترمیم کنید.

موارد کلیدی: 1- راه کارهای ادراکی کمک می کنند که درمانجو کشف کند که چرا و چگونه ادارک های وی (توقعات و اعتقادات) برای واقعه آماده نبودند. 2- درمانجو باید بفهمد که چه اتفاقی افتاد، چرا بحران اتفاق افتاد، چه کسی/ کسانی درگیر بودند، چه چیزی منجر به واقعه شده و نتیجه واقعه چیست 3- یک فهم ادارکی از موقعیت به مشارکت درمانجو در آینده کمک خواهد کرد. 4- به درمانجو کمک کنید تا بفهمد که چطور وقایع بحران با اعتقاداتش، توقعاتش و اهدافش تضاد ایجاد می کنند. 5- به هر ناهمسازی یا تحریف (مثلا نتیجه گیری غیر منطقی یا هراس از فجایع) و یا افکار غیر منطقی توجه کنید. 6- به درمانجو کمک کنید تا این اشتباهات ادارکی را کشف کند بجای اینکه به آنها اشاره کند. 7- منابعی برای کسب اطلاعات جدید فراهم کنید که جایگزین اعتقادات غیر منطقی و خطاهای ادراکی شوند (برای مثال درمان شناختی ادراکی، گروههای حمایتی، تکالیف).

مرحله هفتم:پیگیری کنید و برای جلسات 3 تا6 ماه بعد در را باز بگذارید.

موارد کلیدی: 1-بعد از آخرین جلسه، برای درمانجو در دسترس باشید ( درصورت لزوم). 2-در صورت کنسل شدن جلسات با درمانجو در تماس باشید. یک درمانجو ممکن فشار روانی مجددی از بحران دریافت کند، همانطور که از دیدن روان درمانگر استرس داشت. 3- در سالروز ( ماه یا سال) واقعه، ارتباط با درمانجویان متعددی را درنظر داشته باشید (مثلا قربانیان جرایمی مثل خشونت)؛چرا که ممکن است آنها در آن تاریخ حادثه را تجسم کنند. در صورت لزوم یک جلسه فوری برگزار کنید. 

 

آموزش حمایت هاى روانى – اجتماعى در بلایا و حوادث غیر مترقبه ویژه مددکاران اج

ا هداف مدد کارى اجتماعى :

مدد کاری اجتماعی حرفه ایست که علاقه مند است در کنشهای متقابل بین مردم و نهادهای جامعه درگیر شود. تعامل های که به توانایی مردم در انجام دادن کارهای مربوط به زندگیشان ، تحقق ارزشها و آرزوها یشان و کاهش فشارهای روا نی اثر می گذارد .این کنش های متقابل بین مردم و مؤسسات اجتماعی در زمینه منافع اجتماعی بزرگتر صورت می گیرد .

سه هدف عمده مدد کاری اجتماعی عبارتست از :

- افزایش توان حل مسائل سازگاری و افزایش توانایی های رشد افراد .

- تقویت اقدامات موثر و انسانی نظامهایی که خدمات و فرصت های لازم را برایشان تعیین می کند .

- مرتبط ساختن مردم با نظام هایی که منابع خدمات و فرصت های لازم را برایشان تعیین میکند .

تعریف ورنر بوهم( werner boeh)‌از مدد کارى اجتماعى

مددکاری اجتماعی در صدد افزایش ایفای کارکرد اجتماعی افراد بصورت انفرادی و گروهی از طریق فعالیت هایی است که بر روابط اجتماعی آنان متمرکز است و بین افراد و محیطشان تعاملی به وجود می آورد . این فعالیتها را میتوان درسه کارکرد دسته بندى کرد .

1.ترمیم استعداد صدمه دیده .

2. تدارک منابع اجتماعی و فردى .

3. جلو گیری از اختلال کارکرد اجتماعى .

بحران

بحران وضعیت آشفته و در هم ریخته ای است که در آن مدد جویان در اهداف مهم زندگی خود با نا کامی مواجه می شوند یا در چرخه زندگی روشهای تطابقی آنان با عامل استرس زا دچار گسیختگی و فرو پاشی عمیق می گردد .

اصطلاح بحران به احساس ترس شوک و درماندگی ناشی ازآن ا طلاق می گردد و نه به خود فرو پاشی .

خصوصیات بحران

موقتی هستند .

به درماندگی و غالبا اختلال کارکردی منجر می شوند .

موجب از دست رفتن تواناى تطابقی مى گردند .

ممکن است پیامدهاى مطلوب یا نا مطلوب بلند مدت داشته باشند .

حمایت

حمایت موقعیتی است که در آن فرد از نظر روانی احساس امنیت وآارامش می کند. حمایت مراقبت از سلامت و ارضای نیاز محبت بوده و یک فرایند بهبودی است که منجر به هماهنگی ابعاد مختلف فرد می گردد . حمایت کمک میکند تا تجربه ”شکست ” یا ” ناامیدی ”یا فشار و تنش های متفاوت واز جهات مختلف را تحمل کنیم .

منابع حمایت

1.بر قراری ارتباط با مددکار و دریافت محبت و تائید ازسوىاو .

2. مشاوره مستقیم به شکل اطمینان بخشی یا حمایت محیطی .

3. کنترل معقول و قاطعانه بحران .

امید و نا امیدى

امید را ابزارى مناسب جهت پیشگیری از بحرانها و روشى براىتطابق می دانند .امید از یک سو می تواند شرایط استرس را قابل تحمل کند و از سوى دیگر داشتن امید واهى می تواند به فرار از مسئولیت هاى کنونى منجر گردد .مددکاران اجتماعى می توانند با خلاقیت و آگاهی از جنبه هاى مثبت امید بهره جویند . جنبه مثبت امیدوارى رهایی وآسوده شدن گذرا از درد و رنج است و همچنین انرژی ذخیره شده اى براى برطرف کردن منابع استرس فعلى و آینده است.

مراحل مختلف واکنش هاى روانى پس از وقوع بلایا

پس از وقوع بلایا واکنش روانی مردم در مراحل مختلف متفاوت است . آگاهی از این واکنش ها کمک میکند تا عکس العمل هاى روانی آسیب دیدگان و نحوه برخورد با آنان را دریابید .گاه برخی از مراحل بارز نیستند و الزاماً به ترتیب رخ نمی دهند .

اقدامات متناسب با مراحل مختلف واکنش مردم را منسجم کرده و به آنها انگیزه می دهدتابا حوادث دست و پنجه نرم کنند .هدف نهایی رسیدن هر چه سریعتر بازماندگان به مرحله تجدید سازمان است .

مراحل مختلف واکنش روانى

مرحله

علائم واکنش

اداره واکنش

مرحله اول: تماس یا ضربه (در چند دقیقه اول پس از سانحه بروز میکند)

1. ترس و وحشت

2.برخی افراد بهت زده میشوند .

3.افراد گیج ودرمانده هستند و قدرت انجام کارى راندارند.

در اغلب موارد قبل از رسیدن هر کمکى بطور خود بخود پایان می پذیرد .

مرحله دوم :

قهرمان گرایى

(در ساعات یا روزهاى اولیه وقوع حادثه بروز میکند)

1.افراد احساس میکند باید کاری انجام دهند و بطور داوطلبانه در امداد رسانی کمک میکنند .

2.همبستگى بین مردم ایجاد میشود .

3.مردم با گذشت و ایثار زیاد عمل میکنند .

4.افراد گستاخانه عمل کرده و به موانع ادارى اجرایی کارى ندارند.

1.رفتار آسیب دیدگان را

باید واکنشی طبیعی تلقی

کرد .

2.باید وضعیت افراد رادرک

کرد .

3.هدایت هوشمندانه : باید

فعالیت هاى مردم را بطور

مناسبى هدایت کرد.

4-به نقش خانواده افراد

آسیب دیده و یا دوستان

آنها اهمیت داده شود .

مرحله سوم:

فراموشی غم

(یک هفته تا چند ماه بعد از حادثه بروز میکند )

همزمان با رسیدن نیروهاى کمکی و توزیع کمکها افراد امیدوار شده و بطور موقت به انها حالت آرامش دست میدهد .

کمک رسانی به افراد در این مرحله بسیار مفید بوده و نتایج زیر را در بر دارد :

1.سرعت در پیدایش تعادل روانی

2.جلوگیرى از اختلالات روانی عاطفى شدید بعدى

3. جلوگیرى از انتقام جویی و

بد بینى نسبت به دیگران در مراحل

بعدى .

مرحله چهارم:

مواجهه با واقعیت

(2الى 3 ماه

بعد از وقوع حادثه بروز میکند)

1. افراد تازه متوجه وسعت خسارات و فقدانها میشوند

2. افراد دوباره روحیه خود رااز دست داده ناآرام وخسته ودرمانده میشوند

3. ممکن است به این نتیجه برسندکه کمکهای رسیده کفایت نمیکند.

4. مضطرب و حساس شده احساس تنهایی میکنند

  1. از نظر روانی احتیاج به حمایت بیشتری دارند .
  2. ایجاد روحیه امید و اعتماد به نفس در افراد اهمیت زیادى دارد .
  3. امدادگران باید حداکثر تلاش خود را در جهت توزیع عادلانه و توأم با احترام امکانات بین مردم انجام دهند

مرحله پنجم:

تجدید سازمان

(6ماه تا یک سال بعد از وقوع حادثه بروزمیکند )

  1. افراد شروع به بازسازی زندگی خود کرده بتدریج درک می کنند که باید متکی به خود باشند .
  2. عدم رسیدن کامل به این مرحله منجر به باقیماندن احساس ناراحتى و پرخاش و تعارض درونى می گردد .
  3. مسئولین باید پاسخگوى نیازهاىمردم باشند و با برنامه ریزى از سرگردانى و بلا تکلیفی آنها جلوگیرى کنند .
  4. باید مردم را فعالانه در امربازسازى مشارکت دهند .
 

آشناى با برخى از علائم روانى گروههاى آسیب پذیر

باید مراقب باشید افرادى را که در جریان بلایا دچار واکنش هاى روانى شده اند بیمار یا مبتلا به بیمارى روانى تلقى نکنید . این علائم واکنشى طبیعى به یک حادثه کاملا غیر معمول است و در بسیارى از موارد در طول زمان تخفیف مى یابد واز بین میرود . کودکان ، زنان ، سالمندان ، معلولین ، کسانى که تنها زندگى میکنند یا منابع مالى و حمایتى کمترى دارند ، افراد بیسواد و کسانى که دسترسى کمترى به اطلاعات دارند از جمله افرادى هستند که آسیب پذیری بیشتری نشان می دهند .

علائم روانى کودکان پس از وقوع بلایا

کودکان ممکن است در سنین مختلف واکنش ها و علائم متفاوتى رانشان دهند.

سنین پیش از دبستان (5-1 سال)

ترس از جدایى و چسبیدن بیش از حد به والدین

ترس از بیگانه ها و بى اعتمادى به دیگران

ترس از تاریکی

خوددارى از تنها خوابیدن

ترس از اشیاء خیالى و حیوانات

دیدن رویاهاى ترسناک

برگشت به رفتارهای مراحل اولیه رشدى مثل شب ادرارى

مشکل در به خواب رفتن

فعالیت بیش از حد و پرخاشگرى

اختلال در صحبت کردن – سکوت یا لکنت زبان

کودکان دبستانى(11-6 سال)

احساس غمگینى

انجام بازیهاى تکرارى(فاجعه اى را که برایشان اتفاق افتاده در بازى دوباره نشان میدهند )

مشکلات خواب( بى خوابی – پر خوابى یا کابوس )

اضظراب و نگرانی در مورد سرنوشت اعضاء خانواده

مشکلات تحصیلى

بى اشتهایى

شب ادرارى

پرخاشگرى و شکایت هاى بدنى

نوجوانى و جوانى(18-12 سال)

علائم بدنى مثل دردهاى شکمى و سر درد ...

مشکلات خواب و کابوس

نزاع با دیگران و تحریک پذیرى

افت تحصیلى

رو آوردن به سیگار یا مواد مخدر

طغیان و سرکشى در خانه و مدرسه

افسردگى یاغمگینى

از دست دادن علاقه به تفریح یا فعالیت هاى گروهى بادوستان

واکنش هاى روانى زنان پس از وقوع بلایا

بطور کلى زنان علائم و واکنش هاى روانى بیشترى بعد از وقوع بلایادارند زنان معمولاً نقش اصلى مراقبت از فرزندان را بر عهده دارند و کمتر احتمال دارد به خاطر فرزندان خود هنگام بروز بلایا محل حادثه را ترک کنند . در صورتى که سرپرست یا پدر خانواده از دست رفته باشد ممکن است در مورد کمکهایى که توزیع میشود مورد تبعیض واقع شوند . در صورت نداشتن مهارت فنی یا تخصص علمى بدست آوردن شغلى بادرآمد مناسب براى آنان دشوارتر است و ممکن است دچار فقر و تهیدستى شوند .

واکنشهاى روانى سالمندان پس از وقوع بلایا

در صورت وقوع بلایا سالمندان در معرض خطر بیشترى قرار دارند . افسردگى در آنان معمولا نادیده گرفته میشود زیراعلائمشان تفاوتهایی با افراد جوانتر دارد .

بعنوان مثال فراموشکارى یا حواسپرتى در آنها ممکن است علامتى از افسردگی باشد که گاهى به حساب پیرى گذاشته مى شود و مورد غفلت قرار مى گیرد .

راهبردهایى براى کمک در مواقع بحران

یکى از اصول کلى مددکارى در انواع بحرانها استفاده آزادانه از حمایت عاطفى از طریق تماس نزدیک اطمینان بخشیدن و توجه به احساسات افراد آسیب دیده است . تغیراتى که در محیط مى توان بوجود آورد ،ایجاد فضایىامن و آرام و اشخاصى که فرد آسیب دیده را حمایت ودرک مى کنند همه به نوعى حمایت عاطفى محسوب مى شود .تنظیم زمان نیز عامل مهمى در مداخله موثر براى حل بحران است .

مراحل مداخله در بحران

کمک هاى اولیه روان شناختى هنگام بلایا یا بحران شامل چهار مرحله است :

1- ابتدا مددکار شرایط کنونى مددجو و ماهیت و شدت بحران را تخمین مى زند .

2- پس از آن مددکار کمکهاى مورد نیاز را بر حسب اولویت تقسیم مى کند .

3- در سومین مرحله مددکار به مددجو (آسیب دیده) کمک میکند تا احساس ترس ،گناه یا خشم خود را بازگو نماید .علاوه بران به او کمک میکند تا به انتخابهاى متعددىبیاندیشد و قبل از انجام کارها موقعیت موجود را بررسى نموده و سپس بهترین راه را برگزیند . همچنین به اومى آموزد که در شرایط بحرانى مکانیسم هاى دفاعى و مهارت هاى تطابقى خود رابسیج کند .

4- مرحله پایانى زمانى است که شخص در مرحله عمل گام بر میدارد . وضعیت بحرانى را پشت سرمیگذارد وبه تعادل جدیدى دست میابد.

 


 

 

معرفی دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی

دفتر امورآسیب دیدگان:

ارائه خدمات تخصصی به صورت سرپایی و نگهداری به افراد آسیب دیده و در معرض آسیب، از طریق مراکز اورژانس اجتماعی ، مداخله در بحران و .... با حمایتهای مادی و معنوی 
- بازپروری دختران و زنان آسیب دیده اجتماعی 
2- مرکز مداخله در بحران ( فردی ، خانوادگی ، اجتماعی ) « اورژانس اجتماعی » 
3- خدمات سیار اورژانس اجتماعی 
4- خانه سلامت 
5- خط تلفن اورژانس اجتماعی ( 123)

معرفی خدمات دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی

معرفی فعالیت : بازپروری زنان و دختران آسیب دیده اجتماعی 
گروه هدف: 
دختران و زنان آسیب دیده اجتماعی 
اهداف : 
1- ایجاد امکانات و تسهیلات لازم به منظور بازپروری و بازتوانی روانی ، اجتماعی زنان و دختران در معرض آسیب اجتماعی حاد و آسیب دیده اجتماعی. 
2- جلوگیری از گسترش مجدد آسیب های اجتماعی و بدآموزی مراجعین در یک مکان. 
اقدامات اجرایی: 
دختران و زنانی که نیاز به حمایت و بازپروری دارند ابتدا از طریق تیم تخصصی مرکز مداخله در بحران (فردی ، خانوادگی و اجتماعی ) ارزیابی شده و در صورت داشتن شرایط لازم به مرکز حمایت و بازپروری اعزام می گردند . این مراکز طبق وظایف قانونی محوله دختران و زنان را نگهداری و یا بصورت غیر شبانه روزی تحت پوشش داشته و از طریق ارائه خدمات تخصصی نظیر مددکاری اجتماعی، روان شناسی ، بهداشتی ( پزشکی و روانپزشکی) ، آموزشهای فنی و حرفه ای و فرهنگی زمینه های بازگشت به زندگی سالم را از طریق پیوند مجدد با خانواده، آموزش و ایجاد استقلال و کسب درآمد مشروع ، ازدواج و تشکیل خانواده فراهم آورده و در تامین حداقل نیازهای اقتصادی و حل مسائل و مشکلات یاری می نماید. 



معرفی فعالیت: مرکز مداخله در بحران (فردی، خانوادگی، اجتماعی) « اورژانس اجتماعی » 
گروه هدف : 
- زوجین متقاضی طلاق و افراد دارای اختلاف خانوادگی حاد 
- زنان و دختران در معرض آسیب اجتماعی یا آسیب دیده اجتماعی 
- افرادی که قصد خودکشی دارند یا اقدام به خودکشی کرده اند
- کودکان خیابانی و کار 
- همسران آزار دیده 
- کودکان آزار دیده 
- مبتلایان به اختلال هویت جنسی 
- دختران و پسران فراری از منزل 
- سایر افرادی که در شرایط بحرانی قرار دارند
اهداف: 
- ارتقاء سطح دانش و آگاهی افراد در معرض آسیب و آسیب دیده اجتماعی در خصوص مسائل و مشکلات اجتماعی و کمک به درک موقعیت خوددر شرایط بحرانی . 
- ارتقاء توانمندیهای افراد در معرض آسیب و آسیب دیده اجتماعی جهت مقابله با مسائل اجتماعی در شرایط بحرانی از طریق ارائه خدمات تخصصی . 
- ارتقاء آگاهی ها و شناخت خانواده و اجتماع نسبت به نیازهای خدمت گیرندگان به منظور تسهیل فرایند حل مسئله در شرایط بحرانی . 
- شناسائی مناطق وکانونهای آسیب زا و انجام مداخلات توامندسازی اجتماع محور

اقدامات اجرایی : 
افراد می توانند به صورت خود معرف و یا با معرفی واحد سیار اورژانس اجتماعی(123) و خط تلفن اورژانس اجتماعی (123)و یا با معرفی از طریق از مراجع قضایی ، انتظامی، سازمانها و نهادهای ذیربط و ... به مرکز مراجعه نموده و از خدمات این مرکز به صورت رایگان و شبانه روزی و یا به صورت سرپایی و نگهداری موقت ارایه می گردد بهره مند گردند . در این مرکز پس از پذیرش، ارزیابی های تخصصی اجتماعی ، روانشناختی ، بهداشتی و درمانی ، حقوقی تیم تخصصی مرکز ( متشکل از مسوول مرکز ، مددکار اجتماعی ، روانشناس ، روانپزشک ، مشاور حقوقی ) با توجه به ارزیابی های صورت گرفته و متناسب با نوع مشکل مراجع ، تصمیم گیری نموده و سپس نسبت به ارایه خدمات تخصصی به افراد اقدام می گردد . خدمات تخصصی مرکز شامل خدمات مددکاری اجتماعی ، خدمات روانشناسی ، خدمات روانپزشکی ، خدمات بهداشتی و درمانی ، خدمات حقوقی و خدمات آموزشی و تربیتی می باشد . 
- زنان و دختران در معرض آسیب و آسیب دیده اجتماعی می توانند به مدت 3 تا حداکثر 20 روز از خدمات نگهداری موقت استفاده نمایند . این مدت با تایید تیم تخصصی مرکز برای یک دوره دیگر قابل تمدید است . 
- خدمات این مرکز می تواند از طریق تماس با خط اورژانس اجتماعی 123 و خدمات اجتماعی سیار و همچنین از طریق حضور تیم های تخصصی مستقر در سایر سازمانها یا نهادهای ذیربط نیز به افراد در معرض آسیب یا آسیب دیده اجتماعی ارایه شود . 
توضیح: 
فعالیت های خدمات اجتماعی سیار،خط تلفن اورژانس اجتماعی و برنامه توانمندسازی سکونتگاهای غیررسمی با رویکرد اجتماع محور زیر نظر این مرکز می باشند. 
-

معرفی فعالیت : خدمات اجتماعی سیار 
گروه هدف: 
1 – افراد در معرض آسیب اجتماعی 
2 – افراد آسیب دیده اجتماعی 
3 – گروههای هدف مشمول دریافت خدمات از سازمان بهزیستی 
اهداف: 
1– ارائه خدمات اجتماعی اولیه و سرپائی به افراد شامل خدمات مددکاری ، روان شناسی، آموزشی، فرهنگی و نیازهای اولیه زیستی ( تغذیه ، پوشاک)
2 – ایجاد و ارتقاء آگاهی و اطلاع رسانی به افراد در زمینه طرحها و فعالیتهای مراکز دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور
3 – شناسایی مناطق آسیب زا 
4 – پوشش دادن به خط تلفن اورژانس اجتماعی 
5- پیگیری موار ارجاعی از مرکز مداخله در بحران فردی،خانوادگی و اجتماعی(اورژانس اجتماعی) 
اقدامات اجرایی : 
نحوه پذیرش : 
1 – خود معرف 
2 – شناسایی و جذب خدمت گیرندگان توسط مددکار اجتماعی 
3 – خط تلفن اورژانس اجتماعی 123 
4 – سایر سازمانها و ارگانهای دولتی و غیر دولتی

معرفی فعالیت : خانه سلامت 
گروه هدف : 
دختران 18 تا 30 ساله که هیچگونه مشکل اخلاقی ندارند و بد سرپرست یا بی سرپرست می باشند. 
خانه سلامت به مراکزی اطلاق میشود که طبق وظایف قانونی محوله ، دختران در معرض آسیب اجتماعی و فاقد حمایت های خانوادگی و اجتماعی را تحت پوشش قرار داده و از طریق ارائه خدمات زمینه های کسب استقلال اقتصادی و اجتماعی را فراهم آورده و در تامین حداقل نیازهای اقتصادی و جلوگیری از ابتلا به آسیبهای اجتماعی یاری می نماید. 
اهداف : 
1 - حمایت و نگهداری از دختران در معرض آسیب اجتماعی نیازمند حمایت اجتماعی . 
2 - فراهم نمودن زمینه های تحصیل ، اشتغال ، خودکفایی و استقلال این افراد. 
3 - شناخت استعدادها و توانمندیهای دختران در معرض آسیب و هدایت آنها به سوی استفاده از این توانمندیها. 
4 - جلوگیری از ابتلاء دختران در معرض آسیب به آسیبهای اجتماعی. 
اقدامات اجرایی : 
دخترانی که نیاز به حمایت و نگهداری دارند ابتدا از طریق تیم تخصصی مراکز مداخله در بحران فردی خانوادگی اجتماعی ارزیابی شده و در صورت داشتن شرایط لازم به خانه های سلامت فرستاده می شوند مدت زمان حمایت از این دختران حداکثر 6 ماه و در صورت تائید تیم تخصصی تا یکسال می باشد که ظرف این مدت کلیه تلاش ها در جهت فراهم آوردن امکانات بازگشت به خانواده و یا بستگان و یا سایر روش های ترخیص به منظور کوتاه نمودن زمان زندگی در مرکز صورت می پذیرد

معرفی فعالیت : خط تلفن اورژانس اجتماعی ( 123)

کودکان در معرض آزار و آزار دیده
همسران در معرض آزار و آزار دیده
زنان و دختران آسیب دیده اجتماعی
زنان و دختران در معرض آسیب اجتماعی
دختران و پسران فراری 
کودکان خیابانی 
مبتلایان به اختلال هویت جنسی 
سالمندان و معلولین و سایر گرو ه های هدف سازمان بهزیستی 
افرادی که قصد خودکشی دارند. 
سایر افرادی که در شرایط حاد و بحرانی قرار دارند. 
اهداف : 
اطلاع رسانی خدمات سازمان بهزیستی به گروه های هدف 
شناسایی آسیب های اجتماعی شایع و در حال شیوع 
مداخله بموقع برای حمایت از افراد در معرض آسیب و آسیب دیده اجتماعی و سایر افرادی که در شرایط بحرانی قرار دارند 
اقدامات اجرائی: 
چنانچه تماس تلفنی تماس گیرنده مرتبط با حیطه وظایف این خط نباشد، با ارائه یک راهنمایی کوتاه، تماس پایان می پذیرد ولی

اگر تماس تلفنی مرتبط با وظایف این خط باشد با توجه به شرایط افراد اقدامات ذیل انجام می شود:

-مراجعه حضوری به محل از طریق خدمات اجتماعی سیار(در استانهایی که خدمات اجتماعی سیار راه اندازی نشده است از-طریق تیم تخصصی مرکز مداخله در بحران فردی،خانوادگی و اجتماعی اقدامات انجام می شود.
- ارجاع به مرکز مداخله در بحران فردی،خانوادگی و اجتماعی(اورژانس اجتماعی).

-ارجاع به سایر مراکز تابعه سازمان بهزیستی به تناسب شرایط افراد در حوزه معاونت های امور اجتماعی،امور فرهنگی و مرکز مداخله در بحران فردی،خانوادگی و اجتماعی و ...

-ارجاع به سازمان های موجود اعم از دولتی و غیر دولتی به تناسب شرایط افراد.

هدف در مددکاری اجتماعی:

 

اقای دکترقندی دراثر جاویدان خودش  به عنوان یکی از نخستین  اثار بومی درمددکاری اجتماعی به زیبای هدف مددکاری اجتماعی راچنین تصویرمیکند.هدف این است که بین بهزیستی افرادورفاه اجتماعی سازگاری ووفاق ایجاد شود دراین راستامددکار اجتماعی از تحمیل این نظرکه مردم محرومیت وذلت را به عنوان سرنوشت بپذیرندوخودرابا شرایط رنج اور وغیر عادلانه سازش دهند احتراز میکند...ومیکوشد به انسانها کمک کند تابینش روشن بیابند ، ابتدابا مشکلات و شرایط سخت به عنوان واقعیت زندگی روبرو شوند وسپس بکوشند تاانها رااز میان بردارند یاتغییر دهندتا بتوانند درشرایط بهترزندگی کنند(قندی ، 1347 :44).

فرایند"توانمندسازی"درتمامی شاخه هاوروشهای مددکاری اجتماعی مطرح بوده ومتناسب با ویزگیهای هریک ازاین شعبات وروشها  ،تحلیل وتبیین میشود.

 

14 نکته در باب اعتماد به نفس

  

  ١. کسب آمادگی برای دور شدن از شرایط نامساعد به منظور پیشگیری از شکست ها باعث ایجاد اعتماد به نفس می شود.

 

  1. اگر مایل نیستید در کار فعلی تان بهترین باشید، احتمالاً این کار مناسب شما نیست.

 

  1. اعتماد به نفس بالا ناشی از این احساس است که بر سرنوشت خود حاکم هستید.

 

  1. یاد بگیرید که برای رسیدن به علائق حقیقی خود تلاش کنید. این کار باعث می شود که احساس بسیار خوبی داشته باشید.

 

  1. حوزه ای را که از کار کردن در آن لذت می برید مشخص کنید و سپس تمام وقت و توانی را که در اختیار دارید صرف آن کنید.

 

  1. لازمه اعتماد به نفس این است که شهامتش را داشته باشید که به روش خودتان زندگی کنید.

 

  1. آماده باشید که خود را هر سال از نو بسازید. مجسم کنید که می توانید بدون هیچ زحمت و محدودیتی بارها از نو شروع کنید.

 

  1. نقاط ضعف هر کسی بسیار بیشتر از نقاط قوت اوست. همیشه روی نقاط قوت خود تمرکز کنید.

 

9.توجه خود را روی مهمترین چیزها متمرکز کنید و تا انجام کامل آن دست از کار نکشید.

 

  1. افکارتان را روی کاغذ بیاورید. کارها را اولویت بندی کنید و همیشه از مهم ترین آنها شروع کنید.

 

  1. اعتماد به نفس هنگامی به دست می آید که شما با حداکثر توانایی و کارایی تان کار کنید.

 

  1. هر چه کارهای مهم بیشتری را به پایان برسانید بیشتر احساس می کنید که فرد قدرتمند و مثبتی هستید.

 

  1. به هنگام آشفتگی و تحولات سریع، مرتباً خود را با در نظر گرفتن شرایط جدید ارزیابی کنید.

 

  1. مدام برای خود هدف های جدید و استانداردهای بالاتری در نظر بگیرید و هرگز قانع نباشید.

 

 

اختلاف سن مناسب برای ازدواج

نتایج این تحقیقات نشان می دهد برای زنان بهتر است با مردانی ازدواج کنند که حداکثر 8 تا 9 سال از آنها بزرگتر و یا در نهایت دو تا سه سال از آنها کوچکتر باشد. این اختلاف سنی تا حد چشمگیری پدیده طلاق را کاهش می دهد. در حقیقت مردانی که سن آنها از همسران خود بسیار کمتر و یا بسیار بیشتر است شوهران خوبی نیستند.

دانشمندان استرالیایی با بررسی بیش از دو هزار زوج دریافتند شوهران باید حداکثر دو تا سه سال کوچکتر و یا هشت تا 9 سال از همسران خود بزرگتر باشند.

مردانی که سن آنها از همسران خود بسیار کمتر و یا بسیار بیشتر است شوهران خوبی نیستند.

به گزارش خبرگزاری مهر، محققان دانشگاه ملی استرالیا با مطالعه بر روی حدود دو هزار و 500 زوج استرالیایی خوشبخت و بدبخت به مدت 6 سال بین سالهای 2001 تا 2007 فاکتورهای سازگاری و بحران در روابط زناشویی را مورد بررسی قرار دادند. یکی از این فاکتورها «سن» است که در یک ازدواج خوب از اهمیت بالایی برخوردار است.

نتایج این تحقیقات نشان می دهد برای زنان بهتر است با مردانی ازدواج کنند که حداکثر 8 تا 9 سال از آنها بزرگتر و یا در نهایت دو تا سه سال از آنها کوچکتر باشد. این اختلاف سنی تا حد چشمگیری پدیده طلاق را کاهش می دهد. در حقیقت مردانی که سن آنها از همسران خود بسیار کمتر و یا بسیار بیشتر است شوهران خوبی نیستند.

براساس گزارش سیدنی مورنینگ هرالد، به گفته این دانشمندان، فاکتور سن بیش از سایر فاکتورها از قبیل سطح فرهنگی و یا ریشه های جغرافیایی در ایجاد حس مشترک میان زن و شوهر نقش دارد. همسن بودن به این معنا است که زن و شوهر هر دو از دلبستگی های مشابهی در موسیقی، سیاست و مسائل مروبط به یک نسل برخوردارند به طوری که 17 درصد از جدایی ها در مواردی اتفاق می افتد که این اشتراکات وجود ندارند.

رازهای طلایی همسران


آقایان محترم مصرف کنند - ویتامینA1 : همسرتان را با زنان دیگر مقایسه نکنید

هیچ موقع خانمان را با زن دیگر، بویژه مادرتان، زن سابق تان یا نامزد قبلی تان مقایسه نکنید. هرگزدربار? سایرروابطی که قبلا احتمالا داشته اید، مشتاقانه و با حسرت حرف نزنید. با این اعمال شما عدم امنیت را در جایی که نباید باشد، ایجاد می کنید. مردی که می خواهد گذشته را دوباره زنده کند، به سوی دردسر می رود.

به خاطر داشته باشید همسرتان می خواهد در زندگی شما مقدم ترین فرد باشد. وقتی شما الگویی را مثال می زنید مانند مادرتان، همسر قبلی تان، دخترخاله تان، آنطور احساس کردن برای او خیلی سخت است. او باور می کند که باید دقیقا عین آن الگو عمل، و از آن پیروی کند. هر زنی دوست دارد بابت توانائیهای خودش مورد تحسین قرار گیرد. به او اجازه دهید همان زن شایسته ای باشد که هست. بدانید که اگر به هر کس آزادی بدهید که خودش باشد او بهترین فرد می گردد.

ویتامین A2 مخصوص آقایان !
آقایان مصرف کنند - ویتامینA2 : عشق خود را نسبت به همسرتان اثبات کنید.

زنها از شما مردها می خواهند، عشق خودتان را به گونه ای محسوس و مملوس نشان دهید. در واقع، عشق را هر روز و از راههای کوتاه باید بر زبان آورد و نشان داد. خرید هدیه های کوچک و تقدیم آن به شکلی خوشایند می تواند جالب و زیبا باشد. مثلا شما می توانید یک بسته شکلات بزرگ بخرید و به آن یادداشتی ضمیمه کنید، بدین مضمون: "تقدیم به همسر بی نظیرم که همیشه به من خوبی و عشق می دهد."هدیه هایی که خانمها دوست دارند شوهرانشان به آنها تقدیم کنند بدین قرارند: گل، کارت پستالهای زیبا همراه با دست خط خودتان، عطر، جواهرات، مجسمه های زیبا، کیف، لباس، بسته های شکلات (کاکائو های تخته ای)، تلفن موبایل، ساعت مچی و اگر خیلی پولدارید ماشین های مدل بالا!.... اگر امکان پیچیده هدیه است، حتما آن را با کادوهای رنگی زیبا بسته بندی کنید.

خانمها دوست دارند خودشان بسته بندی ها را باز کنند. گرفتن هدیه، به زنها احساس با ارزش بودن می دهد و عدم دریافت هدیه، این پیام را برای زن تدعی می کند که شما برای او هیچ ارزشی قائل نیستید و و به او توجه ندارید و در یک کلام، دوستش ندارید. در مشاوره های خصوصی مان زمانی که با مراجعان صحبت می کنیم و می گوییم که این تکنیکها را به کار برید، خانمها می گویند که خیلی دوست داریم دقیقاً شوهرمان این کارها را برایمان انجام دهد ولی شوهرمان می گوید این مسخره بازیها و این بچه بازیها دیگر چیست؟ پس این لباسهایی که پوشیده اید چه کسی برایت خریده است؟

یا خرج خانه را چه کسی می کند؟ آقایان، قبول داریم که به طور غیرمستقیم برای خامتان خرج می کنید ولی وقتی که او خودش اشاره کند که به چه چیزهایی نیاز دارم و با هم بروید بخرید این روش او را دچار هیجان نمی کند. شما زمانی می توانید او را غافلگیر کنید که خودتان بدون اطلاع او، برایش هدیه های مختلف بخرید و در مواقعی که انتظارش را ندارد به او تقدیم کنید.

بعضی از مراجعان مرد نیز می گفتند که این روشها مربوط به دوست پسرها و دوست دخترهاست و زندگی زناشویی فرصتی برای اجرای این تکنیکها و مسخره بازیها نمی گذارد! ولی ما به شما آقایان می گوییم که این کتاب را دقیقاً برای شماها که فکر می کنید زندگی چیز دیگری است نوشته ایم، زیرا اگر این روشها را به کار نبرید یا مرتباً باید ناله ها و شکوه های همسرتان را بشنوید و یا اینکه خودتان تاوان هزاران مسئله ای را که بعداً برایتان پیش می آید را بپردازید!

ویتامین B1 مخصوص خانمها !
خانمها مصرف کنند - ویتامینB1 : به همسرتان توجه کنید

به پاهای عضلانی، به سین? فراخ و مردانه اش، به لبخند زیبایش، به شانه های پهنش، به دستان بزرگ و مردانه اش، به چشمان خوش حالتش، به صدای پرطنین اش و به طور کلی به هر ویژگی و صفتی که از او مرد می سازد، توجه کنید. اغلب مردان دوست دارند که از مردانگی آنها تعریف و تمجید شود و آنها تشن? تعریف و تمجید شما هستند. وقتی مردی تحسین شود، مایل است به سرعت به آن پاسخ دهد. به او بگویید که چه همسر با قدرت و خوبی دارید و از اینکه شوهر شماست چقدر خوشحالید و چقدر خوش اقبالید. به شوهرتان بگویید او را در همین گونه که هست، دوست دارید و دیگر اینکه او را در دنیا با هیچ مرد دیگری حاضر نیستید عوض کنید.

ویتامین B2 مخصوص خانمها !
خانمها مصرف کنند - ویتامینB2 : شوهرتان را بابت کارهایی که انجام می دهد تحسین کنید

به طور مثال اگر او اتومبیل را تعمیر می کند به او بگویید چقدر خوش اقبالید که همسری را دارید که از استعداد و تواناییهای مکانیکی تا این حد بالا برخوردار است. اگر او با بچه ها بازی می کند، به او بگویید بچه ها چقدر خوشبختند که پدری چون تو دارند. اگر او اهل ورزش است به او بگویید چقدر عالی است که مردی باهیکل متناسب دارید و به ورزش کردن اهمیت می دهد. اگر او شما را در رفاه گذاشته است به او بگویی در رؤیاهایتان هم نمی گنجید شیو? زندگی را که او برایتان فراهم آورده است داشته باشید.

ویتامین A3 مخصوص آقایان ! زنان نیاز به صحبت ..

آقایان مصرف کنند !
ویتامینA3 : زنان نیاز به صحبت کردن دارند

شوهری که یاد می گیرد هر روز وقت صرف کند و با زن خود حرف بزند و به صحبتهای او گوش دهد، قلب او را برای همیشه تسخیر می کند. از دیدگاه ما: "اگر خانمها و آقایان روزی20 دقیقه با هم صحبت کنند، درِ طلاق را برای همیشه به روی خودشان می بندند. مردی که نیاز زن را برای صحبت کردن نادیده می گیرد، همسری مهربان و عیبجو پیدا خواهد کرد.

وقتی او به شما غُر می زند و لحظه ای آرامتان نمی گذارد آنچه در واقع او می گوید این است: اگر نمی توانم با گفتگویی خوب بر تو اثر بگذارم، با مذاکر? نامطبوع اثر خواهم گذاشت چون حتی بگو و مگوها بهتر است پوچی و خلأیی است که وقتی با تو هستم احساس می کنم. آنچه او هر بار می گویند این است: لطفاً به حرف من گوش بده. می خواهم آنچه را برای من اتفاق افتاده و دربار? آن نگرانم، با تو در میان با تو در میان بگذارم." در واقع پند یا نصیحت یا راه حلی نمی خواهم، فقط می خواهم حرفم را بشنوی و آنچه را می گویم درک کنی و به احساس من اهمیت دهی."

ویتامین B5 مخصوص خانمها ! همسرتان را بابت ..

خانمها مصرف کنند
ویتامینB5 : همسرتان را بابت آنچه می گویید تمجید کنید

به طور مثال اگر او شوخ طبع است به او بگویید: شوخ طبعی او را دوست دارید و این حالت او باعث احساس نشاط شما می گردد. اگر او اهل ریسک و خطر کردن است به او بگویید: شجاعت او را که پای هر چه بدان اعتقاد دارد می ایستد، خیلی دوست دارید. اگر او کم حرف است به او بگویید: چه شنوند? خوبی است و چه نفوذ آرام کننده ای بر شما دارد. اگر او پرحرف است به او بگویید که روح بخش و گرم کننده مجالس و مهمانی هاست و چقدر دوست دارید که به سخنانش گوش دهید. اگر او راستگو و درستکار است به او بگویید: چه خصیصه های زیبایی داری و شما این صفات را خیلی دوست دارید. اگر باوفاست به او بگویید: چقدر عالی است که می توان به او اعتماد کرد. به طور کلی همه چیز و هر چیزی بایستی به شیو? مثبت مورد توجه قرار گیرد و با تمجید تفسیر شود. هرگز شوهرتان را با مردان دیگر فامیلتان مقایسه نکنید و مثلاً نگویید که علی آقا در خانه به همسرش کمک می کند و یا برای زنش خیلی هدیه می خرد و خیلی بهتر از تو همسرداری می کند. با انتقاد کردن و مقایس? او با دیگران از میزان صمیمیت و نفوذ خود بر همسرتان می کاهید. به یاد داشته باشید که هیچ کس از انتقاد خوشش نمی آید حتی شما!

ویتامینB3 مخصوص خانمها ! حمامی گرم و نرم ..
خانمها باید مصرف کنند
ویتامینB3 : حمامی گرم و نرم برایش آماده کنید

حمام را تمیز و آماده کنید. حول? تمیز، صابون خوشبو و شامپوهای عالی تهیه کنید، سپس وان حمام را پر از آب گرم و حباب صابون کنید. از او تقاضا کنید که استحمامی دلچسب انجام دهد. هنگام استحمام از او با نوشیدنیهای خوش طعم وموردعلاقه اش پذیرایی کنید

ویتامینA5 مخصوص آقایان ! شام بخرید ..
ویتامینA5 : شام بخرید و به خانه بیاورید

یکی از روشهایی که می توانید خانمتان را غافلگیر کنید این است که بعضی از روزها پس از آنکه به محل کارتان رفتید به زنتان تلفن بزنید و پس از خوش و بش کردن با وی، بگوئید: عزیزم نگران تهیه شام نباش، زیرا من موقع برگشت شام می خرم و به خانه می آورم.

ویتامین B6 مخصوص خانمها !
خانمها مصرف کنند
ویتامینB6 : با کاغذهای پشت چسب دار حرف خود را بزنید

این نوع کاغذهای کوچک پشت چسب دار را می توانید از فروشگاههای بزرگ یا مغازه های لوازم تحریری خریداری کنید. سپس یادداشتهای خود را در جاهایی که اصلاً احتمالش را نمی دهد بچسبانید، به طوری که وقتی صبح آماد? رفتن به محل کارش می شود ببینید. به طور مثال این نوشته ها را می توانید بر روی کیف دستی او، بر روی داشبرد اتومبیلش و یا روی درب یخچال و فریزر بچسبانید و در هم? آنها بنویسید که به نظرتان او چقدر عالی و قدرتمند و دوست داشتنی است و چقدر از اینکه همسر او هستید احساس خوشحالی و شادمانی دارید.

 

افکار متفاوت زن و مرد


تفاوت بین دو جنس میتواند به اینجا برسد، تقسیم بندی وظایف از روی تواناییها. ذهن مردان و زنان ذاتا به سمت جنبه های متفاوتی از جهان اطرافشان کشیده میشود.
تواناییهای ادراکی زنان به سمت تفسیر سریع یا به قولی شهودی از درونیات افراد تمایل دارد. زنان دارای استعداد کشف احساسات و افکار دیگران هستند، آنها تمایلات افراد را تفسیر و سرنخهای وابسته به قراین را جذب کرده و با شیوه های مناسب احساسی واکنش نشان میدهند. آنها توانایی همدلی دارند، با دیگران وفق می یابند و میتوانند جنبه های دیگر یک استدلال را دریابند. این همدلی منجر به برقراری ارتباط و تمایل زنان به وابستگی میشود.
مردان در ابتدا بر روی جزئیات آنی متمرکز میشوند و با بررسی یک قسمت کوچک از هر چیز، راحت تر کنار می آیند. آنها قوانینی را بر اساس تجزیه و تحلیل طبیعت، اشیاء بیجان و حوادث مختلف به وجود می آورند. در یک جمله، متخصص طبقه بندی هستند.
برتری مردان در تجسم فضایی و استعداد زنان در مهارتهای کلامی، درواقع زیرمجموعه تواناییهای متفاوت آنها در طبقه بندی کردن در مقابل همدلی کردن است. این دو روش مختلف ذهنی در انتخاب اسباب بازی (عروسکها و اسبابهای زندگی روزمره در مقابل تراکتورها و آدم آهنی)، ناشکیبایی کلامی در مردان (ترجیح میدهند دستور بدند تا گفتگو کنند) و جهت یابی (زنان محل را با علایم مشخص جاده و راهنما پیدا میکنند اما مردان تصویری هندسی از فضا دارند و از طریق در ذهن داشتن چیدمان فضایی راه را پیدا میکنند.) کاملآ مشهود است.
بارون کوهن (Baron-Cohen)، سرپرست گروه تحقیقات اوتیسم در دانشگاه کمبریج میگوید : تقریبا تمام افراد سالم دارای ترکیبی از هر دو نوع مهارتها هستند اما زنان و مردان در مقدار تسلط هر جنبه به دیگری تفاوت دارند. او متوجه شده است که کودکان و بزرگسالان مبتلا به اوتیسم و گونه نه چندان حاد آن به نام سندرم اسپرگر (Asperger)، قادر به تشخیص احساسات دیگران نیستند و به طور غریبی مستعد طبقه بندی کردن بوده و تمرکزی وسواس گونه بر اشیایی چون کلید برق و شیر آب دارند.
اوتیسم به شدت مردان را مبتلا میکند. بارون کوهن در کتاب خود به نام The Essential Difference اوتیسم را آینه بزرگنمای صفات مردانه خوانده است.
مبنای همدلی کردن و طبقه بندی کردن در مغز به خوبی شناخته نشده است، هرچند به نظر میرسد جایی به نام مغز عمومی وجود داشته باشد، جایی که مدار عصبی به مشاهدات شخصی فرد اختصاص یافته است. اجزاء اصلی سازنده این بخش در نیمکره چپ مغز قرار دارند. مراکز کلامی زنان نیز در همین ناحیه قرار دارد و بسیار پیشرفته تر است. به گفته بارون کوهن، در ابتدای شکل گیری مغز، هورمون مردانه تستوسترون ، رشد نیمکره چپ را کند میکند و بر سرعت رشد نیمکره راست می افزاید.
او میافزاید که در نتیجه تحقیق بر روی کودکان یک ساله، با توجه به شرایط دوران بارداری و زایمان به این نتیجه رسیده ایم که با افزایش میزان تستوسترون، ارتباط چشمی کودک با مادر خود کمتر میشود، ارتباط چشمی یا نگاه چشم در چشم، یکی از معمولترین روشهای برقراری ارتباط است و بسیار جالب است که بدانیم این کار نیز، تحت تاثیر عوامل هورمونی است. از طرفی فقدان تستوسترون موجب میشود که دختران زودتر از پسران کلمات را بیاموزند و اصطلاحا "زبان باز کنند" .
نداشتن ارتباط چشمی و محدود بودن ارتباط کلامی، از اولین نشانه های بیماری اوتیسم است. به گفته کوهن : "مجذوبیت بیش از حد به ماشین آلات و دستگاهها، همراه با فقدان همدلی، از جمله اساسی ترین نشانه های اوتیسم است"

اوتیسم

اوتیسم را اختلالی نافذ رشدی دانست که در کودکان زیر سه سال بروز می‌کند. وی در توضیح این نوع اختلال گفت: اوتیسم یک اختلال هسته مرکزی، ارتباطی و اجتماعی و همچنین اختلال در حرکات کلیشه‌ای و تماس چشمی است.

معمولاً این اختلالات تا سن سه سالگی کودک خود را نشان نمی‌دهد اما علائمی وجود دارد که اگر چنانچه والدین حساس باشند می‌توانند این علائم را حتی در کودک یک ساله خود نیز مشاهده کنند.

علائم: 
تماس چشمی کودکان مختل می‌شود. به این معنی که کودک توجه مشترک ندارد و همزمان با توجه والدینش به چیزی به آن توجه نمی‌کند.

همچنین بازی کردن او با اسباب‌بازی به شکلی نامتعارف و مثل همسالانش نیست.

علت بروز اوتیسم:
دکتر نظری در پاسخ به این سوال که علت بروز اوتیسم در کودکان چیست بیان داشت که متاسفانه علت مشخصی برای آن وجود ندارد و کاملاً ناشناخته است.

اما مطمئناً عوامل ژنتیکی در بروز آن بی‌تاثیر نیست. آزمایشات نشان داده است میزان ابتلا به این بیماری در افرادی که فامیل درجه یک آنها اوتیسم بوده است بسیار بالا است و یا به عنوان مثال در یک دوقلوی یک تخمکی که یکی مبتلا به اوتیسم است، احتمالاً قل دیگر هم مبتلا خواهد شد.

البته تنها عوامل ژنتیکی باعث ابتلای فرد به این اختلال نمی‌شود. عوامل محیطی مثل تماس مادر به ویژه در دوران جنینی با جیوه‌ها و آلاینده‌های سنگین می‌تواند باعث بروز این بیماری بشود.

عوامل روانی – اجتماعی، عوامل عصب شناختی و... نیز در بروز این بیماری دخیل هستند و در این‌باره باید گفت: حجم ماده خاکستری مغز این کودکان نسبت به سایر کودکان حجیم‌تر است و در نوار مغزی اختلالات کارکردی را نشان می‌دهد.

چرا تعداد کودکان اوتیسمی رو به افزایش است؟
 افزایش تعداد مبتلایان همه جهان را به وحشت انداخته است خاطر نشان کرد: در سال 1970 سازمان ملی سلامت تعداد مبتلایان به این اختلال را یک در دو هزار 500 نفر عنوان کرد. این در حالیست که در سال 2005 همین سازمان در مقاله‌ای تعداد مبتلایان را یک در 250 کودک دانست.

تزاید مبتلایان، به افزایش ملاک‌ها و معیارهای تشخیص اشاره کرده و افزود: در گذشته شاید تعداد زیادی از کودکان مبتلا بودند اما توسط متخصصان اختلالات آنها  تشخیص داده نمی‌شد اما هم اکنون این ملاک‌ها دقیق‌تر و بیشتر شده و می‌توان مبتلایان را به راحتی شناسایی کرد. عامل دیگر در افزایش تعداد مبتلایان در سال‌های اخیر را افزایش آلاینده‌های محیطی و عوامل عصب شناختی می باشد.

آیا اوتیسم درمان می‌شود؟
درمان به شکل دارویی به این معنی که فلان دارو این بیماری را خوب می‌کند هنوز برای اوتیسم وجود ندارد و این کودکان اغلب از طریق برنامه‌های توانبخشی تا حدی توانایی‌های خود را بدست می‌آورند.

در توضیح روش توانبخشی پذیرفته شده در میان متخصصان باید گفت: متخصصان و مربیان اغلب از روش رفتاری استفاده می‌کنند. به این معنی که یکسری رفتار را تعیین کرده و کودک را به انجام آن تشویق می‌کنند، چنانچه کودک رفتار خود را به رفتار موردنظر مربی نزدیک کرد از ابزارهای تشویقی برای تقویت رفتار استفاده می‌شود.

با اشاره به این مطلب که این کودکان معمولاً گفتار ندارند و از نظر حرکتی هم یا خیلی کند هستند و یا خیلی تند، می توان خاطر نشان کرد: در اغلب موارد این اختلالات باید از طریق اصول توانبخشی بازتوانی شود اما گاهی متخصصن از روش‌های زیستی مثل دارو درمانی و رژیم غذایی و افزایش میزان منیزیم موجود در غذا نیز برای درمان استفاه می‌کنند.

همچنین به یک روش عصب شناختی هم اشاره کرده و توضیح داد: این روش یکی از جدیدترین روش‌ها است که متخصصان به وسیله امواج سعی می‌کنند امواج منفی مغز کودک را به سمت رفتار به هنجاری که سایر همسالان آنها دارند ببرند. اگرچه این روش معجزه نخواهد کرد اما تاکنون نتایج امید بخشی داشته است.

نقش خانواده در بازتوانی کودک اوتیسمی
این کودکان به هیچ وجه نباید از سایر کودکان جدا شوند بلکه باید در خانواده و اجتماع مراحل بازتوانی را طی کنند. دکتر نظری با تاکید بر این مطلب افزود: این کودکان باید در کنار خانواده درمان مبتنی بر جامعه را طی کنند. خانواده باید با کودکانشان همراهی کنند.

 آنها باید آموزش ببینند که چطور رفتار خوب کودک را تقویت کرده و از پاداش به عنوان باج  استفاده نکنند.

 با این اتفاق خانواده نیز در محیط خانه سعی خواهد کرد تا رفتار به هنجار کودک را تقویت کند.

منبع سایت سازمان بهزیستی کشور

جامعه شناسی- مددکاری اور}انس اجتماعی

انوع نظریه های جامعه شناختی :

1- تعامل نمادین : انچه انسانها را از حیوانان متمایز می کند قابلیت عظیم ما در ساختن و کاربرد  نمادهاست دست به انتخاب بزنیم در تفکر خود را تغییر دهیم . تعامل اجتماعی فرایندی است که طی ان مردم معنی هایی را که در ذهن دارند به یکدیگر انتقال می دهند یک مفهوم مهم در تعامل نمادین تعریف موقعیت است : وقتی مردم تعامل می کنند ، به درک مشترکی از معنی رفتارهای یکدیگر می رسند . مفهوم مهم دیگر در نظریه تعامل نمادین مفهوم خود یا نفس است : اینکه چه کسی هستیم و چگونه هستیم این مفهوم ، از تعاملهای ما با دیگران به وجود می اید . بازخوردهایی که مردم درباره خودمان می گیرند به ما می فهمانند چالز کولی اصطلاح خود اینه ای را مطرح می کند ما خود را در اینه رفتار دیگران با خودمان می بینیم .

 

2- نقش های اجتماعی : نقش اجتماعی به هنجارها یا حققوق و مسئولیتهایی اطلاق می شود که در یک نظام اجتماعی به یک سمت ویژه تویض می شوند .

انواع نظریه های زیست شناختی :

1- غریزه : بحث این نیست که ایا این ویژگیهای ذاتی بر رفتار اجتماعی ما اثر دارند یا نه بلکه بحث در این زمینه است که اهمیت نقش هر کدام از انها چیست و هر کدام چه نوع اثری بر رفتار ما می گذارند .

2- جامعه شناسی زیستی : این رویکرد نظریه تحولی را برای تبین رفتار اجتماعی حیوانات به کار می برد در این دیدگاه رفتار تا حدودی به وسیله ژنتیک تعیین می شود و الگو های رفتاری در طول زمان به وسیله انتخاب طبیعی ژنهای خاص تحول پیدا کرده اند فرایند تحولی انتخاب ژنتیک ، نه تنها بر ویژگیهای جسمی ، بلکه بر گرایشهای رفتاری نیز حاکم اند .

3- تفاوت های فردی : رویکرد دیگر زیست شناختی بر این نکته متمرکز است که تفاوتهای زیست شناختی بین مردم چگونه ممکن است تفاوتهایی در رفتار انها ایجاد کند .

تعریف نظریه نقش : کارکردهایی که یک شخص هنگام اشتغال یک پست یا مقام در یک زمینه اجتماعی خاص باید انجام دهد . در یمینه هایا جتماعی نقش یک فرد تا حدودی وابسته است به نقشهای افراد دیگر که در ان زمینه اجتماعی قرار می گیرند . کمک های نظریه نقش به روان شناسی اجتماعی : کاربرد این مفهوم به ما امکان می دهد تا درک کنیم که چرا رفتار مردم ممکن است با تغییر یافتن نقش انها در جامعه تغییر کند .

وضعیت نظریه ها در روانشناسی اجتماعی امروزی چگونه است : روان شناسان اجتماعی به سوی ایجاد و وضه نظریه برد متوسط گرایش پیدا کرده اند این نظریه ها می کوشند تا در گسترده ای محدود پدیده ای ویژه ای از قبیل تغییر نگرش ، پرخاشگری ، یا کسسهای میان فردی را توجیه و تبیین کنند . 

 

 

فصل سوم:

 نفوذ اجتماعی : حضور دیگران چگونه رفتار فرد را تحت تاثیر قرار می دهد ؟ حضور دیگران حتی اگر عملا به صورت یک گروه عمل نکنند نیز می تواند در رفتار فرد موثر باشد .

اثرات گروه تماشاچیان : بسیاری از مردم در حضور یک عده تماشاگر احساس ترس و اضطرابمی کنند اما در بعضی موارد حضور تماشاچیان می تواند به ما انرژی اضافی بدهد . الگوی تاثیر اجتماعی نظریه ای که نقش تماشاچیان را بر عملکرد افراد توضیح داده است نظریه تاثیر اجتماعی خوانده می شود طبق این نظریه تاثیر و نفوذ تماشاچیان به چند عامل بستگی دارد (لاتانه در این مورد سه عامل را نام می برد:)

1- تعداد افراد تماشاچی 2- بلاواسطه بودن تماشاچیان 3- نیرومندی (پایگاه) افراد تماشاچی .

الگوی انگیزشی تاثیر حضور دیگران : عمل تماشاچیان سبب بالا بردن سطح عملکرد فرد است و در بعضی موارد دیگر سبب کاهش دادن ان توجیه این تناقض به یک نظریه نیاز پیدا می کند

اسان سازی اجتماعی اصطلاحی که به وسیله فلوید الپورت مطرح شد و به بهتر شدن عملکرد فرد به علت حضور افراد دیگر اطلاق می شود بر عکس اصطلاح بازدارای اجتماعی به کاهش در عملکرد فرد به علت حضور افراد دیگر اشاره دارد.

کوترل معتقد است که حضور دیگران یک منبع سایق اموخته است این حضور صرف دیگران نیست که سبب برانگیختگی می شود بلکه انتظار قضاوتی است که شخص فکر می کند تماشاگران نسبت به عملکرد او خواهد داشت .

تماشاچیان فعال : یک گروه همکوش، مبنایی برای مقایسه ایجاد می کند و ممکن است به ایجاد رقابت کمک کند ویژگیهای تکالیف و موقعیت نیز ممکن است بر تاثیرات گروه همکوش روی عملکرد شخص موثر باشد . افراد در یک گروه همکوش می تواند از یکدیگر به عنوان منبع اطلاعات نیز استفاده کنند

مشخصه های گروه

1- ترکیب گروه : در اینجا به ویژگیهایی نظیر اندازه توجه داریم .

2- نگریستن به گروهها بر حسب ساختار: مثلا در داخل گروه چه  کانالهای ارتباطی برقرار است .

3- فرایند عملی گروه یا پویایی گروه : اعضای یک گروه چگونه به یکدیگر پاسخ داده و چگونه بر یکدیگر نفوذ و تاثیر دارند.

4- عملکرد گروه : یعنی گروه در رسیدن به هدف خود تا چه اندازه خوب یا بد عمل می کند .

 اندازه : موضوعی که بیش از همه مطالعه شده رابطه بین اندازه گروه و عملکرد ان بوده است . کوششهایی به عمل امده است تا اندازه ایده ال گروه را برای یک گروه حل مسئله مشخص کنند

اسلیتر: به این نتیجه رسیده است که گروه های مرکب از پنج نفر مناسب ترین تعداد برای انجام کارهای فکری است مبتکر تصطلاح بارش مغزی معتقد است که اندازه مطلوب برای چنین گروههایی بین 5 تا 10 نفر است .

امکانات ارتباط : وقتی اعضای گروه از نظر برقراری ارتباط دچار دشواریهایی باشند اندازه گروه بی معنی جلوه می ند بعضی مواقع ، گروه های جهان واقعی کانالهای مشخص و محدودی تعیین می کنند که پیام فقط از ان کانالها می تواند عبور کند شبکه های ارتباطی بسیار اهمیت دارند ، زیرا این شبکه ها فرایند های مختلفی را که در گروهها ایجاد می کنند به عنوان مثال شبکه ارتباطی چرخی قدرت کنترل زیادی به فردی که در مرکز قرار گرفته است می دهد .

شبکه ارتباطی زنجیری و وای شکل هر دو منجر به سازمان متمرکز می شود زیرا فرد مرکزی به صورت محور در خواهد امد بر عکس

شبکه های دایره ای امکان ایجاد یک رهبر مسلط را تسهیل نمی کند

در گروههایی که دارای شبکه ارتباطی دایره ای یا همپیوندی هستند و در ان هر عضو می تواند با هر یک از اعضای دیگر ارتباط برقرار کند ، نمی توان پیشبینی کرد که کدام  یک موقعیتها و افراد به رهبری و تسلط منجر خواهد شد .

انسجام : روح نزدیک بودن یا عدم وجود ان در یک گروه می تواند اثر مهمی روی رفتار اعضای ان داشته باشد (تیم فوتبال) نزدیکی – ای حتی وجود دشمنیها در میان اعضای تیم در عملکرد رضایت بخش تیم اختلال ایجاد می کند .

عملکرد گروه : با این سوال شروع می شود ایا افراد وقتی که به صورت گروهی با هم کار میکنند ، عملکردی موفقیت امیز دارند یا وقتی که در تنهایی کار می کنند دو نوع عملکرد وجود دارد:

1- قضاوت ( بهتر است یک نفر داور در مورد موضوعی قضاوت کند یا تیمی از داوران

2- حل مسئله : گروه ها راه حلهای بهتری برای مسائل فراهم می کنند ، هر چند تفاوتهای گروه و فرد از نظر کل زمان مورد نیاز هر یک برای حل مسئله کاملا روشن نیست اما وقتی که شخص – زمان برای حل مسئله مورد نظر باشد برتری غالبا با افراد است .

بارش مغزی را سیلان فکر مطرح کرد شواهد تجربی به روشنی نسان می دهد که ازمودنیهایی که در گروههای بارش مغزی کوچک قرار می گیرند اندیشه های کمتری عرضه می کنند تا همان تعدا افرد وقتی به تنهایی بارش مغزی انجام می دهند .

تغییر مخاطره امیزجلوه ای از نفوذ گروه بر اعضای خود : وایت در کتاب مشهور خود انسان سازمانی بیان می کند که رویکرد گروهی در کار تجارت به شکل اجتناب ناپذیری باعث کاهش جسارت ، تهور و خطر کردن می شود .

فرضیه اشنا شدن : تغییر مخاطره امیز یک اثر گروه واقعی نیست بلکه یک شبه اثر گروهی است یعنی اثری که در گروه رخ می دهد اما در واقع حاصل فرایندهای گروهی نیست طبق این فرضیه ، هر شیوه عملی که اشنایی با موضوعی مخاطره امیز را افزایش دهد ، باعث می شود که افراد نسبت به ان موضوع خطر کنند تر شوند.

فرضیه لوث مسئولیت : بحث گروهی ممکن است بین اعضای گروه پیوند هایی عاطفی ایجاد کند و ممکن است منجر به این شود که فرد در مورد تصمیم مخاطره امیز احساس مسئولیت کمتری داشته باشد زیرا این مسئولیت بین اعضای گروه پخش می شود .

فرضیه رهبری : بر صفاتی از اعضای گروه تاکید می ورزد که اعضای دیگر انها را به عنوان رهبران گروه تصور می کنند .

فرضیه خطر : تمایل به اتخاذ یک تصمیم که حداقل به میزان متوسطی مخاطره امیز باشد ، در برخی فرهنگ ها یک ارزش تلقی می شود این فرضیه توسط کلارک و ارچر مورد بررشی قرار گرفت .

گروه های ویژه : عملکرد های گروهی در چندین زمینه خاص مورد توجه قرار گرفته است علاوه بر شیوه معروف به گروه درمانی که در ان نابهنجاریهای روانی با دور هم نشستن و بحثهای جمعی مورد بررسی قرار گرفته و به راه حلهایی برای انها می رسند گروه های دیگری هم هستند همچون حساسیت اموزی ، اموزش روابط انسانی و یا گروه تی و در نهایت گروههای رویارویی که هر چند تفاوتهایی با هم دارند اما هدف انها همه یکی است یعنی مطرح کردن مشکلات فردی در جمع بدون هیچ گونه خجالت و یا ترس ، بحث روی مشکلات و رسیدن به راحلهای احتمالی برای انها

این گروه ها در سه ضمینه مفید خواهند بود:

1- در نتیجه شرکت افراد در این گروه ها از فاصله و اختلاف بین خودارمانی و خود تصویری انها کاسته می شود یعنی افراد به واقع بینی بیشتری در مورد خود می رسند

2- تغییراتی در احساسات و رفتار خود بر اثر شرکت در فعالیتهای گروهی گزارش می کنند

3- مشاهده کنندگانی که شرکت کنندگان را زیر نظر داشتند نیز تغییراتی در رفتار انها نیز صورت گرفته است در گروه تی تکیه بر جنبه های کلامی است

در گروههای رویارویی که جناحی افراطی تر نهضت توانایی های بالقوه انسان است، تماسهای فیزیکی را عامل عمده تغییر در احساسات و رفتار و ایجاد بینش در شخص نسبت به خود می دانند .     

 

اصول کارافرینی و ویژگیهای کارافرینان:

1-    داستانهای کوتاه از کارافرینان برتر ایران و جهان ونقش انها در پیشرفت جامعه خود

2-   چرا کارافرینی؟

3-قلمرو کارافرینی و مدیریت

4- آشنایی با تاریخچه کارافرینی، مفاهیم کارافرینی و انواع آن

5- نقطه آغازین کارافرینی کجاست؟ فرایند کارافرینی

6- موانع موجود برای کارافرینی و راههای مقابله با آنها

7-تاثیرات اجتماعی و اقتصادی کارافرینی

8-روانشناسی کارافرینی

9-  فرهنگ کارافرینی

10-                       اصول موفقیت کارافرینان

11-ویژگیهای کارافرینان

خلاقیت و نوآوری:

1-     تعریف خلاقیت

2-    عناصر خلاقیت

3-  ویژگیهای افراد خلاق

4-  محیط خلاق

5-   فرایند خلاقیت

6-   موانع خلاقیت

7-  تکنیکهای خلاقیت

8-  نوآوری

9-    تفاوت خلاقیت و نوآوری

10- فرایند نوآوری

11-  ویژگیهای نوآوری

12- موانع نوآوری

13-         سازمان خلاق و نوآور

مدیریت کسب وکارهای کوچک:

1-    کسب و کار

2-   تعریف کسب وکار

3-جستجوی ایده وکسب وکار

4- تکنیکهای جستجوی ایده وکسب وکار

5- انواع کسب وکار(کسب وکار در خانه کسب وکار روستایی کسب وکار در فناوری اطلاعات  کسب وکار در بخش خدمات )

6- چگونه یک کسب وکار واقعی را آغاز کنیم؟

7-برنامه ریزی و سازماندهی کسب وکار

8-چگونه در مواقع بحران از یک کسب وکار خارج شویم؟ ( تغییر در کسب وکار )

9-  آشنایی با کلیات قوانین تجارت در ایران و بین الملل

10-                      مسایل حقوقی مربوط به اداره کسب وکار

11-مراحل دریافت مجوز برای راه اندازی انواع کسب وکار

12-                      آشنایی با مراحل ثبت وتاسیس شرکت و آشنایی با انواع شرکتها

13-                   فناوری اطلاعات (it) و نقش آن در توسعه کسب وکار

14-                    بازار ( شناخت بازار تعیین ظرفیت آن وسهم کارافرینی در رفع نیازهای آن )

15-                    تامین منابع مالی

16-                    حسابداری کاربردی برای شروع کارافرینی

17-                   بازاریابی الکترونیکی در خدمات کارافرینی

18-                   سودآوری و پیش بینی های مالی برنامه

19-                     برآورد هزینه برنامه در دوران بهره وری

20-                     تجزیه وتحلیل نقطه سر به سر

21-                      ارزش زمانی پول

طرح تجاری :

1-    طرح کسب وکار

2-   طرح تجاری و انواع آن

3-آشنایی با چهارچوب طرح کسب وکار

4- طرح مالی

5- طرح بازاریابی

6- جداول و محاسبات طرح کسب وکار

7-ارایه نمونه طرح کسب وکار متناسب با رشته تحصیلی و حوزه شغلی دانشجو

منابع:

1-         منابع کارافرینی ، محمود احمد پور داریانی وسید محمد مقیمی دانشگاه تهران

2-        اصول ومبانی کارافرینی، مهدی سمیعی کیا ، انتشارات کیا 1391

3-     کارافرینی، هیستریج، رابرت دی مایکل بی و...ترجمه سید علیرضا فیض بخش بازرگان و...1383

4-      نگرش معاصر به کارافرینی، مترجم ابراهیم عامل محرابی و محسن تبرایی دانشگاه فردوسی مشهد 1383

5-      طرح تجاری یک صفحه ای، مترجم مرکز کارافرینی شریف زیر نظر سید علیرضا فیض بخش، باران

تاب آوری چیست؟ Resiliency

تاب آوری ظرفیت بازگشتن از دشواری پایدار و ادامه دار و توانایی در ترمیم خویشتن است. این ظرفیت انسان می تواند باعث شود تا او پیروزمندانه از رویدادهای ناگوار بگذرد و علیرغم قرار گرفتن در معرض تنش های شدید، شایستگی اجتماعی، تحصیلی و شغلی او ارتقا یابد. تاب آوری نوعی ویژگی است که از فردی به فردی دیگر متفاوت است ومی تواند به مرور زمان رشد کند یا کاهش یابد و براساس خود اصلاح گری فکری و عملی انسان، در روند آزمون و خطای زندگی شکل می گیرد

 

آیا درهنگام طوفان ،درختان را دیده اید، آنگاه که به خود می پیچند وخم می شوند برف ها به روی شاخه هایشان سنگینی می کند تا بدانجا که شاخه هایشان در مقابل زمین سر تعظیم فرودمی آورند اما به ندرت می شکنند و به محض فروکش کردن طوفان و آب شدن برف ها بتدریج استوارتر از گذشته بر می خیزند . 

آیا فردی را سراغ دارید که با وجود رشد در یک محیط نه چندان مناسب (مثلا در خانواده های آشفته، مدارس شلوغ و کم امکانات، جوامعی با میزان بیکاری بالا و فرصت های شغلی اندک و 
) به موفقیت های بزرگی در زندگی خود دست یافته باشد؟ یا برعکس، افرادی که با وجود در اختیار داشتن امکانات مناسب و برخورداری از شرایط ایده آل، موفقیت های کمی را در زندگی تجربه کرده اند؟ 
احتمالا تا به حال این سؤال به ذهنتان رسیده که چرا برخی افراد در برخورد با عوامل استرس زا انعطاف پذیری خاصی دارند و خم به ابرو نمی آورند ولی بعضی های دیگر برای مقابله با چنین عواملی مشکل دارند؟ و این که ویژگی های این افراد آموختنی است یا ارثی؟ در این چگونه برای آشنایی بیشتر شما با این ویژگی اخلاقی به تعریف تاب آوری پرداختیم. 

اما بدنیست بدانید که برای مشکلات و سختی هایی که ممکن است در زندگی همه ما وجود داشته باشد، قدرت پیشگویی کننده ای وجود ندارد؛ بلکه این خودمان هستیم که این قدرت را برای آنان قائل می شویم. 
در واقع این قدرت از درون خود ما سرچشمه می گیرد و با یکی از ویژگی های مهم روانی به نام «تاب آوری» ارتباط پیدا می کند. 

تاب آوری در مورد کسانی بکار می رود که در معرض خطر قرار می گیرند ولی دچار اختلال نمی شوند. از این رو شاید بتوان نتیجه گیری کرد که مواجه شدن با خطر شرط لازم برای آسیب پذیری هست اما شرط کافی نیست .

چگونه

در سال های اخیر روان شناسی مثبت گرا مورد توجه روان شناسان قرار گرفته که به جای پرداختن به نابهنجاری ها و اختلال ها، بر توجه بیشتر به توانمندی ها و استعدادهای انسان تأکید دارد. 
این رویکرد مثبت گرا هدف نهایی خود را شناسایی شیوه هایی میداند که بهزیستی و شادکامی انسان را به دنبال دارد. از این رو، عواملی که سبب سازگاری هر چه بیشتر آدمی با نیازها و تهدیدهای زندگی شوند؛ بنیادی ترین عامل های مورد پژوهش در این رویکرد از روان شناسی هستند. در این میان تاب آوری جایگاه ویژه ای در حوزه های روان شناسی رشد و تحول، روان شناسی خانواده و بهداشت روانی یافته است.

افراد در برابر مشکلات بسیار آسیب پذیر عمل می کنند و به سرعت در هم می شکنند و برخی دیگر آرام، منطقی، صبور و مطمئن با مشکلات دست و پنجه نرم می کنند. این تفاوت از کجا ناشی می شود و علت آن چیست؟

پاسخ روانشناسان به این پرسش این است : " 
تاب آوری". 
بله تفاوت این دو دسته با یک ویژگی خاص، یعنی "تاب آوری"، تفسیر می شود. اما تاب آوری به چه معناست و خود ، شامل چه ویژگی هایی می شود؟

تاب آوری چیست؟ 

تاب آوری ظرفیتی برای مقاومت در برابر استرس و فاجعه است. روانشناسان همیشه سعی کرده اند که این قابلیت انسان را برای سازگاری و غلبه بر خطر و سختی ها افزایش دهند. افراد و جوامع میتوانند حتی پس از مصیبت های ویرانگر به بازسازی زندگی خود بپردازند.
تاب آور بودن به این معنا نیست که از این طریق بتوانید زندگی بدون تجربه استرس و درد را داشته باشید. مردم پس از گرفتار شدن در مشکلات و از دست دادن ها به احساس غم، اندوه و طیف وسیعی از احساسات دیگر میرسند. مسیر دستیابی به انعطاف پذیری از طریق کار و توجه بر روی اثرات استرس و وقایع دردناک ایجاد میشود.
ارتقاء تاب آوری منجر به رشد افراد در به دست آوردن تفکر و مهارت های خود مدیریتی بهتر و دانش بیشتر میشود. همچنین تاب آوری با روابط حمایتی والدین، همسالان و دیگران و همچنین با باورهای فرهنگی و سنتی به افراد برای مقابله با ضربه های غیر قابل اجتناب زندگی کمک میکند. تاب آوری در انواع رفتار ها، افکار و اعمال میتواند آموخته شود و آن را میتوانید در سراسر دوره ی زندگی توسعه دهید. 

تاب آوری معادل واژه انگلیسی 
Resiliency است. در فرهنگ لغت، این کلمه، خاصیت کشسانی، بازگشت پذیری و ارتجاعی معنا شده است، ولی در متون بهداشت روانی تاب آوری معادل گویاتری است. ریشه تاب آوری ( resiliency) از علم فیزیک گرفته شده است و به معنی جهیدن به عقب است. در واقع افراد تاب آور قادر هستند به عقب بجهند. آنها توانایی زنده ماندن و حتی غلبه بر ناملایمات را دارند. تاب آوری میتواند باعث شود که فرد پیروزمندانه از رویدادهای ناگوار بگذرد و علیرغم قرار گرفتن در معرض تنش های شدید، شایستگی اجتماعی، تحصیلی و شغلی او ارتقا یابد. تاب آوری نوعی ویژگی است که از فردی به فردی متفاوت است و میتواند به مرور زمان رشد کند یا کاستی یابد. 

تاب آوری به معنای توانایی مقابله با شرایط دشوار و پاسخ انعطا ف پذیر به فشارهای زندگی روزانه است. تاب آوری، استرس را محدود نمی کند، مشکلات زندگی را پاک نمی کند، بلکه به افراد قدرت می دهد تا با مشکلات پیش رو مقابلة سالم داشته باشند، بر سختی ها فائق آیند و با جریان زندگی حرکت کنند. برخی افراد به طور طبیعی دارای این ویژگی هستند، اما خبر خوب این است که این ویژگی در انحصار عده ای معدود نیست و به نظر متخصصان، سایر افراد نیز قادرند تاب آوری را بیاموزند و آن را ارتقاء دهند. تاب آوری توانایی یا پیامد سازگاری موفقیت آمیز با شرایط استرس زا و چالش برانگیز است.
به بیان دیگر فرد تاب آور یعنی کسی که در برقرای تعادل زیستی روانی در شرایط دشوار توانمند است. البته معنای تاب آوری فقط این نیست که در برابر آسیب ها یا شرایط تهدید کننده پایدار بمانیم و در رو به رو شدن با شرایط خطرناک حالتی انفعالی داشته باشیم، بلکه در عمق معنای آن شرکت و حضور فعال و سازنده ی ما در محیط پیرامونمان نیز مد نظر است. برخی روان شناسان باور دارند که تاب آوری بازپشت به تعادل اولیه یا رسیدن به تعادل سطح بالاتر در شرایط تهدید کننده است و از این روست که سازگاری موفق در زندگی را فراهم می کند.

انسانها در برابر شرایط نامساعد، خطرها و ناملایمات معمولاً احساس بی پناهی می کنند و در بسیاری مواقع نیز سعی می کنند که در برابر خطرها و موقعیت ناگوار تحمل نمایند و نتایج غیر منتظره ای به دست می آورند.
توانایی اجرای این «جادوی رایج » (ماستن 2001) اغلب در حوزه علوم اجتماعی به عنوان انعطاف پذیری یا «تاب آوری» نام دارد. تاب آوری در علوم اجتماعی به عنوان «فرایند کش کسانی و واکنش در مقابل ناملایمات» فرض می شود(هانتر، 2001). کانر (2006) تاب آوری را به عنوان روشی برای اندازه گیری توانایی فرد در مقابله با عوامل استرس زا و عواملی که سلامت روان فرد را تهدید می کند، تعریف کرده است.

افراد تاب آور دارای رفتارای خود شکنانه نیستند. از نظر عاطفی آرام بوده و توانایی مقابله با شرایط ناگوار را دارند. بونا (2004) راه های بدست آوردن تاب آوری را داشتن سرسختی، خود افزایی، مقابله سرکوبگرایانه، داشتن خلق و خو و احساسات مثبت می داند. برای درک تفاسیر و روش های مرتبط با تاب آوری، ممکن است به تمایز بین احتمال خطر و مصادیق تاب آوری نیاز داشته باشیم. 

در سه دهه اخیر تحقیق کاملی در این خصوص انجام و نمونه های تاب آوری جمع آوری شده است (گارمزی، نوچترلین، 1972 ،لاتر ، 2003). تاب آوری به عنوان قدرت یا توانایی برگشتن به زندگی اولیه و شروع وضعیت جدید از طریق کاهش فشار عصبی یا تحریف آن و جایگزینی نشاط تعریف می گردد. 

تاب آوری همچنین به عنوان توانایی بهبود بیماری افسردگی یا مسائلی از این دست نیز فهمیده می شود (وبستر، 1995) تاب آوری مهارتی مناسب است برای پشت سرگذاشتن مشکلات زندگی حتی وقتی که شرایط نامطلوب و سخت وجود دارد، مثل اینکه شخص یک طناب قابل رتجاع را دور مشکلات بسته که به فرد کمک می کند وقتی اوضاع بد شد آنها را به عقب بکشد و به آنها به چشم انسانها بنگرد(فولر،1998). تاب آوری به توانایی یک انسان گفته می شود که به طور موفقیت آمیز شرایط نامطلوب را پشت سرگذارده وبا آنها تطابق می یابد و علیرغم مواجهه با مشکلات زندگی به قابلیت تحصیلی و هیجانی و اجتماعی دست می یابد (دیویس ، 1999). مفهوم تاب آوری طی تحقیقات 3 دهه گذشته علوم اجتماعی به مثابه یک پدیده چند بعدی شناخته شده است که در بافت های مختلف اجتماعی و درونی متفاوت هستند(کانر و دیویدسون، 2003). 

در تحقیقات گذشته تاب آوری بر متغیرهایی مثل توانایی بیمار، پنهان سازی احتمال خطر و عوامل آسیب پذیر تاکید شده است(لاتر،2003). 
بر طبق مدل های ارائه شده از سوی اورال، آتروس و پاولسن، 2006) سه حوزه عملکردی برای تاب آوری تعریف و بر آنها تمرکز شده است.
1. تاب آوری به عنوان یک ویژگی شخصیتی یا توانایی پیش بینی افراد در مقابل تاثیرات منفی ناملایمات و احتمال خطر فرض می شود.
2. یک وضعیت روحی مثبت یا سلامت روانی(مثل درک مثبت، خود پنداری، پیشرفت تحصیلی موفقیت در وظایف و. ..) یا فقدان بیماری روحی روانی علیرغم وجود یا احتمال خطر تعریف می گردد.
3. یک فرایند پویا که بر کنش بین متغیرهای فردی و پیرامونی تاثیر گذاشته و در طول زمان تغییر می کند. این تعریف به دلیل چهارچوب فراگیر و تلفیق ویژگی های فردی با محیطی ایجاد تاب آوری بیش از تعاریف قبلی مورد توجه است. 

نان هاندرسن تاب آوری را ترکیبی از 6 عامل زیر معرفی می کند 
· فراهم سازی حمایت مهربانانه
· طراحی و ارتباط سازی برای افزایش امیدواری
· فرصت سازی برای مشارکت معنادار
· پیشاهنگی در پیوند های اجتماعی
· مرزبندی شفاف و سازگار ·
آموزش مهارت های زندگی

لاتر، سیسچتی، و بکر(2000) و ماستن و کواتسورث(1998) خصوصیات تاب آوری را به این شرح توصیف نموده اند:
1- برخورداری از تیزهوشی و مهارت عقلانی، توانائی در صمیمیت و گسستگی
2- توانایی در مفهوم پردازی موضوعات متعدد، دستیابی فرد به این اعتقاد که حق زندگی کردن دارد.
3- برخوردار بودن از توانایی یادآوری و فراخوانی اشخاص و موضوعات خوب و نگهداری آنها(نمادهای خوب) در ذهن
4- برخورداری از توانایی در لمس عواطف، بجای این که وی هر زمان که عواطف مهم وی برانگیخته شدند، آنها را انکار یا سرکوب کند.
5- داشتن هدف در زندگی
6- برخورداری از توانائی جذب و استفاده از حمایت اجتماعی
7- برخورداری از توان در نظر گرفتن احتمالات در زندگی و استفاده مطلوب از دستورات اخلاقی جامعه مدنی
8-نیاز و توانایی در کمک به دیگران
9- برخورداری از خزانه عاطفی
10- کاردان و مبتکر بودن
12- برخورداری از دیدگاهی نوع دوستانه نسبت به دیگران
13- برخورداری از ظرفیت تبدیل درماندگی آسیب رسان به درماندگی آموخته شده. در مجموع می توان گفت که تاب آوری فرایندی پویا است که در آن تأثیرات محیطی و شخصیتی در تعاملی متقابل بر یکدیگر اثر می گذارند.
پژوهش های تاب آوری الگوهای نظری رشد انسان را که پیش از این توسط اریکسون، برونفن، پیاژه، کلبرگ، گیلیان، استینر، مزلو و پیرس مطرح شده بود(رایت و ماستن، 1997)، مورد تأیید قرار می دهند.
در تمامی این الگوهای نظری، در حالی که بر ابعاد مختلف رشد انسانی(روانی- اجتماعی- شناختی- اخلاقی- معنوی) تأکید می شود، هسته مرکزی این رویکردها را این پیش فرض تشکیل می دهد که فطرتی بیولوژیک برای رشد و کمال در هر انسان وجود دارد طبیعت خود اصلاح گری ارگانیسم انسانی که بطور طبیعی و تحت شرایط معین محیطی می تواند آشکار شود.

همانگونه که ماستن(2001) می گوید: هنگامی که فاجعه از سر بگذرد و نیازهای اولیه انسانی تأمین گردد، آن گاه تاب آوری احتمال ظهور می یابد. مهم ترین نتیجه کاربردی برآمده از دل پژوهش های تاب آوری، این است که می توانیم توانمندی افراد را ارتقاء دهیم بگونه ای که آنها به احساس هویت و کارآمدی، توانایی تصمیم گیری، هدف گذاری و باور به آینده دست یابند و از این راه بتوانند نیازهای اولیه انسانی خود برای مهربانی، رابطه با دیگران، چالش، قدرت و معنا داری را در شرایط طاقت فرسا بعنوان کانون توجه هر گونه مداخلات پیشگیرانه، آموزشی و رشد فردی قرار دهند(توگاد و فردریکسون، 2004).

 


عواملی که به انعطاف پذیری کمک میکند عبارتند از:
در برخی افراد انگار ظرفیت های فردی، روانی و شخصیتی ای وجود دارد که در تجربه کردن موقعیت های مشکل آفرین و تنش زا کمک کننده است، به گونه ای که هر قدر هم بر شدت منابع استرس افزوده شود، باز این افراد توان بیرون کشیدن خودشان از بحران یا به قولی، تاب آوردن سختی ها و ناملایمات را دارند. 
شاید بارز ترین نمونه ی چنین افرادی مردم ژاپن بعد از سونامی گذشته باشند که پس از ویران شدن شهرها و از دست دادن نزدیک ترین افراد زندگی شان توانستند زنده بمانند، ثبات عاطفی خود را حفظ کنند، در برابر استرس و فشار سرسختانه بایستند و با نهایت توان با شرایط بسیار ناگوار خود مقابله کنند و مهم تر از همه پس از برطرف شدن همه ی عوامل فشارزا، به سرعت و اغلب با ایجاد هیجانات مثبت به حالت عادی طبیعی بازگردند.

در زندگی روزمره ی ما انسان ها، ماهیت برخی شرایط و تجارب به گونه ای است که افراد خواه نا خواه دچار مشکل می شوند؛ به طوری که ممکن است سلامت روانی آنها تهدید شود. تاب آوری شامل مجموعه ای از ظرفیت های فردی و روانی است که فرد به کمک آنها می تواند در شرایط دشوار مقاومت کند و دچار آسیب دیدگی نشود و حتی در تجربه ی این شرایط مشکل آفرین یا بحرانی خود را به لحاظ شخصیتی ارتقاء بخشد.

به عبارت بهتر، تاب آوری را می توان مفهومی روان شناختی دانست که می خواهد توضیح دهد افراد چگونه با موقعیت های غیر منتظره کنار می آیند. با این اوصاف تاب آوری نه تنها افزایش قدرت تحمل و سازگاری فرد در برخورد با مشکل، بلکه مهم تر از آن حفظ سلامت روانی و حتی ارتقای آن است. تاب آوری افراد را توانمند می سازد تا با دشواری ها و ناملایمات زندگی و شغلی رو به رو شوند، بدون اینکه آسیب ببینند و حتی از این موقعیت ها برای شکوفایی و رشد شخصیت خود استفاده کنند.

عواملی که به انعطاف پذیری کمک میکند عبارتند از:
-روابط نزدیک با خانواده و دوستان
-نظر مثبت از خود و اعتماد به توانایی ها و نقاط قوت خود 
-توانایی مدیریت هیجانات قوی و تکانشی -مهارت های بهتر حس مسائل و ارتباط خوب -احساس کنترل 
-طالب کمک و استفاده از منابع 
-خود را به عنوان یک انسان منعطف دیدن (نه به عنوان یک قربانی)
-مقابله با استرس از راه سالم و اجتناب از راهبردهای مقابله ای مضر مانند اعتیاد به مصرف مواد 
-کمک به دیگران
-یافتن معنایی مثبت در زندگی خود با وجود وقایع دشوار و مشکلات 

بنابراین شاید بهتر باشد که در تببین تاب آوری به این نکات توجه کنیم:
1- تاب آوری روندی پویا است.
2- تاب آوری وابسته به اوضاع است. یعنی یک رفتار سازگارانه در یک موقعیت، ممکن است در موقعیت های دیگر ناسازگار باشد.
3- تاب آوری محصول تعامل ویژگی های شخصیتی با عوامل محیطی است.
4- تاب آوری در شرایط پر مخاطره ، دشوار تر می شود.
5- تاب آوری قابل یادگیری است. 


تاب آوری آموختنی است
نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که درست است تاب آوری به قابلیت تطابق انسان در مواجهه با بلایا یا فشارهای جانکاه، غلبه یافتن و حتی تقویت شدن با آن تجارب اطلاق می شود، اما این خصیصه در کنار توانایی های درونی شخص و مهارت های اجتماعی او و همچنین در تعامل با محیط تقویت می شود، توسعه می یابد و به عنوان یک ویژگی مثبت متبلور می شود. 
نتیجه اینکه تاب آوری در هر سن و در هر سطحی رخ می دهد و سازه ای شناختی و قابل آموزش است. یعنی تاب آوری پدیدهای ذاتی نیست. بلکه از طریق تمرین، آموزش، یادگیری وتجربه حاصل می شود. پس اگر فکر می کنید تاب آوری کمی دارید، می توانید آن را تقویت کنید و مهارت های خود را برای تاب آور شدن پرورش دهید. 

پس تاب آوری قابل یادگیری است. حال کمی خودتان و اطرافیانتان را ارزیابی کنید و ببینید در مواجهه با مسائل و مشکلات چگونه عمل می کنید؟ آیا از نتیجة عملکردتان احساس رضایت می کنید؟ 
به نظر شما افراد تاب آور چه ویژگی هایی دارند؟ لطفاً پاسخ خود را یادداشت کنید:
1-
2-
3-
4-
و....

ویژگی های افراد تاب آور تا اینجا آموختیم که انسان ها به واسطة تفاوت هایی که در میزان تاب آوری دارند، با مشکلات به شیوه های متفاوت مقابله می کنند . اما ویژگی های افراد تاب آور چیست و این ویژگی ها چگونه به آنها کمک می کند؟


دو روی سکه ی تاب آوری 
رفتارهای تاب آورانه به افراد کمک می کند تا بر تجارب منفی چیره شوند و حتی آنها را به تجارب مثبت در خودشان تبدیل کنند. به همین دلیل است که روان شناسان در مفهوم تاب آوری دو وجه را مهم می دانند. اول اینکه فرد یک حادثه یا رویداد آسیب زا و فشار و سختی را تجربه می کند و دوم اینکه در برابر این حوادث انعطاف پذیر است و برای بازگشت به عملکرد و کارکردهای معمول خود دست به جبران می زند. افراد تاب آور توانایی ترمیم ضربه های روانی وارد شده به آنها و فائق آمدن بر سختی را دارند. 

افراد تاب آور :
آگاهانه و هشیار عمل می کنند
 افراد تاب آور ، نسبت به موقعیت، آگاه و هشیارند، احساسات و هیجان های خود رامی شناسند، بنابراین از علت این احساسات نیز باخبرند و هیجان های خود را به شیوة سالم مدیریت می کنند. از سوی دیگر احساسات و رفتارهای اطرافیانشان را نیز درک می کنند، و در نتیجه بر خود، محیط و اطرافیانشان تأثیر مثبتی می گذارند.

می پذیرند که، موانع بخشی از زندگی هر انسان است
یکی دیگر از ویژگی های افراد تاب آور این است که می دانند زندگی پر از چالش است. آنها می دانند که ما نمی توانیم از بسیاری مشکلات اجتناب کنیم، ولی میتوانیم در برابر آنها باز و منعطف باشیم و اشتیاق خود را برای سازگار شدن باتغییرات حفظ کنیم.

دارای منبع کنترل درونی هستند

افراد تاب آور، خود را مسئول شرایط خویش می دانند و برای هر مشکل، شکست و مسئله، منابع بیرونی را سرزنش نمی کنند. آنها سهم خود را در امور زندگی، همراه با مسئولیت، پذیرفته اند و بر این باورند که هر عملی که انجام می دهند بر زندگیشان بازتاب می یابد. البته واضح است که برخی عوامل از کنترل ما خارج است نظیر بلایای طبیعی . این افراد، در ضمن تشخیص علت مس ائل، قادرند با پیدا کردن را ه حل مؤثر بر موقعیت و آیندة خود تأثیر مثبت بگذارند. 

از مهارت های حل مسئله برخوردارند
وقتی بحران پدیدار می شود، افراد تاب آور قادرند با استفاده از فنون حل مسئله، به را ه حل های امن و مطمئن برسند. در حالی که سایر افراد در این موقعیت های سخت دچار استرس زیاد می شوند و نمی توانند را ه حل مناسب و مفیدی انتخاب کنند.

ارتباطات محکم اجتماعی دارند
افراد تاب آور شبکة حمایتی و عاطفی محکمی دارند . چنین ارتباطاتی به آنها کمک می کند، دربارة نگرانی ها و چالش های خود با کسی صحبت کنند، از مشورت، همدلی و همراهی آنها بهره مند شوند، راه حل های جدید را کشف کنند و در مجموع از لحاظ روانی احساس قدرت و آرامش کنند. 

خود را فردی قربانی ارزیابی نمی کنند
افراد تاب آور خود را قربانی و ناتوان تصور نمی کنند. وقتی با یک بحران دست به گریبان اند ، همواره خود را فردی نجات یافته تصور می کنند و معتقدند که می توانند بر شرایط فائق آیند.

قادرند متناسب با موقعیت ، درخواست کمک کنند.
چنان که گفته شد منابع حمایتی یکی از اجزای مهم تاب آوری است. بنابراین افراد تا ب آور هر زمان که ضرورت ایجاب کند، از این منابع درخواست کمک می کنند. منابع حمایتی تخصصی شامل روانشناسان و مشاوران متخصص ،کتا بهای خودیاری، مطالعة زندگی نامه های افراد مهم و دیگر منابع حمایتی شامل دوستان، افرادنواده ، همسایه ها و مانند آن است.

ویژگی های اصلی افراد تاب آور چیست؟

از دیدگاه روان شناسی، افراد تاب آور 4 ویژگی اصلی دارند:

۱) احساس ارزشمندی : 
پذیرفتن خود به عنوان فردی ارزشمند و احترام قائل شدن برای خود و توانایی هایشان. بی قید و شرط دوست داشتن و سعی در شناخت نقاط مثبت خود و پرورش دادن آنها و از طرف دیگر شناخت نقاط ضعف خود و کتمان نکردن آنها. علاوه بر آن سعی می کنند که این نارسایی ها را با واقع بینی بر طرف کرده و در غیر این صورت با این ویژگی ها کنار می آیند.

۲) مهارت در حل مسئله :
افراد تاب آور ذهنیتی تحلیلی انتقادی نسبت به توانایی های خود و شرایط موجود دارند، در مقابل شرایط مختلف انعطاف پذیر می باشند و توانایی شگفت انگیزی درباره پیدا کردن راه حل های مختلف درباره یک موقعیت یا مسئله خاص دارند. همچنین توانایی ویژه ای در تجزیه و تحلیل واقع بینانه مشکلات شخصی و پیدا کردن راه حل های فوری و راهبردهای دراز مدت برای حل و فصل مشکلاتی که به آسانی و سریع حل نمی شوند را دارا هستند.

۳) کفایت اجتماعی :
این دسته از افراد مهارت های ارتباط با دیگران را خیلی خوب آموخته اند.آنها می توانند در شرایط سخت هم شوخ طبعی خودشان را حفظ کنند، می توانند با دیگران صمیمی شوند و درمواقع بحرانی از حمایت اجتماعی دیگران بهره ببرند؛ ضمن اینکه این گونه آدم ها می توانند سنگ صبور خوبی باشند، وقتی برایشان حرف می زنید خوب گوش می دهند و خودشان را جای شما می گذارند.میگنا دات آی آر،در ضمن آنها طیف وسیعی از مهارت ها و راهبردهای اجتماعی شامل مهارت های گفتگو، آمادگی برای گوش دادن به دیگران واحترام گذاشتن به احساسات و عقاید دیگران که در تعاملات اجتماعی بسیار مهم است را دارا هستند.

افراد تاب آور شبکة حمایتی و عاطفی محکمی دارند . چنین ارتباطاتی به آنها کمک می کند، دربارة نگرانی ها و چالش های خود با کسی صحبت کنند، از مشورت، همدلی و همراهی آنها بهره مند شوند، راه حل های جدید را کشف کنند و در مجموع از لحاظ روانی احساس قدرت و آرامش کنند.

۴) خوش بینی :
اعتقاد راسخ به اینکه آینده می تواند بهتر باشد ، احساس امید و هدفمندی و باور به اینکه می توانند زندگی و آینده خود را کنترل کنند و موانع احتمالی نمی تواند آنها را متوقف سازد.

۵) همدلی :
تاب آورها دارای توانایی برقراری رابطه توام با احترام متقابل با دیگران هستند که موجب به هم پیوستگی اجتماعی یعنی احساس تعلق به افراد، گروه ها و نهادهای اجتماعی می شود.


چگونه تاب آور شویم؟

ممکن است بپرسید در تاب آوری فرد دقیقا چه کاری انجام می دهد؟
می توان گفت فرد تاب آور، نحوه ی استدلال و نگرش متفاوتی در مواجهه با شرایط ناگوار اتخاذ می کند؛ به جای فاجعه ساختن از مشکل و گرفتار شدن در تبعات آن به خود و توانایی هایش توجه بیشتری می کند. مثلا چنین شخصی ممکن است یک موقعیت پرمخاطره را یک فرصت در نظر بگیرد نه یک تهدید و در دشواری ها به جای اضطراب موفقیت را تجربه کند. 
بنابراین تاب آوری موجب سازگاری مناسب در مواجهه با مشکلات می شود و این چیزی بیش از اجتناب ساده از پیامدهای منفی است.
در همین مورد روان شناسان حیطه ی خلاقیت اعتقاد دارند هر عمل خلاقانه ای متضمن ویرانی وضعیت پیشین است.
به نظر می رسد که افراد تاب آور به طور خلاقانه رابطه ی قدیمی «شرایط ناگوار-آسیب روانی» را حذف و با یک تغییر جدید، رابطه ی «شرایط پر مخاطره-رشد و بالندگی» را جایگزین آن می کنند. یعنی تاب آورها ذهنشان را طوری برنامه ریزی کرده اند که بعد از هر موقعیت استرس آوری به دنبال رشد خودشان هستند و مثل خیلی ها تسلیم آسیب های روانی نمی شوند. 
خلاصه تاب آوری در مورد کسانی به کار می رود که در معرض خطر قرار می گیرند ولی دچار اختلالات روانی نمی شوند و زندگی شان آن چنان مختل نمی شود و اگر هم بشود به سرعت به شرایط متعادل پیشین برمی گردند.
تاب آوری باعث می شود که افراد در شرایط دشوار و با وجود عوامل خطر از ظرفیت های موجود خود در دستیابی به موفقیت و رشد زندگی فردی استفاده کنند و از این چالش ها و آزمون ها به عنوان فرصتی برای توانمند کردن خود بهره گیرند و از آنها سربلند بیرون آیند.

 

توصیه هایی جهت تاب آوری

پژوهش ها نشان می دهد عزت نفس نقش مهمی در کنار آمدن با استر سهای زندگی دارد. چنانچه به توانمندیهای خود باور داشته باشید، در مقابله با مشکلات بسیار مؤثرتر عمل می کنید.

-در زندگی خود معنا و هدف داشته باشید. افرادی که در زندگی هدف مشخصی ندارند و معنای مهمی برای زندگی خود نیافته اند، با هر سختی و مشکلی، از هم می پاشند و انگیزة خود را از دست می دهند.

-ارتباطات خود را توسعه دهید. داشتن روابط عاطفی و اجتماعی محکم عامل بسیار مهمی در سلامت روان انسان به شمار می رود و هنگام بروز بحران های زندگی پشتوانة بسیار مفیدی محسوب می شود. بنابراین روابط دوستانه و خانوادگی خود را تقویت کنید.

-نسبت به تغییرات انعطاف پذیر باشید. زندگی یعنی تغییر. اگر نسبت به تغییرات زندگی منعطف نباشید همواره در بیم و هراس باقی می مانید و توانایی مواجه شدن با آن را از دست می دهید.

-مراقب تغذیه و سلامتی خود باشید. از قدیم گفته اند عقل سالم در بدن سالم است. پس برای آنکه بهتر بیندیشید مراقب جسم خودتان باشید، تغذیة سالم ، ورزش و سبک زندگی سالم را سرلوحه خود قرار دهید.

-مهارت های سالم برای مقابله با مشکلات را بیاموزید. اگرمقابل ههای مسئله مدار و هیجان مدار سالم را بیاموزید به هنگام مواجهه با مشکلات زندگی، مخزن غنی و پرمحتوایی از راهکارهای مفید دارید که بر حسب اوضاع می توانید از آنها استفاده کنید.

-خوشبین باشید. نگاه واقع بینانه توأم با مثبت اندیشی سبب می شود درک مناسبی از مسئله داشته باشید و به شیوه ای متناسب عمل کنید

-دلبستگی های مثبت ایجاد کنید. مشارکت در یک یا چند فعالیت سرگرم کنندة سالم، عضویت در گروههای مذهبی، حضور در باشگاه ورزشی،کلا سهای هنری و انجمن های علمی و مانند آن موجب می شود به هنگام وجود مشکل آرامش خود را بازیابید.

-معنویت را در خود تقویت کنید. افرادی که ایمان قوی دارند و در مشکلات و سختی ها ضمن تلاش و تعقل به خداوند توکل می کنند، آرامش و امنیت وصف ناپذیری را تجربه می کنند.

 گردآوری : عظیمی /میگنا

کلمات کلیدی: تاب آوری،مهارت،تاب آوری،

 

 

 

 نظریه در مددکاری اجتماعی

مقدمه
مددکاران اجتماعی افراد حرفه ای مجهز به اصول متنوعی هستند که برای بهبود زندگی و شرایط زندگی افراد و نظام های اجتماعی بزرگتر نظیر خانواده ها و اجتماع ها کار می کنند. نظریه در مددکاری اجتماعی تقریباً چگونگی روابط، ساختارها و کارکرد موقعیت های اجتماعی را می فهمد. نظریه اجازه می دهد مددکاران اجتماعی حوزه ها و مشکلات را تشخیص دهند و برای تحریک تغییراتی در نظام های اجتماعی کار کنند. (www.ehow.com )نظریه چیست؟
به طور کلی یک تئوری شش ویژگی دارد:
ـ تلاش می کند تا موضوعی را تشریح کند.
ـ یک شرح منظم از واقعیت ها و تجربیات پیچیده است.
ـ یک مجموعه ای از قضایا با استدلال منطقی است که شرح یا پیش بینی بخشی از واقعیت یا نوعی از پدیده می باشد.
ـ یک مجموعه ای از متغیرها یا ویژگی هاست که داررای فرضیه ساخته شده، قابل فرضیه سازی و یا اثبات کردن رابطه یکی با دیگری باشد.
ـ یک مجموعه ای از اظهار نظرها درباره رابطه میان متغیرهایی است که یک فهم سیستماتیک ومنسجم از یک رفتار ، واقعه یا رویداد و عرضه کردن یک شرح برای چرایی آن اتفاق آماده می کند.
کارکردهای نظریه
کارکرد های تئوری شامل:
ـ ساده کردن پدیده های پیچیده و تمرکز توجه درمانگر بر تفکرات، احساسات ، رفتارها و حوادث زندگی یک مددجو که برای تحقیق و ارزیابی مناسب اند.
ـ کمک می کند به مددکار اجتماعی برای بنا نهادن علل روابط و پیش بینی رفتار آینده مددجو
ـ وظیفه انتخاب نتیجه مداخله را ساده می کند.
ـ انتخاب های مددکار اجتماعی را درباره تأثیرات ممکن مداخله هدایت می کند.
ـ مددکار اجتماعی را از رویه های نامعقول حفاظت می کند زیرا تعهد به یک بدنه از فکر، بیشتر از خود بر رویه حرفه ای خود اتکا می کند.
ـ انرژی های اجتماعی را بسیج می کند، توانایی تأثیر گذاری برای متناسب ساختن کار چندین فراهم کنندگان خدمت را فراهم می سازد که آن هم بر پایه و اساس فهم نظری خود شخص و فراهم کنندگان خدمت دیگر دارد.
ـ توسعه دانش مددکاران اجتماعی از یک موقعیت بالینی به جلو را فراهم می سازد و از برخی سطوح عمومی میان مددجویان توسعه می دهد.
انواع تئوری در مددکاری اجتماعی
ـ تئوری های فردی (Case theory ):
این تئوری ها رفتار یک فرد را تشریح می کنند. مددکاران اجتماعی بطور متداول نظریه هایی درباره علل رفتار فردی مددجویانشان را توسعه می دهند.
ـ تئوری های سطح میانی ( Mide – range theory ):
این دسته از تئوری ها یک مجموعه ای از کیس ها و حواددث را تشریح می کنند. مددکاران اجتماعی بالینی همچنین این تئوری ها را گسترش می دهند. همانطور که آن ها نظریه های فنی در ارتباط با انواع مددجویان را در همه زمان ها توسعه می دهند.
ـ تئوری های سطح کلان ( Grand theory ):
این تئوری ها برای تشریح همه مجموعه حوادث و مددجویان تلاش می کنند. با ملاحظه به قدرت تشریح این تئوری ها، آن ها از طرفداری و توجه علوم اجتماعی در 25 سال گذشته و بیشتر اتفاق افتاده اند.
ـ تئوری های جامع و فراگیر( universal theory ):
این تئوری ها برای درک درمانگر درباره اینکه چه چیزی برای رفتار انسانی در سرتاسر محدوده زندگی محاسبه می گردد مفید می باشند. امروزه یک درک بزرگی برای ماهیت بیکران متنوع انسانی و عقیدتی وجود دارد، نه یک قاونون توسعه انسانی که بتواند برای هر کسی به کار رود.
یک تئوری اقدام ( A practice theory ) چیست؟
تئوری های اقدام یک زیر مجموعه ای از تئوری هایی را نمایان می سازد که بر اطلاعات بالینی با افراد، خانواده ها و گروه ها محدود هستند. یک تعریف مناسب از تئوری اقدام این است که:
این تئوری ها مجموعه ای منسجم از عقایدی درباره ماهیت انسان، شامل مفاهیمی درباره سلامت، بیماری و انحراف می باشند که قابلیت رسیدگی را فراهم می سازند یا تشریحی برای رابطه رفتار برای مداخله می سازند.
تعاریف زیاد دیگری هستند اما این تعریف بعنوان یک پایه برای منعکس کردن بر تئوری ها و ارتباطاشان در مداخلات بالینی مناسب است. البته تعداد زیادی تئوری در یک اقدام بالینی ممکن است استفاده شود و مددکاران اجتماعی باید تصمیم بگیرند که یک یا چند مورد از آن ها برای خدمت به مددجو مناسب اند.
فواید به کار گیری یک تئوری در عمل
ارزش و فایده به کارگیری تئوری در یک اقدام این است که برای مددکار اجتماعی یک چارچوب کاری فراهم می کند تا:
ـ رفتار مددجو را پیشگویی و تشریح کند.
ـ بین مددجویان و بخش هایی از مشکل تحت یک قانون کلی درآورد.
ـ برای فعالیت های مداخلاتی راهنمایی کند.
ـ شکاف دانشی درباره موقعیت های بالینی را تشخیص دهد.
آسیب های به کارکارگیری تئوری در عمل
همچنین پتانسیل آسیب ها در تبعیت سفت و سخت برای عمل به یک تئوری وجود دارد زیرا:
ـ همه تئوری ها لزوماً رفتار انسان را ساده می کنند. همه آن ها تعداد محدودی از متغیرها را از بین تعداد نا محدود ظاهری از متغیرهایی که می توانند بر زندگی مددجو تأثیر گذار باشند انتخاب می کنند.
ـ آن ها تقلیل دهنده هستند و می توانند ضد انسانی باشند.
ـ تبعیت از تئوری ها می تواند یک «خودتکمیلی» برای پیشگویی ها در درمانگر به وجود آورد ( درمانگر بخواهد نگاه و دیدش را حفظ کند چرا که او جستجو می کند ) و از ادراک متناوب رفتار غفلت کند.
چگونه مددکار اجتماعی یک تئوری را در عمل استفاده می کند؟
انتخاب هر مددکار اجتماعی ای ممکن است به وسیله تنوع رابطه و عوامل ناگویا تحت تأثیر قرار گیرد، از جمله شامل:
ـ نظریه ای که حمایت کننده تحقیق است.
ـ یک عقیده که نظریه محصول نتایج مثبت است ( شاید با صرف کمترین هزینه و زمان )
ـ نظریه ای که تکنیک های مداخله مفید را فراهممی سازد.
ـ نظریه ای که ارزش ها، دانش و مهارت ها و نگرش درمانگر را ثبات می بخشد.
ـ عادت فردی
ـ نظریه ای که به وسیله همکاران یا سر پرستان استفاده می شود.
یک تئوری خوب برای عمل باید:
ـ دارای انسجام درونی باشد.
ـ برای مددجویان متداول و جاری درمانگر مفید باشد.
ـ جامع و فراگیر باشد. (بتواند فعالیت های عملی برای مجموعه ای از مددجویان را هدایت کند)
ـ روشمند باشد. ( نسبتاً برای کاربرد ساده باشد)
ـ قابل امتحان باشد و بتواند برای رسیدگی دقیق مقاومت کند. ( تنوع روش ها برای انجام آن وجود داشته باشد.)



عوامل درمانی مشترک همه نظریه های مددکاری اجتماعی
یافته های یک مطالعه جهانی درباره کمک گرهای حرفه ای، در ارتباط با مداخلات تأثیر گذار آنها، یک دسته ویژگی های عمومی در مورد نظریات آن ها را بیان داشته است:
ـ مددجو داخل یک موقعیت حمایت عاطفی و رابطه اعتماد انگیز با درمانگر می شود و درک می کند که درمانگر با کفایت و آگاه است. این ارتباط یک پادزهر برای بیگانگی است. خلق و خوی مددجو را بالا می برد و تصمیم مددجو را برای اسرار بر روبه رو شدن با مشکلات را ترقی می دهد.
ـ زمینه های ویژه رسمی و غیر رسمی مداخلات به مددجو کمک می کند احساس امنیت کند و انتظار کمک را برانگیزاند.
ـ مداخلات بر یک ارتباط رویه ای قابل فهم ( با مددجو) که شامل یک نگرش خوش بینانه درباره ماهیت انسان است بنا نهاده شده اند. توضیحات درمانگر با نگرش های مددجو درباره جهان موافق است و سپس کمک می کند که مددجو حسی از مشکلش را بسازد.
ـ مداخلات دخالت فعال درمانگر و مددجو را لازم می سازد. عمل بدان وسیله معتبری درباره بازگرداندن سلامتی و بهبود کارکرد می باشد. به مددجو فرصت یادگیری و کسب تجربیات موفق می دهد و احساس کنترل و تسلط بر خود را در او بالا می برد.
رابطه بین تئوری و تکنیک های مداخله
با اهمیت است که تأکید شود، نظریه ها و تکنیک های مداخله یکی نیستند.
نظریه ها انتزاعی هستند و شامل مفاهیمی است که به مددکار اجتماعی اظهار می دارد که کدام استراتژی مداخله ای ممکن است بر مددجویان تأثیر گذار باشد.
استراتژی های مداخله فعالیت های به هم پیوسته ای هستند که به وسیله مددکاران اجتماعی برای کمک به مددجو به منظور رسیدن به هدف هایشان انجام می شود.
بین تئوری های کار کردن درمانگر و استراتژی های مداخلاتی باید تناسب وجود داشته باشد.
رابطه بین نظریه و مداخله پیچیده می باشد زیرا میان استراتژی های مداخلاتی بیان شده به وسیله تئوری های مختلف اشتراک وجود دارد. دیدگاه های نظری خیلی شامل مجموعه منحصر به فرد از استراتژی های مداخلاتی نیستند. این نکته اغلب برای دانشجویان گیج کننده است.
مدل1ـ ارتباط بین نظریه برای اقدام
تئوری اصلی اقدام (برای ارزیابی)
( فرضیات مناسب درمانگر درباره ماهیت انسان )

الگوی اقدام
(یک استراتژی راهنمابرای کار کردن با انواع خاص مددجویان)

استراتژی اقدام
(یک استراتژی راهنما برای نزدیک شدن به مددجوی خاص)

مداخلات
( انجام دادن استراتژی اقدام: چیزی که ما بطور واقعی برای تسهیل فرآیند تغییرانجام می دهیم.)

منابع
ـ www.ehow.com
ـ thinking about theory